تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




می ترسم مادرم بمیره... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:روناک قوام پور
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 10

می ترسم مادرم بمیره...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.16 سالمه.شباا از ترس اینکه مامانم ممکنه بمیره همینجور به سینش خیره میشم ببینم نفس می کشه یا نه....فکر می کنم نزدیک به یک ساله...این احساسو نسبت به پدرم ندارم ولی نسبت به برادر 5 سالم چرا...
    واقعا عذاب آوره...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام

    به تالار همیاری خوش اومدید

    منم تا همین چن سال پیش که هم سن شما بودم شبا میترسیدم که والدینم و مخصوصا مادرم خدایی نکرده بمیرن... از خودم صدا در میاوردم تا بیدار شه یه ت---- بخوره تا خیالم راحت شه

    الانم خیلی خیلی به ندرت اینطوری میشم

    نمیدونم چی شد که وضعم عادی شد و بی تفاوت شدم... ولی اینا خیالاتیه که شیطان به فکر آدم میندازه...

    به نظرم روزها بیشتر فعالیت کنین و خودتونو مشغول کنین که شبها وقتی به رخت خواب میرین راحت خوابتون ببره و وقت فکر کردن به این مسائل رو نداشته باشین... یا میتونین فکرتونو به جاهای دیگه متمرکز کنین... مثلا کارایی که تو طول روز انجام دادین... کارایی که فرداش میخواین انجام بدین و...

    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ایزدی آواتار ها
    سلام

    روناک عزیز تا مشاوران  راهنمایی تون کنند یک سوال؟

    علت خاصی وجود داره که چنین حسی داری؟ سابقه بیماری؟ خاطره بد؟ و ...

    لینک زیر رو ببین  

    ترس از دست دادن عزیزان

    پاسخ محمد جواد عزیز رو بعد از ارسال الان دیدم می تونه براتون مفید باشه.
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از لینک...حتما مطالعه می کنم.نه علت خاصی نداره.می ترسم امانم بمیره.نمی دونم بدون اون چکار باید کنم....
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام منم یه مدت مث تو بودم اما نه به این شدت..........
    اما الان خیلی بهترم.....خداروشکر
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام
    منم مثل شمام ....نمیدونم این چه بیماریه بخدا...بیشتر از این میترسم که میگن به هرچی فکر کنی همون میشه...یعنی واقعیت داره؟؟؟؟من این فکر دنگیمو مختل کرده
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام
    ترس یه چیز غریزیه بین همه ی انسان ها...که دربعضی به دلایلی بیشتره...
    شما میتونه یکی از دلایل ترستون این باشه که ممکنه کسی از آشنا ها یا اقوام فوت شدن و ترس شما از این مورد بیشتر شده و دلیل دیگرش وابستگیتونه به مادرتون....
    که این یه امره طبیعیه....
    ولی این که نتونستید به درستی باهاش کنار بیاید...اینکه افکار منفی توی ذهنتون بیشتره تا افکار مثبت شما برای غلبه با این مشکل باید سعی کنید افکار منفی را دور بریزید و با افکار مثبت ادامه بدید...
    چطوری؟...مثلا به این صورت که:به جای اینکه شبا از این بترسید که مامانم میمیره به جای این تفکر منفی
    یه تفکر مثبت توی ذهنتون پرورش بدید مثلا...چرا مامانم باید بمیره من الان تازه این سالمه و قراره که ازواج کنم و مامانم توی لباس عروس منا ببینه پس دعا میکنم تا زنده باشه ومنا توی این لباس ببینه...و خیلی افکار مثبت که میتونه به شما کمک کنه که به این مشکلتون غلبه کنید...
    سعی کنید وقتی موقع خواب این افکار منفی توی ذهنتون تنش ایجاد میکنه یه حالت برعکس توی ذهنتون پدیدار کنید که این افکار منفیا به مثبت تبدیل کنه...
    مثلا اینکه تا توی ذهنتون احساس کردید که ممکنه مادرتون بمیره بهش فکر نکنید و بلافاصله به یه سمت دیگه سوقش بدید که چرا مامانه من مشکلی نداره و افکاره مثبت را به ذهنتون وارد کنید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    ببخشید اگه کسی از چیزی( مثل همین مورد )زیاد بترسه یا افکار منفیش زیاد باشن ..واقعا براش پیش میاد ؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام
    ببینید اینکه به خاطر ترس شما باشه این اتفاق مییوفته نه ربطی به ترسیدن یا نترسیدن شما نداره به هر حال مرگ دست خداست...
    علت اینکه شما اینطور فکر میکنید اینه که حتما یکی از این موضوع میترسیده و واسش اتفاق افتاده در صورتی که به ترس فرد هیچ ربطی نداشته و وقتی اتفاق افتاده این ترس خودشا با این اتفاق یکی دونسته...
    در صورتی که بازم میگم مرگ دست خداست...
    و با این افکار منفی فقط روان خودتونا اذیت میکنید...و اعتماد به نفس خودتونا پاین میارید و این مشکل باعث پدید آمدن مشکلای جدیدتر به روانتون میشه...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    elnaz.t آواتار ها
    واااای منم درموردخونوادم اینجوریم زبوووووونم لاااااااااااال
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •