تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطور با این مسئله کنار بیام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:shadow
آخرین ارسال:lale
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

چطور با این مسئله کنار بیام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان یه مشکلی هست چند وقته خیلی ذهن منو مشغول کرده من 22 سالمه تازه 2 ماهه درسم تموم شده و تا چند ماهه دیگه میخوام برم خدمت جریان از این قراره که من ترم 2 کارشناسی بودم که با یک خانمی آشنا شدم یعنی ایشون از من تو درساشون کمک خواستن باید بگم من همیشه آدم سربزیری بودم چه تو کاردانیم چه کارشناسی برا همین با اینکه 2 ترم با این خانوم همکلاس بودم ولی انگار بار اولم بود که ایشونو میدیدم خلاصه من از ایشون خوشم اومد و ایشونم همینطور از من ولی من هیچوقت به ایشون در مورد احساسم چیزی نگفتم تا یکروز ایشونو تو دانشگاه دیدم و برا اولین بار یکم از خودم گفتم اونم از خودش تا اینکه صحبت سن شد وقتی ایشون سنشونو گفتن من فقط کم مونده بود شاخ در بیارم ایشون 5 سال از من بزرگتر بودن و این مسئله مثل یک پتک محکم خورد تو ذوقم آخه ایشونو هر کی میدید فکر میکرد نهایتش 20 سالش باشه از لحاظ ظاهری و اندام خیلی سنش کم میزد بعد اونروز من خیلی با خودم فکر کردم از یه ور احساس میکردم این خانوم همونیه که من میخوام از یک ورم سن ایشون و بیشتر از اون شرایط بد من میگفت که این بدرد تو نمیخوره خلاصه من رفتارم یکجور با این خانوم سرد شد سعی میکردم کلاسام با ایشون نخوره و یکجوری بیتفاوت باشم با اینکه میدیدم ایشون ام  علاقه ای به ارتباط به من داره از یک طرفم میدیدم یکی از همکلاسیام زیاد به این خانوم نزدیکه با اینکه بعضی وقتا میدیدم که این خانوم بهش کم محلی میکنه ولی حسم بهم میگفت یه چیزی بین این 2 نفر هست خلاصه ترم گذشته این خانوم از من خواست که تو کارای پایان نامش بهش کمک کنم منم قبول کردم و سر این مسئله شمارشونو ازشون گرفتم و اگرم بهشون زنگ زدم یا تماس گرفتم فقط برای درس ایشون بود و چند تا پیام معمولی فلسفی که همه به هم میدن به هم میدادیم تا اینکه یکروز من دلو زدم به دریا گفتم در مورد ارتباطش با اون آقا بپرسم و بهشونم گفتم میتونن ج بدن یا ندن که ایشون گفتن خواستگارن ولی خانواده قبول نکرده  گفتم چرا گفت فعلا کار ثابت نداره بهش فرصت دادن گفتم باهاش تفاهم داره گفت آره بعد منم گفتم مبارکه و خوشبخت بشن و از این حرفا که گفت هنوز چیزی معلوم نیست و ممکنه بهم نرسیم که فکر کنم این حرفشو بخاطر من زد ولی من نمیخوام  حکم یار ذخیره باشم به خاطر همین رابطمو کامل قطع کردم البته رابطه ایم نبود  ولی خوب همون پیامم دیگه بهش نمیدم ولی الان موندم تو  دو راهی شاید بقول یکی از دوستان چون من تابحال دنبال اینجور مسائل نرفتم این خانوم انقدر فکر منو مشغول کرده و ایشونو تافته جدا بافته میدونم ولی خودم این حسو ندارم از یک طرف میگم باید بیخیال شم چون حداقل تا 3 سال دیگه شرایط ازدواجو ندارم از یک طرفم میترسم فردا روز پشیمون بشم بنظرم اگه احساسمو به این خانوم بگم منتظرم میمونه ولی خودم فکر میکنم یکجور خودخواهیه حالا بنظر شما من چیکار کنم ذهنمو خیلی مشغول کرده به خودش چون آدم وسواسیم کلیم با خودم کلانجار رفتم تا این پستو گذاشتم به هر حال ببخشید که طولانی شد متن با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز.
    به نظر من اگه شرایط دختر و پسر تو بهترین شرایط باشه و خانواده ها هم کاملا تو شرایط ایده آل باشن و خلاصه همه چی عاااااالی باشه, حتی 1سال فاصله ی سنی(دختر از پسر بزرگتر ) مشکل سازه.نه تنها من,اکثر روانشناسا نظرشون همینه.5 سال فاصله سنی خیلیییییییییییی زیاده!اون خانوم از نظر فکری 10سال با شما فاصله داره.
    همین امروز همه چی و فراموش کنی بهتره.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'Nazaniin' pid='17521' dateline='1375458593'
    سلام دوست عزیز.
    به نظر من اگه شرایط دختر و پسر تو بهترین شرایط باشه و خانواده ها هم کاملا تو شرایط ایده آل باشن و خلاصه همه چی عاااااالی باشه, حتی 1سال فاصله ی سنی(دختر از پسر بزرگتر ) مشکل سازه.نه تنها من,اکثر روانشناسا نظرشون همینه.5 سال فاصله سنی خیلیییییییییییی زیاده!اون خانوم از نظر فکری 10سال با شما فاصله داره.
    همین امروز همه چی و فراموش کنی بهتره.
    --------------------------------------------------------------------

    حرفتون کاملا متینه اتفاقا من خیلی به این مسئله فکر کردم ولی یک دلیلی که معمولا تو این مورد میگن اینه که زن بعد ها شکسته میشه از این حرفها ولی این خانوم از لحاظ ظاهری از منم کم سنو سالتر میزنه بعد از لحاظ فکری ام فکر میکنم خیلی بهم نزدیک باشیم حتی من چون از 12 سالگی کار میکردمو کلا تو اجتماع بودم حتی شاید از این خانمم پخته تر باشم درضمن من چند تا از آشناهامون و میشناسم که خانم بزرگتر از آقا بوده ازدواج کردن با اختلاف سنی 4 سال یا حتی بیشتر و الانم هیچ مشکلی با هم ندارن و خیلی خوب زندگی میکنن البته اینم میدونم که ظاهر و باطن قضیه معمولا فرق میکنه ولی خوب اونا واقعا با هم خوب هستن ولی ممنونم که نظر دادی

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    من اگه جای تو بودم بیخیال میشدم
    شش ماه زمان لازم داره
    فوق فوقش هشت ماه

    از هر چی که تو رو یاد خانوم می اندازه دوری کن
    انشالله موارد بهتری برات رخ میده
    و خدا کاری کنه که امکان ازدواجت خیلی زودتر از سه سال فراهم بشه
    برات دعا میکنم
    برای منم و البته بقیه ی بچه های سایت هم دعا کن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    شما الآن این حرفارو میزنین.اولا شما که تو عمق رابطه ی اون زوجی که ذکر کردین نیستین.از کجا معلوم که همه ی اینا تظاهر نباشه؟
    دوما هرچقد که اون خانوم baby face باشه,حاملگی و چیزای دیگه شکسته ش میکنه.خانمها از 40سالگی به بعد یهو پیر میشن و شکسته میشن.
    در هر صورت امیدوارم تصمیم درست و بگیری.سخنرانی دکتر فرهنگ رو در مورد ازدواج موفق دانلود کن و گوش کن.بهت کمک میکنه
    http://mokhs.com/T-%D8%AF%D8%A7%D9%8...88%D9%81%D9%82
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'الهه65' pid='17532' dateline='1375461343'
    من اگه جای تو بودم بیخیال میشدم
    شش ماه زمان لازم داره
    فوق فوقش هشت ماه

    از هر چی که تو رو یاد خانوم می اندازه دوری کن
    انشالله موارد بهتری برات رخ میده
    و خدا کاری کنه که امکان ازدواجت خیلی زودتر از سه سال فراهم بشه
    برات دعا میکنم
    برای منم و البته بقیه ی بچه های سایت هم دعا کن
    -------------------------------------------------------------------
    حتما امیدوارم هر کی هر مشکلی داره زودتر حلشه نه من اصلا به ازدواج فکر نمیکنم یعنی شاید بگین الان این حرفو میزنم این خانمم سعی میکنم فراموش کنم یعنی همون موقع که این پستو زدمم گرفته بودن ولی خوب یک تردید داشتم درسته هرجور بخوایم فکر کنیم نمیشه جلوی واقعیت و گرفت

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'Nazaniin' pid='17533' dateline='1375461851'
    شما الآن این حرفارو میزنین.اولا شما که تو عمق رابطه ی اون زوجی که ذکر کردین نیستین.از کجا معلوم که همه ی اینا تظاهر نباشه؟
    دوما هرچقد که اون خانوم baby face باشه,حاملگی و چیزای دیگه شکسته ش میکنه.خانمها از 40سالگی به بعد یهو پیر میشن و شکسته میشن.
    در هر صورت امیدوارم تصمیم درست و بگیری.سخنرانی دکتر فرهنگ رو در مورد ازدواج موفق دانلود کن و گوش کن.بهت کمک میکنه
    http://mokhs.com/T-%D8%AF%D8%A7%D9%8...88%D9%81%D9%82
    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
    نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی سعی کردم همیشه منطقی فکر کنم اگه منظورتون دکتر هلاکویی من تقریبا تمام برنامه هاشون و گوش کردم به همه هم توصیه میکنم گوش کنن البته من بعد فراموش کردن این خانوم سعی میکنم اصلا به ازدواج فکر نکنم حداقل برای 5 سال آینده چون به قول دکتر هلاکویی باید یه سری مسائل و برا خودم حل کنم و بعد زمانی که آمادگیشو داشتم انجامش بدم همونطور که زمانی که میخواستم بعد از درس برم خدمت که خیلی ها یعنی از هر 10 نفر 8 نفر میگفتن برو ادامه تحصیل بده ولی خوب هیچکس مثل خود آدم نمیتونه شرایط ودرک کنه من اگه میرفتم برا ارشد با 20 درصد آمادگیم باید ادامه تحصیل میدادم برا همین خدمت و انتخاب کردم وبنظرم یکی از بهترین تصمیمایه زندگیم و گرفتم بگذریم از این مسئله هم که اکثر دوستای من معافیت گرفتن که بعضی هاشونم اگه عدالتی بود حقشون نبود معاف بشن شب خوابیدن صبح بلند شدن 2 سال از زندگی افتادن جلو البته من نا امید نیستم بنظرم باید نیمه پر لیوانو دید و خدمتم میتونه تجربه خیلی خوبی باشه برا من
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    خیلی خوشحالم که انسان انرژی مندی هستی
    و جلوی پاتو هم نگاه میکنی
    برات بهترین ها رو آرزو میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    یک مسئله دیگم در پاسخ به نازنین خانم باید بگم که متاسفانه ما به ازدواج یا در کل جامعه به ازدواج بدید یک معامله نگاه میکنه انگار که ما میخوایم جنس بخریم مثل اینکه شما امروز یک موبایل میخری بعد بگی دو سال دیگه بدردت نمیخوره یا ازش زده میشی به نظرم اگه کسی یک نفرو بخواد یعنی با تمام ایرادا نقصاش اونو میخواد بعد شما میگی 40 سالگی شکسته میشه خوب بشه من کسی و که بخوام با چینو چوروکاشم میخوام آدمی که هوس باز باشه حور بهشتی ام بهش بدن هوس بازه اطراف من پره از آدمایی که زن دارن مثل چی دارن خیانت میکنن بعد رابطه ای که از روی عشق باشه 1 سالش به اندازه 5 سال میتونه ارضا کننده باشه همینطور که دکتر فرهنگ میگه  صحبت کردن و حتی لمس کردن اون ارضا کننده وشاید شما تا مدتی اصلا به رابطه جنسی هم با اون فکر نکنین
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نه منظور من دکتر شاهین فرهنگه.
    منظورم اصلا از اون بُعدی که شما میگین نبود.بعد از اینکه خانمتون 40سالش شد و صورتش پر چروک شد.و از طرفی شما بخاطر مرد بودنتون با گدشت سنتون جوونتر به نظر میاین و تفاوت سنی تون از چهره ی هردوتون کاملا به چشم میاد.واین اصلا جالب نیست
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •