تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمرویی و زودرنجی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Saba86
آخرین ارسال:Saba86
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کمرویی و زودرنجی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سبز آواتار ها
    سلام صبا جان
    من فکرمیکنم به مایاد دادن...یا یادگرفتیم...یاشخصیتمون اینجوریه که همیشه میخوایم دیگران رو از خودمون راضی نگه داریم هرکاری میکنیم که کسی ازما ناراحت نشه .. برای همه سنگ تموم میزاریم ..به قیمت آزار دادن خودمون .

    خوب معلومه وقتی برای رضایت یه نفر تمام تلاشتومیکنی انتظار داری اونم همینجوری برات جبران کنه ووقتی این اتفاق نمیوفته چون کاردیگه ای بلد نیستیم غصه میخوریم .اول وآخرش ماییم که ضررمیکنیم

    مثلا همون چیزی که شما درمورد پذیرایی ازدوستتون گفتید من هم هرکاری میکردم که مهمونم راضی باشه ولی نتیجه کار همیشه برعکس بود .میدونید چرا؟
    چون اگر طرف آدمه قدرنشناسی باشه  ازمحبت آدم سوءاستفاده میکنه
     اگر قدرشناس باشه فکر جبران کار معذبش میکنه
    اگرهم آدمه حسودی باشه به فکر ضربه زدن یاابراز حسادتش با مسخره کردن میوفته

    بازم کی ضررمیکنه؟؟منو شما....          پس هرچی ساده تر صمیمی تر

    میدونید شایداگه یه کمی بیشتر به خودمون احترام بزاریم اوضامون بهتر بشه
    راستی واسه رودربایستی راه حلی پیدانکردین؟من هنوز منتظرمااا
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام بله دقیقا همینطوره که شما میگید منم چوون از بچگی همیشه در مقابل پدر و مادر چشم گفتم و سعی میکردم از من راضی باشن اصلا یاد نگرفتم که بعضی چاها باید بگم نهه یا از حق خودم دفاغ کنم یا در مورد راضی نگه داشتن همه از خودم مثلا من مادرم هم همینطورن همیشه برای همه سنگ تموم میذارن ولی ایشون فرقشون با من اینه که از هیچ کسم انتظاری ندارن!!! ولی من هنوز به این درچه تکامل نرسیدم  در مورد رودربایسی هم راستش  من هنوز راه حلی پیدا نکردم متاسفانه , فقط سعی میکنم که وقتی میخوام حرفم رو بزنم دیگه فکر نکنم فقط حرفمو بگم!! که اینم معمولا بدتره نتیجش. شاید آقای دکتر بتونن بهتر راهنماییمون کنن در مورد رو دربایسی
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    از تبادل تجاربتون نکات خوبی استخراج میشه. به این نکات دقت کردید؟

    مثلا یکیش اینکه کسی که دیگران رو مورد تمسخر قرار میده، خودش درون خودش کمبودهایی رو احساس میکنه. اگر اینو بدونید، تحملش خیلی راحت تر میشه.

    اما درباره رودربایستی داشتن:

    تو مثالی که در رابطه با دوستتون زدید، مشخص شد که دوستتون هم به شما علاقه منده و با شما احساس نزدیکی میکنه، چون از اینکه شما با دوست دیگرتون بیرون رفتید و او رو خبر نکردید، ناراحت شده. اما همین مثال نشون داد که توقعات دوستتون از شما هم چندان منطقی نیست. همینطور نشون داد که نحوه مواجهه شما با انتقاد او هم میتونه اصلاح بشه. خب، شما این حق رو داشتید و دارید که با دیگر دوستان خودتون به خرید برید، در حالی که به این دوستتون هم اطلاعی ندید. حالا که این حق رو دارید، پس نیازی به عذرخواهی نبود. می توانستید در پاسخش بگید که "متاسفم که ناراحت شدی، بعدا درباره اش صحبت می کنیم".

    دقت کنید نگفتم بگید:"متاسفم که ناراحتت کردم..."، بلکه گفتم"متاسفم که ناراحت شدی..."؛ یعنی مسئولیت ناراحتی او بر گردن شما نیست. البته شما مایل نیستید او رو ناراحت کنید، اما مسئول این ناراحتی خاص، انتظارات زیاد دوستتون از شما بوده. این نکته رو به خاطر بسپارید: خود شما هم اگر ناراحت میشید، مسئولش همیشه دیگران نیستند. گاهی توقعات و انتظارات بیش از حد ماست که مسبب ناراحتی هامونه

    اما درباره اینکه احساس می کنید نمیتونید حرفتون رو به دوستتون بزنید و اصطلاحا در رودربایستی قرار می گیرید:

    یک بار به دوستتون زنگ بزنید و بهش بگید که بیا با هم دوتایی بریم خرید. بهش بگید که باهات حرفهایی دارم که باید بزنم و این صحبتها در رابطه با دوستی من و خودت هست. این کار باعث میشه هم ذهن دوستتون آماده بشه و هم خودتون آماده گفتن بشید. به دوستتون بگید دلم میخواد انتقاداتی که از من داری یا انتظاراتی که از من به عنوان یه دوست داری رو بهم بگی. و بعدش هم من همین کار رو در رابطه با تو انجام میدم.

    حرفهاش رو کامل بشنوید و سعی کنید واکنش منفی نشون ندید، حتی اگر ناراحت شدید. به این فکر کنید که این جلسه صحبت برای اصلاح روابط هست. بعد از اینکه صحبتهاش رو انجام داد، شما شروع کنید. ابتدا خوبیهاش رو بیان کنید. از قبل روی خوبیهاش فکر کنید و این موارد رو بهش بگید. بعد بهش بگید من دلم میخواد برخی از ایرادات رابطه دوستی مون برطرف بشه تا به هم نزدیکتر بشیم(اینطوری نیت خیر خودتون رو بیشتر اثبات می کنید). بعد انتقادات خود رو مطرح کنید. وقتی صحبت می کنید، سعی کنید از ضمیر"من" بیشتر استفاده کنید تا ضمیر"تو". مثلا به دوستتون بگید"وقتی من نظری مخالف باهات مطرح میکنم و با واکنش منفی ات در جمعی مواجه میشم، احساس خوبی بهم دست نمیده". انتظار ندارم که با نظرم موافقت کنی، اما دوست دارم مخالفتت رو با شیوه های دیگری ابراز کنی. مثلا بگی"روی اینم میشه فکر کرد" و ...


    خب، حالا میتونید با این شیوه ای که گفتم، چند انتقاد از دوستتون رو اینجا بیارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام ، مشکل نتونستن وایستادگی کردن در برابر نفست  هست شاید بگی چه معنی میده ؟
    اما این نفست هست که به تو مسلط شده و اجازه انجام کارهاییکه عقلت میگه رو نمیده.....باید پا روی نفست بزاری و رو به رو شون با لحن مودبانه ولی قاطع ومصمم بهشون بگی .
    موفق باشی .تومیتونی....
    حالا برای سلامتیه همه ی هم تالاریها صلوات/
    [img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]راز موفقیت تو این است که وقتی دیگران ترمز بگیرند تو گاز بدهی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام آقای عزیزی ممنونم از راهنماییتون. دقیقا همینطور هست که شما میفرمایید. اگر بخوام از دوستم انتقاد کنم میتونم بگم که:
    1-  مثلا اینکه من شمارو محرم راز خودم میدونم و چون خیلی صبورانه به حرفام گوش میدی من مشکلاتم رو باهات مطرح میکنم ولی وقتی شما بعضی از این مشکلات من رو تو جمع مطرح میکنی هرچند ممکنه اصلا اهمیت هم نداشته باشن ولی من احساس میکنم که رازم فاش شده و ناراحت میشم.
    2- مثلا اینکه شما لطف میکنی خیلی وقت ها که جایی میخواید برید مارو هم دعوت میکنیم. ما هم به خاطر احترام و علاقه ای که به شما داریم دوست داریم که بیشتر وقتمون با شما بگذره ولی بعضی اوقات به خاطر شرایط مختلف ممکنه باهاتون تماس نگیریم این به این معنی نیست که نخواییم با شما باشیم معنیش اینه که شرایش طوری بوده که نتونستیم با شما باشیم.

    امیدوارم راهنمایی شمارو درست درک کرده باشم. بازم واقعا سپاسگذارم که وقت میگذارید و پاسخ میدید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    برای شماره یک، به جای"ولی وقتی شما بعضی از این مشکلات من رو تو جمع مطرح میکنی"، میتونین بگین"ولی وقتی برخی مشکلاتم رو تو جمع از زبونت میشنوم"...

    حتی اگر با گفتن این جمله هم دوستتون مقداری ناراحت شدند، شما آرامش خود رو حفظ کنید و حرفتون رو بزنید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    alone girl آواتار ها
    سلام،منم دقیقا همینجوریم!!!!!!!!!!!!!!!!دربرابرت وهین یا حرف دیگران جوابی نمیتونم بدم وهمه چیزو میریزم توخودموتامدتها روح وروانم داغون داغون میشه.دوست ندارم اجازه بدم هرکس هر طور میخاد باهام رفتار کنه.اعتمادبنفسم زیرصفرکمک
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سلام  من هم همین مشکل شمارو داشتم ولی الان دیگه سعی میکنم که حرفم رو بزنم این چند باری هم که این کارو انجام دادم نتیجه داد. یعنی دیگه تعارف رو گذاشتم کنار و اگر برای کسی کاری که میخواد رو انجام میدم منم اگر کاری داشته باشم بهش میگم که برام انجام بده. اینجوری درگیری با خودم خیلی کمتر شده. فکر کنم حداقل در رابطه با خودم مشکلم تعارفی بودنم هست. از طرف دیگه مثلا در مورد اون دوستم که میگفتم که منو مسخره میکرد. اولا دیگه باهاش مسائلم رو مطرح نکردم چون دیدم این آدم صلاحیت اینکه از زندگی آدم خبر داشته باشه رو نداره و ازش فاصله گرفتم و از طرف دیگه چند بار من هم مثل خودش ایراداش رو بهش گفتم که فکر نکنه فقط اون آدم کاملیه و حالا فهمیده که اگر بخواد مسخرم کنه جوابشو میدم دیگه الان چند وقتی هست که اینکارو انجام نداده. در کل ظاهرا باید با آدما مثل خودشون رفتار کرد. اگر احترام آدم ببینه احترام بذاره وگرنه فاصله باید گرفت و جوابشون رو داد که فکر نکننن هر چی دلشون بخواد میتونن بکن.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •