تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




هنوز دوسش دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:tanhatarin
آخرین ارسال:tanhatarin
پاسخ ها 7

هنوز دوسش دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام آقای عزیزیاز کجای زندگیم شروع کنم؟دوسال با شوهرم دوست بودم البته با الاع خانواده ها، تو این دوسال فهمیدم که سیگار میکشه و ازش خاستم ترک کنه اونم قبول کردو به اصطلاح ترک کرد... چون خونوادشون مدهبی بودن میدونستم که نمازخونه و چون معلمه فک میکردم آدم منطقیی هستش البته هست در مورد بیشتر چیزا به جز مشکلایی که الان باهاش دارم.الان یک ساله عروسی کردیم و من متوجه خیلی چیزا شدممشکلام ایناس:اصلا به نماز و روزه و عبادت امیت نمیده... خدارو قبول داره اما اینارو نه به هر طریقی بهش گفتم ولی گوش نمیده و فقط وقتایی که با خونواده ی من میریم مسافرت نمازاشو میخونه..... دیگه نمیدونم چجور باید پیش برمو ازش بخوام چون هرچی بیشتر در ای مورد بهش گیر دادم عصبانی تر شده و بهتر که نشده هیچ بدترم شدهدیگه اینکه تو یکی از مسافرتامون که دوسال پیش بودو مام نامزد بودیم فهمیدم باز سیگار میکشه و با کلی جر و بحث قول داد ترک کنه اما بعد عروسی کاراش مشکوک بود بئ سیگار میداد آدامس میخورد و..... باز یاد آوری کردمو دیگه چیزی ازش ندیدم حالا یا واقعا ترک کرده یا منو احمق کرده....امسال عید بازرفتیم سفرو یه شب گفت میخام سیگار بکشمو منم با عصبانیت دعواش کردم... دلم براش سوخت و گفتم اگه سیگارو ترک کنی برات یه قلیون میخرمو بعضی وقتا پات میشینم... بزرگترین اشتباه زندگیم بود... حالا قلیون شد کار هر روزش.... اونم جلو من... وقتی دید من بدم میاد شروع کرد با دوستاش بره بیرونو چند باری سر ین بحث کریم که الان بیرون رفتن شده کار تقریبا هرروزش... که حتی به خاطرش بهم دوروغم گفته و گفته جای دیگه میره اما من وقتی پیاماشو چک کردم فهمیدم چقد احمق فرضم میکنه...مثلا قول داده این چیزارو نکشه اما .... بهش گفتم بابا واسه خودت میگم... واسه بچه ای که الان چن وخته به فکرش افتادی... اما... نمیدونم دیگه باید از چه راهی کمکش کنم... گفتم از رابطمون محروم کنماما ترسیدم بدتر شه... گفتم بچه قبول نکنم با ز گفتم شاید بچه بتونه سرگرمش کنه و دست از این حماقت بازیاش برداره اما انگار حرف دوستاش بیشتر از حرفا من براش صحت داره.... فقط دوست دوست دوست.... کاش منم دوستش بودم نه همسرش!!!!!هنوز خیلی همو دوس داریم و اینو از رفتارای هم میشه فهمید اما اون نمیخاد حرفا من به کرسی بشه... اونم حرفایی که میدونم حقهچه کنم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    سن خودتون و همسرتون ؟ قبل ازدواج هم با دوستانشون زیاد رفت امد میکردند ؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من 23
    همسرم 26
    بله قبلا هم با دوستاشون زیاد رفت و آمد داشتن بشم گفتم دوس ندارم و گف باشه کمش میکنم اما ....
    جالبه اصلا خونوادش اصرار نکردن که این کارارو ترک کنن اون وخ از من انتظار دارن کاملا تغییرش بدم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    اینکه میگید هنوز دوسش دارید اصلا تایید نمیکنم به هرحال همسرتونه باید دوسش داشته باشید به هرحال هر مشکلی قابل حله نباید بگید دوسش دارید یا نداریداین فکر و اول از سرتون بندازید بیرون
    ابتدا عرض کنم فعلا به فرزند فکر نکنید موقتا به خودشم در میون بذارید
    برنامه هایی رو بهشون پیشنهاد کنید مثل ورزش و کوهنوردی ازش بخواید به جای قلیون و سیگار با دوستاش و گاهی باشما بره کوهنوردی و ورزشی رو ثبت نام کنه
    متاسفانه گاهی اوقات ما جوونا میخوایم به چیزهایی که در خانواده بهش نرسیدیم در زندگی جدیدمون برسیم یا حداقل آزاد تر باشیم اما نمیدونیم اینکار باعث لطمه خوردن به زندگی و بی مسئولیت جلوه دادنمون میشه

    به هرحال شما میتونید با نقشی که در زندگی ایشون دارید به ایشون پیشنهاد هایی رو بدید و ضعف از خودتون نشون ندید بلکه دوستانه و با محبت نه اینکه در مواقع خاص که ایشون به شما نیاز دارن یا اینکه با داد و فریاد اینو مطرح کنید با این روش ایشون برای کسب نیاز موقتا قبول میکنن و یا برای سکوت شما به ظاهر قبول میکنن و در باطن به کار خودشون میرسن
    شما میتونید بهش پیشنهاد کنید فلان باشگاه فلان ورزشو داره میخوای بری
    یا خودت بگید من میخوام برم ورزش مثلا ایروبیک اگه موافق باشی و اینکه تو چرا ورزش نمی کنی به نظرم فرزند آیندمون خوشحال میشه پدرو مادرسالم و تندرست داشته باشه
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام
    آخه این چه پیشنهادی بود دادی
    قلیون که ضررش ده برابره سیگاره ولی خوب قبحش ریخته
    تو باید به نظرم اصلا باهاش بحث نکنی
    ولی یکم کم محلی کنی ولی بهش بگو خسته شدم  دیگه چقدر باید نگرانت باشم  بگو مریض شدم دیگه
    میدونم خیلی سخته زیاد به راه کار های من توجه نکن فقط خواستم بگم واقعا درکت میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر

    همسر شما به سیگار و یا قلیون و یا در کل به دود علاقه مند هست و حتی ممکنه زمانی که شما رو از این عمل ناراحت میبینه ، تصمیم جدی به ترک بگیره اما زمانی که در محیط قرار میگیره وسوسه میشه.
    پس باید توجه کنید اولین قدم برای ترکش باید گرفتن محیط باشه.

    اما نکته ی خیلی مهم این که ، بحث ، اعصاب خوردی و تنش ، باعث ازدیاد این عمل میشه نه ترک.

    خیلی مهم هست که همسر شما برای کنار گذاشتن دود از این مسائل دور باشن پس باید از هر گونه نزاع و بحثی که باعث تشدید این عمل میشه جلو گیری کنید.

    اما چگونه به هدف برسیم؟؟؟

    میدونید چرا خانواده ی همسرتون از شما انتظار دارن که تغییرش بدین؟؟؟ چون شما در مقام تأمین کننده ی نیاز عاطفی همسرتون هستید و قدرت شما خیلی بیشتر از اون چیزی هست که تصور کنید ، اما اگر بلد باشید چطور باید استفاده کنید.
    اگر قرار بود همسر شما با دعوا و زور و کتک از این کار دست بردارن ، پدرش از شما قدرت مند تر بود. ولی میبینید که هیچ تغییری اتفاق نیوفتاده. پس شما باید از بُعد عاطفی وارد عمل بشید ؛ بهش میگن سیاست های زنانه.
    در یکی از پست های بالا نوشتین ای کاش من هم دوستش بودم نه همسرش.
    این آرزوی شما آرزوی محالی نیست ، بلکه پیش نیاز رسیدن به هدف شماست ؛ شما برای این که در هر مسئله ای بر روی همسرتون تأثیر گذار باشید باید در قدم اول دوست همسرتون باشید. برای دوستی باید یک ارتباط صمیمی و دوستانه برقرار کنید که دنیا تون رو پر از عشق و محبت کنه بدون این که به مسائل دودیش کاری داشته باشید بزارین توی خونه قلیون بکشه به جای این که با دوستاش بیرون بره و هر چی که دستش میدن بکشه.

    بعد از ایجاد شدن این رابطه ی صمیمی ، زمانی که همسرتون از شما یک خواسته ای داشت با خنده و عشوه های زنانه در مقابل درخواستش میتونید طلب کنید که قلیون رو فقط هفته ای یک بار و با اجازه ی شما بکشه.
    بعد از مدتی تحت چنین شرایطی میتونید وادار به ترکش کنید.
    این عمل تنها برای ترک نیست ، شما برای نماز و مسائل دینی میتونید همینطور وارد عمل بشید.
    دوست عزیز این کار زمان بر هست و شما نباید انتظار داشته باشید یک روزه به نتیجه برسید. اما قطعا نتیجه بخش خواهد بود.

    موفق باشید.


     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من از هر روشی رفتم خوبی کردم و باهاش مهربون بودم اما تنها عکس العملش این بود که گفت چن وخته با من خوبی چه خبره؟
    الانم دارم همین کار رو می کنم و قرار گذاشتم دیگه هیچی بهش نگم و فقط باهاش خوب بام و وانمود کنم کاراش دیگه واسم مهم نیست... شاید اینجور دلش به رحم بیادا
    صلن وقتی چیزی ازش میخام نمیکنه چن لحظه به حرفام گوش بده...
    بش گفتم بابا به خاطر خودت میگم... دوس ندارم شوهرم دچار مشکل بشه... دوست ندارم بچمون طوریش بشه می میگه خب باشه اما روز بعد همون چیزا تکرار میشن... البته الان چن روزیه دیگه حرفی نزدم
    راستی به نطرتون قیه ی بچه دار شدنو چیکار کنم... خیلی دلش بچه میخواد اما جرات ندارم بگم هروقت تغیر کردی اون وخت دیگه حوصله دعوا و جر و بحث ندارم....

     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •