تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوراهی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شنطول
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

دوراهی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    راستش خودش قبلا گفت بیا جدا شیم ولی من فک میکردم باهاش کنار میام و گفتم فعلا باهم باشیم ولی دیدم نشد و کار مشکلیه نه تنها واسه الان بلکه واسه آینده چون من از همین الان میگرن عصبی گرفتم بخاطر اون قضیه وای به حال اینکه تو زندگی مشترک بازگو بشه سکته میکنم چون بینهایت حساسم رو این مسائل.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    ...اگر واقعا این خانوم یه بار اشتباه کرده باشه و پشیمون باشه حق یه زندگی موفق با یه آدم معتقدو نداره؟مگه تو همین تالار به دختر خانومایی که از اشتباهاتشون پشیمون اند و  خواستگار دارن و دوست دارن ازدواج کنن هممون توصیه نمیکنیم که توبه کن و با یه آدم سالم ازدواج کن و به گذشته فکر نکن...
    حالا اگه بجای این دختر خواستگارش بیاد به یه شکل دیگه پرسشو مطرح کنه همه بهش جواب میدن قید این دخترو بزن؟!!!!
    من خودم نظری راجع به مشکل این آقا نمیدم فقط از خوندن نظرات کاربرا تعجب کردم .


    امیدوارم بهترین تصمیمو بگیرید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    چرا در جامعه ما ، مردای ایرانی به راحتی راجع به صداقت و پاکی کسی قضاوت می کنن در حالی که خودشونو از هر خطائی مبرا می دونن و هیچ کاری براشون عیب و ننگ نیست ؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    از وقتی که باهم بودین چیزی ازشون ندیدید؟
    به نظر من گذشته باید توی گذشته بمونه، آدم اگه یه اشتباهی توی گذشته اش داشته باشه و ازش پیشمون باشه که نباید تا ابد چوب اون اشتباه رو بخوره
    اگه الان ازش مطمئنید شاید بشه گذشته رو فراموش کرد
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام دوست عزیز
    کسی قضاوت نکرده ولی اینو خودشم اعترف کرد ولی باور کن کسی از ذات کسی خبر نداره کسی چه میدونه که یه دختر قبلا چیکار کرده یا چی بوده،هرچیم ازش بپرسی کتمان میکنه چون میدونه کارش اشتباه بوده اون پسر آشغال هم پیشنهاد دوستی داده واینم قبول کرده نه ازدواج!!!!!!!!من از همین ناراحت شدم و دارم میسوزم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    چیزی که ندیدم ولی بصورت عادی با اون پسر ارتباط تلفنی داشت و میگفت اینا دوستای اجتماعیم هستن حتی من بهش گفتم حق نداری باهاشون ارتباط داشته باشی اونم سریعا تند شد و گف اینا همکلاسم هستن و قرار شده حتی ازدوج هم که کردیم باهم رابطه خانوادگی داشته باشیم بعد که گند کارش دراومد و من فهمیدم دیگه حالا به حرررررررمت من باهاشون نمیحرفه وگف از وقتی با اون پسر بهم زدم گفته بیا حالا دوستای عادی باشیم باهم همین!!!!!خیلی خنده داره بخدا فک میکرد من احمقم فقط چون بهش دل بسته بودم یه کم برام سخت بود که باهاش بهم بزنم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'شنطول' pid='18075' dateline='1375718383'
    چیزی که ندیدم ولی بصورت عادی با اون پسر ارتباط تلفنی داشت و میگفت اینا دوستای اجتماعیم هستن حتی من بهش گفتم حق نداری باهاشون ارتباط داشته باشی اونم سریعا تند شد و گف اینا همکلاسم هستن و قرار شده حتی ازدوج هم که کردیم باهم رابطه خانوادگی داشته باشیم بعد که گند کارش دراومد و من فهمیدم دیگه حالا به حرررررررمت من باهاشون نمیحرفه وگف از وقتی با اون پسر بهم زدم گفته بیا حالا دوستای عادی باشیم باهم همین!!!!!خیلی خنده داره بخدا فک میکرد من احمقم فقط چون بهش دل بسته بودم یه کم برام سخت بود که باهاش بهم بزنم.
     
    ببین دوست عزیز این چیزی که الان میگی با اون چیزی که اول تاپیک گفتی زمین تا آسمون متفاوته
    در این مورد نظر شخصی من اینه که بیخیالش شی و وقتی به کارایی که خودش میگه بعدها انجام میده(دوستی با نامحرمش)فکر کنی راحت تر میتونی فراموشش کنی

    مطمئنی با شما هم به قصد دوستی رابطه نداره؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    اگه حقیقتشو بگم اون نیتش دوستی بوده اما من نه،درحالیکه معمولا برعکسه،همون ماه اول یه دعوا باهام کرد سر هیچی من تو خونه بودم یهو اس داد نوشته بود حق نداری دیگه بامن کاری داشته باشی!!!منم خب خیلی دوسش داشتم نیتمم پاک بود با هزارجور خواهش برش گردوندم بعدش ازش پرسیم مشکلت چیه بهم گفت تو یه دوست پسر بیشتر نیستی پس به تو ربطی نداره!!!باور کن اون لحظه دلم شکست ولی گفتم اشکال نداره حتی بهشم گفتم مگه من تو رو واسه ازدواج نمیخوام؟؟گفت من از این مسخره بازیا خوشم نمیاد و اعتقاد ندارم این دوستی ها واسه ازدواجه!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    سلام ببخشید من سال اول دانشگاه با ی پسری آشناشدم به قصد ازدواج قبلا هم نه با کسی بودم نه چیزی یفقط به ازدواج فکرکردیم ولی چون شرایطشو نداشت صبرکردیم تا درسم تموم شه بره سر کار ولی هرسال بدترشد اخلاقش میگفت نمیخام با دس پس میزد با پا پیش میکشید اصلا معلوم نبود اوضاع از چه قراره من که فهمیدم این واقعا داره سر کارم میزاره گفتم من دیگه نمیخام و ی سری مسایل که خودشم فهمیدو گفت باشه ما به درد هم نمیخوریم پسر خوبی بود واقعا ولی اخلاقامون بهم نمیخورد و همین باعث شد منطقی جدابشیم  تو همین گیرو دار ی خاستگارواسم اومده همه چی تموم نمازو روزه به جاش همه شرایطمم قبول داره پسره خوبی ولی من اصلا آمادگیشو ندارم هنوژدرگیر مسیله ی قبلم واقعا دارم له میشم خانوادم بهم فشار میارن پدرمو در آوردن میگن دیگه مثل این نمیاد سطح فکرشون پایینه در صورتیکه واقعا هنوز از فضای اون یکی در نیومدم هنوز میرم دانشگاه هرروز میبینمش اونوقت چطوری بیام با یکی دیگه ازدواج کنم نمیتونم. شماراهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام دوست عزیز
    بنظر من ازدواج کن و به زندگیت برس که بتونی پسر قبلی رو فراموش کنی نه اینکه هرروز ببینیشو غصه بخوری.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •