تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




من خسته ام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:cinderela
آخرین ارسال:s.esmailzadeh
پاسخ ها 5

من خسته ام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من خسته شدم خیلی از این زندگی
    نمیدونم دیگه با چه امیدی باید ادامه بدم
    با خانواده م مشکل دارم بیشتر با مادرم
    انگار ک براشون زیادیم و ازمن خسته شدن. مادرم مدام غر میزنه ک چرا ازدواج نمیکنی و منم یکسال پیش عاشق ی پسری شدم ک فکر میکردم ما با هم ازدواج میکنیم. در صورتی ک این پسر خیلی خونسرد و بی خیال بود. الانم ما باهم رابطه داریم ولی بعد از یکسال الان داره میگه من کارامو از قبل کردم و الان دارم برا ادامه تحصیل برا دو سه سالی دارم میرم مالزی. خودش میگه دوستم داره و میاد منو هم با خودش میبره ولی من امیدی ندارم ادمی ک بره خارج از این رو به اون رو میشه. از تمام وجودش تغییر میکنه. منم بهش وابسته شدم و خیلی دوستش دارم و از ی طرفی دیگه هم نمیخوام از دستش بدم و با کس دیگه ای ازدواج کنم
    از مامانمم خسته شدم از بس ک غر میزنه دلم میخواد برم ی جای دور ولی بابام نمیزاره, یک ترم دیگه هم دارم لیسانسمو بگیرم. الانم 21 سالمه. بهمن ماه کنکور فوق لیسانس دارم ولی با این اوضاع نمیتونم درس بخونم اعصاب و روانم داغونه
    و منم و اتاقم و تنهایی و اشکام
    کمکم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست گرامی
    امیدتون به خدا باشه ایشالله مشکلتان حل میشود
    ابتدا بگویید سن شما و دوستون ؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سن من 21 و سن دوستم 25
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز.زندگی بی امید سخته ولی بدتر اینکه ادم تو بلا تکلیفی بمونه خودتون واز این بلا تکلیفی نجات بدید شاید حق با شما باسه وقتی دوستتون بدون توجه ب شما وبی هیچ تضمینی پا میشه میره مالزی حق دارید نگران باشیدقبل ازاینکه بره بهاش اتمام حجت کنید بگید من مثلا تا چند ماه صبر میکنم اگه خبری ازت نشددیگه فراموشت میکنم واکنشی که نشون میده همون جواب شماست.موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام دوست عزیز
    در مورد غر زدن مادرتون و پدرتون باید بگویم که در این دنیا هیچ چیز با ارزشتر از خانواده نیست . انها جز صلاح شما و خوشبختی شما چیز دیگری نمیخواهند . متاسفانه ماها وقتی عزیزانمون از دست می دهیم قدرشان را میدانیم و مدام ارزوی برگشت شان می کنیم تا جبران کارهایمان را بکنیم .
    خب اینبار که مادر به مشاجره پرداختن با خونسردی کامل همه حرفهایشان را بشنوید اگر مخالف حرفهایشان بودید چیزی نگویید برای مدتی بعد با لحن ارام حرفهایتان را بزنید
    در مورد دوست پسرتان هم بگویم حدس شما درست هست . مطمئن باشید ایشون برنمیگردن که با شما خارج از کشور بروند اگر واقعا خواستار چنین چیزی بودند در ایران  با شما ازدواج میکردن

    خب توصیه من :
    دوست عزیز اگر نمیخواهی پشیمان شوید در اینده
    اگر نمیخواهید غروزتان شکسته شود
    اگر نمیخواهید عزت نفستان و ارزشتان ازدست  دهید
    همین الان با این اقا کات کنید و اگر دوباره خواستار دوستی شدن بگویید نمیخوام این رابطه بدون هدف را ادامه دهم .
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •