تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رابطه با شخص بزرگتر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:armin409
آخرین ارسال:شاکی از این سرنوشت
پاسخ ها 6

رابطه با شخص بزرگتر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام

     به تازگي از طريق اينترنت با خانومي آشنا شدم كه 8 سال از من بزرگتره . اين خانم مطلقه است و رابطه ما  ..... يعني حقيقتش ازدواج موقت . در ابتدا فقط  به خاطر بحث جنسي سراغ اين نوع رابطه رفتم ... انقدر به خودم مطمئن بودم كه اصلا فكرشم نمي كردم گرفتار بشم ... اما شدم يكي از دلايلش اين بود ايشون خونه داشت و اين مساله خيلي مهم بود . البته در قبال اين قضيه ماهانه مبلغي رو به عنوان مهريه يا هر چيزي كه اسمشو بذارين بهش ميدادم . رابطش كم كم با من بهتر شد از خودش و خانوادش گفت اينكه توي سن 15 سالگي با كسي مجبور به ازدواج شده كه دوستش نداشته و دوتا بچه داره و الان 8 ساله از همسرش جدا شده و شوهرش نميذاره بچه ها شو ببينه و سالهاست كه اونها رو نديده و اين صحبتا ... 
    گفت كه يكي دو سال بعد از جدايي به خاطر مشكلات مالي گاهي ازدواج موقت كرده (هر چند كه الان چند ساله شاغله و درآمدش بد نيست)  ولي ميگه براي آبروش خيلي ارزش قائله و نميخواد اين مساله براش دردسر بشه براي همين حاضر شد با مهريه خيلي پايين تر با من كه به قول خودش آدم آرومي هستم و براش دردسر ندارم ادامه بده ... البته من خيلي كمكش مي كنم گاهي ميخواد خريدي انجام بده من ميبرمش كاراشو انجام بده و گاهي با هم بيرون ميريم ...تا اينكه كم كم بهش وابسته شدم و سعي كردم علاقمو بهش نشون بدم ... بارها براش هديه خريدم به بهانه هاي مختلف  علاقمو ابراز كردم ... ولي
    ولي از طرف اون چيزي نديدم ... كم كم احساس كردم به اين رابطه نگاه منفعت طلبانه اي داره ... اينكه يكي مثل من هست فقط براي اينكه كاراشو انجام بده . ولي من تا حالا در مورد اينكه به خاطر اين ازش دلخورم حرفي نزدم يعني آدمي نيستم كه از دلخوريام به كسي حرفي بزنم ،‌توي خودم ميريزم
    شايد چون از من بزرگتره ، از سن خيلي پايين درگير رابطه توي اجتماع شده و با آدماي زيادي مثل من ارتباط داشته خيلي راحت با من بازي ميكنه و شايد اصلا نگاهش به اين رابطه با نگاه من خيلي متفاوته و داره ازم سو استفاده ميكنه
    ميدونم كه كارم از اول اشتباه بوده ولي نمي تونم ارتباطمو باهاش قطع كنم

    به نظرتون باهاش مفصل صحبت كنم در اين مورد؟ يا رفتارمو باهاش عوض كنم ؟ يا ..

    لطفا كمكم كنيد ... اين مساله داره بهم ضربه ميزنه

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    چند نکته رو در صحبتتون اشاره کردین که  می تونه به روشن شدن این احساس تون کمک کنه ابتدا اینکه دلیل اولیه شما برای برقراری رابطه نیاز جنسی تون بوده و مدتی زندگی کردن و با هم بودن به نوعی شما رو وابسته ایشون کرده مسئله دیگه زندگی گذشته ایشون به وضوح می تونه هدفشون از این رابطه رو برای شما معلوم کرده باشه مسئله مهمتر اینکه  هدفتون از داشتن این رابطه بخاطر  نوعی دلسوزیه یا وابستگی و عادت کردن به ایشونه و...
    پس قصد و نیت تون رو از این رابطه رو برای خودتون مشخص کنید
    و دورنما و اینده این رابطه رو پیش بینی کنید (به بلند مدت این رابطه فکر کنید) این به شما کمک میکنه بتونید برای این احساس ارزشی قائل بشید و تصمیمی قطعی بگیرید یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ممنون

    خودش ميگه به من عادت كرده ولي من به غير از عادت ، بهش وابسته شدم . البته كتمان نمي كنم كه در نگاه اول بسيار دوست داشتني هست و هر كسي دوست داره بهش نزديك بشه ...

    من ترسم از اينه كه اون نگاهش به اين رابطه با نگاه من خيلي خيلي متفاوت باشه . آدم ركي هست و اگر اين احساس رو به من نداشته باشه راحت ميگه . به نظر شم باهاش در اين مورد صحبت كنم كه اگر اون مثل من فكر نمي كرد اين رابطه رو كلا باهاش قطع كنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    شما با پای خودت وارد این قضیه شدی
    با پای خودت هم باید بیای بیرون
    مسلما مامان شما یا بقیه ی  خانوادتون دوست ندارن یه زن بیوه ی بچه دار رو برای پسر مجردشون بگیرن
    من متوجه شدم ایشون به اندازه ی کافی پخته هستن که دارن اینطور باهاتون برخورد میکنن
    شما خودتم الان درگیر احساسات عاطفی و جنسی هستی
    و به این فکر نمیکنی که ایشون ممکنه تا حالا صیغه ی چندین نفر شده باشه
    سرت که از داغی در اومد تازه برات مهم میشه
    بعد ...............
    به نظرم بشین به تمامی عواقب منفی ای که میتونه در تشکیل چنین زندگی ای با چنین شرایطی بوجود بیاد فکر کن
    و همه شون رو لیست کن
    هر روز بخونشون ببین میتونی تحملشون کنی یه عمر
    ؟؟؟؟

    موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    n.h آواتار ها
    سلام
    وابستگی شما به ایشون فقط به خاطر مسائل عاطفی و جنسی که ممکنه اگه باهاشون ادامه بدین.بعد از مدتی اهمیتشونو از دست بدن.
    پس شما اگه بخواین ازدواج کنین باید معیارای مهم تری در نظر بگیری.
    در ثانی شما در بهترین سن برای ازدواج با یک دختر هستین ولی از این که وارد رابطه با چنین خانمی شدین واقعا تعجب میکنم.
    فکرکنم اصلا با فکر وارد این رابطه نشدین و خیلی از عوامل رو نادیده گرفتین.اگه آیندتون براتون مهمه و میخواین یه زندگی سالم و بدون مشکل داشته باشید بهتره هرچه زودتر رابطه اتون رو تموم کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    منم با نظر همسفر عزیز موافقم.ایشون کاملا مشاوره پخته ای داده اند.رفتار اون خانوم به جای اینکه براثر رابطه های مختلف ازسر سوءاستفاده باشماباشه ازسرپختگی وتجربه ایشونه.من اصلا کاری به رابطه جنسی شما ندارم ولی تفاوت8ساله سنی شما باعث میشه مشکلاتی به وجودبیاره که یکیش درک نکردن دنیای همدیگه هست مسلما تفاوت نسل ها باتوجه به پیشرفت جهشی تکنولوژی خیلی کم شده پس اگربخاهیم حتی به همین دلایل هم اتکا کنیم به نظر بنده در زندگی بامشکل مواجه خواهیدشد.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •