تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خسته شدم از خودم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nemidonam
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 6

خسته شدم از خودم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام ....من همیشه از وقتی یادم میاد بابام مخصوصا باهام بد حرف میزنه اما از لحاظ مالی خواسته هام بر آورده میکنه و تا الان  80% خواسته هام قبول کرده  اما من پول نمیخوام من آرامش و محبت میخوام همین ...
    همش میگه بچه ها مردم چطورن تو چطوری از دوران راهنمایی همین میگفت

    وقت انتخاب رشته اونقد تحت فشار قرار گرفتم از طرف مامان و بابام  معدلمم خوب بود 19.70 اینا بود اونا میگفتن تجربی اما من رشته ها فنی دوست داشتم...
    بعد یه جوری صحبت میکردن که من ترسیدم برم فنی ...میگفتن نری این رشته آینده نگی نگفتی خلاصه من میترسیدم برم فنی 2روز دیگه بی کار بشم باز سرزنش شم...اومدم تجربی کنکور امسال خراب کردم و.........
    بچه خواهرشم خراب کرده اما منو بازم با اون مقایسه میکنه ....من رشتم تجربی اما مقام نقاشی رنگ روغن دارم و استعداد هنری زیاد که اونم به خاطر لطف خانواده 3سالی هست خوشکیدش....البته خودمم مقصرم .....
    هک بلدم طراحی سایت بلدم اما...... هیچ کدوم اینا به چشمشون نمیاد ...هیچ وقت به کارام افتخار نشد...طراحی میکردم به مامانم میگفتم بیا ببین چ طوره با هزارتا التماس یه نگاه میکرد بعدم میگفت اینا واسه آدم نون آب نمیشه !!!!!!!! تمام احساس من خورد شد ...عقده شد رفتم پی هک ..
    الان پیشرفت کردم اما فایدش چیه ؟؟؟؟ خانوادم منو قبول ندارن ....پدر من معلمه !!!!!!!!
    من موندم چرا اینجوری برخورد میکنه !!!!
    من دوست دارم با پدر و مادرم صادق باشم هر موقع راست گفتم سرزنش شدم ....
    الانم فک میکنم به هیچ دردی نمیخورم...بابام میگه تو آدم نیستی !!!! مامانم از اون طرف سرزنش میکنه
    منو به خاطر کارایی که میکنم مسخره میکنن ...من مدیر یه سایت تفریحی و .... هستم به خاطر مسائل شخصی نمیگم اسمشو ....
    منو مسخره میکنن به خاطر اینکه یه چیزایی تو اینترنت بلدم و میگن اینا پول نمیشه!! اما همه ی علاقم همه ی احساسم پای اینجور چیزا گذاشتم ....هرچیم بلدم مخفیانه یاد گرفتم که سرزنش نشم..
    این چه زندگیه که یکم ارزش برای کارام قایل نیستن...

    تنها کسایی که ارزش کارام میدونن دوست دخترمه که خیلی کمکم کرده همیشه نظر داده همیشه چمدونم واسه طراحیام منو کمک کرده آرومم کرده....
    چندتا دوست مجازی دارم که اونها ارزش کارامو میدونن..
    اینترنت جایی شد از بچه گی واسم که همه منو قبول داشتن اما خانواده هیچوقت نگفت آفرین چه طرح قشنگی.....

    فقط تجربه شده واسم بچه خودمو هر جور که هست قبولش داشته باشم و توهین سرزنش نکنمش که از بچه گی بالشتش شبا خیس نشه!!

    من الان فکر میکنم به درد هیچ کاری نمیخورم و سربار خانوادمم.... میخوام برم دنبال کار ...
    دانشگاه ازاد باید برم امسال اما میترسم خانوادم سرزنش کنن بگن فلان درس رد شدی ....میفهمید که چی میگم ...
    از طرفی آدمی هستم که تو خودم میریزم  خانوادم فکر میکنن بیخیالم ....اما به خدا نیستم...و بیشتر سرزنش و تمسخرم میکنن  که یه تاثیری ببینن یعنی واقعا باید گریه کنم که بفهمن ناراحتم؟؟؟

    الان من بمیرم بهتره یا یه خاکی تو سرم کنم ؟؟؟ چی کار کنم ؟؟؟

    من بچه اولم و خانواده 5 نفری هستیم ....
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    شبنم آواتار ها
    سلام نمیدونم عزیز به همیاری خوش امدید
    چند سالتونه ؟
    از نظر رفتاری با پدر و مادرتون چگونه رفتار می کنید ؟
    ماشالله این همه کار بلدید ایا واقعا خودتون را قبول دارید ؟
    پدر مادرتون می خواهند شما چگونه باشید تا تاییدتون کنند؟
    سوالات را پاسخ بدید و منتظر راهنمایی مشاوران محترم باشید
    خب شاید ارزش این کارها را نمی دونند یا شاید شما هم زیاد جدی نمی گیرید کار خودتون را؟
    پدر و مادر نعمتهایی هستند که یک دفعه میان و یک دفعه میرن قدرشون را بدونید انشالله به زودی احساس ارامش کنید و محبتی را که انتظارش را دارید بدست اورید خوشبخت باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام ....منم همین حس شمارو دارم خسته شدم از خودم ولی نمیدونم چیکار کنم....من تازه عضو شدم میشه بم بگی چجوری باید سوالمو از روانشناسای اینجا بپرسم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام.میدونم خیلی شرایط سختیه منم تقریبا حالتو ذرک میکنم.میخوام برم فنی اما خانوادم نمیزارن.تحمل کن.کاری ک هممون باید بکنیم.ان شا... بزودی آرامشتو بدست میاری.تو تنها نیستی.ماها همه پشتتیم.سعی کن جوری زندگی کنی ک خودت دوس داری البته سالم.نذار حرف دیگران روت تاثیر بذاره.امیدوارم همیشه موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    baran71 آواتار ها
    خیلی غصه داره که پدرت یا مادرت فرهنگی باشه و بازم این مشکلاتو داشته باشی...مثل خود من...واقعا می فهمم.
    دوست عزیز!سعی کن خودت از خودت راضی باشی!حداقلش اینه که کم توجهی و بی توجهی خانوادت کمتر اذیتت میکنه.کاری کن که خودت از خودت راضی باشی.مگه نفوذ خانواده روی آدم تا چند ساله؟بالاخره اینا هم تموم میشه.امیدوارباش.
    برات آرزوی موفقیت می کنم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز واقعا تبریک میگم به خاطر این همه استعداد و توانایی با این همه مسئله ی که دارید با خانوادتون بازهم توانایی دارید
    پیشنهادی که بهتون میکنم بخاطر رفتن در رشته ی فنی و قبولی در دانشکده فنی
    خوندن تست های همون رشته هاست و شرکت در آزمون فنی است
    به هرحال شما به سنی رسیدید که بتونید برای آیندتون تصمیم بگیرید وقتی به موفقیت رسیدید اون وقت خانوادتون به شما افتخار می کنن شما این همه کار مخفیانه یاد گرفتید برای کنکور وقبولیش هم می تونید موفق بشید

    برای توجیه والدینتون اگر این بحث رو بیان کنید که من در شش سال دیگه نمیتونم با پزشک شدن بدون علاقه یک بیمار و درمان کنم و با جون مردم بازی کنم
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •