تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دامن از چه رو آلوده ای مجنون؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مجنون پست
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

دامن از چه رو آلوده ای مجنون؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    جناب پیمان
    کاش من به عنوان یه زن پستتون رو نمیخوندم
    دارم فکر میکنم اگه من یه زنی باشم به خوبی زن اولتون
    و شوهرم بهم عشق داشته باشه
     و بچه هم داشته باشیم
    پس بازم امکان داره شوهر من به هر جایی بره و هر کاری بکنه؟؟؟؟؟
    من همیشه فکر میکردم امنیت توی یه زندگی سالم هست
    پس داستان شما چیه دیگه؟؟؟؟؟

    داستانتون برای مردها خوب بود
    کاش اولش مینوشتین ورود بانوان ممنوع

    افکارم به هم ریخت
    اصلا ازدواج نمیکنم
    آآآآآآآی خواستگارهای محترم بی شمار پولدار خانواده دار خوشتیپ و درست و ردمون و پاشنه ی در از جا کن
    (تخیل و توهم در بالاترین لایه ها بدون قرص اکس)
    که هر روز آسایش خانواده ی ما رو مختل میکنید
    (دریغ از حتی یکی تا حالا)
    کجا دارین میاین؟؟
    برین دنبال کارتون
    دختر ما دیگه قصد ازدواج نداره
    بفرما آقااااااااااااااااااااااا ا
    به سلامت ...............
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    atiyeh آواتار ها
    حالااین دفعه به خاطرمن نگونه به خاطرمن نه برای رضای خدا......حیفه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    [size=x-small]میدونین چیه دوستان؟
    حرفای شما رو قبول دارم  ولی اکثرا دوستان مسئله رو از دید خانم اول میسنجن و به این نکته توجه ندارن که پای یه خونواده دوم هم وسطه که شاید علیرغم میلشون به این قضیه کشونده شدن البته من دفاعی از همسر دومم نمیکنم ولی میخام کمی هم حق به اون بدید گرچه تمام و کمال حق با خانم بزرگه!
    مصداق مثل یارو خوشی زیر دلش زده من  هستم داشتن یه خونواده مرفه و یه زندگی بی دردسر از بچگی و اونم به خاطر خونواده از هم پاشیده ای که من داشتم ینی فوت مادرم و ازدواج مجدد پدر و بالطبع نامادری و مسایل دیگه آرزوم بود که با زحمت تونستم بدست بیارم اما چن سالی که گذشت خوشی زد زیر دلم و تا شلوارم دوتا شد این شد که میبینید اما نمیدونم ولی با تموم داوریها هنوز معتقدم این عشق بود که منو به اینجا کشوند اما اینو واسه توجیه کارم نمیگم ولی باور کنین واقعیت همینه که میگم .
    خانم اولم و بچه ها واسه تفنن و تعویض آب و هوا رفتن به یه سفر خارج از کشور حالا من موندم و این خونواده دوم که فرصتی پیش اومده کمی به خانم دومم برسم و ببرمش واسه معاینات و باقی قضایا به هر حال اینم بچمه و حقی به گردنم داره حالا اگه کاری به مادرش نداشته باشیم.
    خدا کنه وقتی خانم بزرگ برگشت تو این مدت واسه گذشتن از سر تقصیرات من الهامی چیزی به دلش رسیده باشه تا منم بتونم یه دل سیر سرمو بذارم زمین و آرزوی مرگ نداشته باشم.
    [/size]
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    atiyeh آواتار ها
    ولی من واقعی شوکم ندیدم.........من اگربخوام چیزی به شمابگم فقط.............که اونم به درد شما نمیخوره امیدوارم خداکمکتون کنه،ودرهمین جا دعامیکنم که خدا انسان رو یه دقیقه به خودش واگذارنکنه.....
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    aram آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مجنون پست' pid='21185' dateline='1377413213'
    [size=x-small]میدونین چیه دوستان؟
    حرفای شما رو قبول دارم  ولی اکثرا دوستان مسئله رو از دید خانم اول میسنجن و به این نکته توجه ندارن که پای یه خونواده دوم هم وسطه که شاید علیرغم میلشون به این قضیه کشونده شدن البته من دفاعی از همسر دومم نمیکنم ولی میخام کمی هم حق به اون بدید گرچه تمام و کمال حق با خانم بزرگه!
    مصداق مثل یارو خوشی زیر دلش زده من  هستم داشتن یه خونواده مرفه و یه زندگی بی دردسر از بچگی و اونم به خاطر خونواده از هم پاشیده ای که من داشتم ینی فوت مادرم و ازدواج مجدد پدر و بالطبع نامادری و مسایل دیگه آرزوم بود که با زحمت تونستم بدست بیارم اما چن سالی که گذشت خوشی زد زیر دلم و تا شلوارم دوتا شد این شد که میبینید اما نمیدونم ولی با تموم داوریها هنوز معتقدم این عشق بود که منو به اینجا کشوند اما اینو واسه توجیه کارم نمیگم ولی باور کنین واقعیت همینه که میگم .
    خانم اولم و بچه ها واسه تفنن و تعویض آب و هوا رفتن به یه سفر خارج از کشور حالا من موندم و این خونواده دوم که فرصتی پیش اومده کمی به خانم دومم برسم و ببرمش واسه معاینات و باقی قضایا به هر حال اینم بچمه و حقی به گردنم داره حالا اگه کاری به مادرش نداشته باشیم.
    خدا کنه وقتی خانم بزرگ برگشت تو این مدت واسه گذشتن از سر تقصیرات من الهامی چیزی به دلش رسیده باشه تا منم بتونم یه دل سیر سرمو بذارم زمین و آرزوی مرگ نداشته باشم.
    [/size]


    جناب پیمان می دونین چرا اکثر دوستان از دید خانم اولتون به مسئله نگاه می کنن نه خانم دومتون؟ چون خانم دوم شما هم دچار اشتباه شده و رابطه اش رو با شما تا حد کمال پیش برده و برخلاف شرع و عرف جامعه عمل کرده و هر دو باعث شدین که یک طفل معصوم هنوز به دنیا نیامده بار گناه شما رو به دوش بکشه

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام
    دوستی گفت عشق دروغه و مال توی کتاباس منم میگم قبول ولی بالاخره یه چیزی هست که آدمو سمت جنس مخالفش میکشونه و باعث میشه در کنارش بمونه و زندگی کنه میگن اگه نباشه زندگی معنی نداره و هیچ وقت دونفر غیر همجنس نمیتونن در کنار هم باشن.
    یه بحث دیگه هم هست که متاسفانه تو کشور ما به دلیل اعتقادات مذهبی و فرهنگی که وجود داره همیشه سرکوب شده و سعی شده پس پرده ازش صحبت بشه و اونم میل جنسی تو آدماس که مرد و زن هردو از اون برخوردارن و به نظر من یه رکن اصلی برای برقراری ارتباط مرد و زن و دوام اون جدای از دیگر مسایل معنویست .البته من اونقد سواد روانشناسی ندارم که بخام تحلیل کارشناسی کنم ولی به عنوان یه انسان که از این غریزه برخوردارم میگم که اگه کسی نخاد این غریزه طبیعی رو به هرزگی بکشونه تکلیفش چیه؟میگین ازدواج بعله قبول
    اما همه شما دوستان به صراحت میدونین که به دلیل مشکلات امروزه زندگی و هزاران ریز مسئله موجود میون زن و شوهر و بالا رفتن سن  و دلایل دیگه  میل جنسی در خانمها کمتر میشه و اگه زن هم شاغل باشه و بیرون از خونه کار کنه که هنوز بدتر و شاید دیده باشین و یا تجربه کرده باشین که با وجود این مسئله روابط جنسی زن و شوهر کم کم به حاشیه میره و به خاطر خستگی و عوامل دیگه زن کمتر راضی به اینکار میشه و مشکلات مرد از اینجا شروع میشه.
    در مورد خودم این مسئله اتفاق افتاده البته نمیگم  خانمم کوتاهی کرده ولی مشکلات کاری و عدم حضور دائمش به خصوص این اواخر من رو دچار نوعی کمبود کرد که همیشه این احساس کمبود با من بوده و هیچوقت سعی نکردم از راه نامشروع جبرانش کنم ولی نتیجه این شد که میبینید با گوشه چشمی دل باختم و تا به خودم اومدم تو آغوش کسی خودمو رها کرده بودم که حقی بر من نداشت اما این حس ارضا شدن لعنتی من رو به ورطه ای کشونده که باعث  نابودی خودم و خونوادم شده.
    من در حدی نیستم که توصیه ای به زن یا دختری داشته باشم اما دوستان بدونین اگه همسر دارید و یا در شرف ازدواج هستید این مسئله که بسیار مهمه و برای آقایون رکن اساسی حساب میشه رو نادیده نگیرید و سرسری ازش رد نشید که عاقبت چون من نشه.نکنید کاری که شوهراتون برای ارضا تمایلات جنسیشون سر از ناکجا آباد در بیارن.
    سپاس از لطف همه شما
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام پیمان خان
    واقعا خدا رو شکر که روانشناس نیستید
    وگرنه اشتباهات خودتون رو یه با ابزارهای دیگه ای هم تحلیل میکردید....

    حالا کاریه که شده
    اما به جای اینکه شما بیاین و خودتون رو بررسی کنید
    به خانوم اولتون گیر میدید و کم کاری ایشون رو بهانه میکنید؟؟؟؟

    آخه دوست من زن تو جامعه ی ما چند تا نقش باید بگیره؟؟؟!
    باید حواسش به خونه - زندگی- بچه - شوهر - کار - سکس شوهر و همه چی باشه
    و مرد هم اصلا انگار نه انگار
    یه پولی در بیاره و به زعم خودش منتظر یه گزک از زن باشه که برای ارضای بیشتر و کاملترش بشینه پای چت و دختر باکره ی مردم رو با ساختن شخصیت خیالی به وضعیت اسفناک بکشونه؟؟
    باز هم میگم کاریه که شده و لازم نیست من مسئله رو به شما گوشزد کنم در حالی که خودتون در عمق مسئله دارین رنج میبرین
    اما بهتر نیست بشینید به جای اینکه اینجا درد و دل کنید و با گفتارهایی مثل اینکه آی بقیه ی خانومها شما حواستون به غرایز شوهرتون باشه ....  خودتون رو توجیح و آروم کنید - کمی به خودتون بپردازید و ریشه های رفتاری و فکری ای که شما رو به این سمت کشید رو در خودتون بخش----د؟؟
    بنده خدا خانوم اول شما ناجوانمردانه در عمل انجام شده ی شما قرار گرفته و در روزهایی که بایستی به فکر تربیت دخترش باشه تا در دستان مردانی همچون شما نیفته - غصه ی رفتارهای شوهرش خواب و اعصاب و .... رو ازش سلب کنه.....
    مردم گاها زنشون معلول میشه. بیمار میشه. مثل پروانه دورش میگردن. بهش پایبندند. ولی شما با اینکارهاتون نباید به ذهنتون اجازه بدین که ایشون رو تا این حد تحلیل کنه و در نهایت مقصر جلوه بده .....

    انشالله همه چیز به بهترین سمت پیش بره و با سعی و تلاش بیشتر بتونید زندگیتونو رو آگاهانه و با تدبیر بیشتر به سمت آرامش و صلح پیش ببرید.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مجنون پست' pid='21702' dateline='1377678823'
     من رو دچار نوعی کمبود کرد که همیشه این احساس کمبود با من بوده و هیچوقت سعی نکردم از راه نامشروع جبرانش کنم
     
    ههههه جمله ی بالاتون خیلی جک قشنگی بود اول صبحی کلی خندیدم.آخه آقای خوب،ماهارو مسخره کردی؟غیر شرعی دیگه چه مدله؟
    اول این که بگم شاید سرزنشتون کنم ولی واسه مسخره کردن نیست واسه اینه که واقعا دلم میسوزه واسه خودتون و خانوادتون که چنین بلایی سرشون آوردین.مسخره نمیکنم چون ممکنه اگه من جای شما بودم یه کار بدتر میکردم.
    آقا شما گفتین عشق دروغه ولی من میگم راسته چون اگه شما واقعا عاشق همسر و بچه هاتون بودین هیچ وقت راضی نمیشدین واسه جبران کمبود خودتون باعث عذاب و ناراحتیشون بشین.
    درمورد میل جنسی هم باید بگم از موضوع دین هم بگذریم (هر چند دینم به این نیاز توجه کرده ولی الان برداشتای بدی ازش میشه و جاش نیست اینجا درموردش حرف بزنیم چون موضوع یه چیز دیگست)شما وجدان خودتون قبول میکنه هر جا و با هر کسی امیال جنسیتونو برطرف کنید؟هر وقت به این درجه رسیدین دیگه اجازه ندارین اسم خودتونو آدم بذارید.
    در مرورد مشکلات جنسی هم،شما مشکلات زندگی امروزو میبینین ولی امکاناتشو نمیبینین؟این همه امکانات از روانپزشک و مشاور و کارشناس مسائل جنسی بگیر تا به آخر.واقعا هیچکدوم از اینا نمیتونستن به شما و همسرتون کمک کنن؟کاش زمان به عقب برمیگشت و شما برای حل مشکلات خودتونو همسرتون سراغ مشاور میومدین
    واقعا در مورد مشکلات الانتونم هیچ نظری ندارم.قضیه خربزه و لرز بعدشه ولی امیدوارم مشاورا بتونن کمکی بهتون بکنن.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    همیشه همینطوره.
    هر وقت مردی به زنش خیانت می کنه،مقصر اصلی،خانمه.
    همیشه خانم ها هستن که کم کاری می کنن.
    آیا شما راجبه نیاز های جنسیتون با خانمتون صحبت می کردید؟آیا از ایشون می خواستید که بیشتر با شما باشن؟
    آیا تو کارهای خونه و مسائل دیگه کمک کار و کمک حال ایشون بودید تا ایشون وقت و توان یشتری داشته باشن تا با شما باشن؟
    آیا از لحاظ روحی همسرتونو ارضا می کردید تا اونم با آغوش باز شمارو بپذیرن؟
    یا اینکه چون سنشون بالا می رفته و بشاشیت جوان ها رو نداشته کنار گذاشته می شه و شما دوست دارید با یه دختر جوان باشید؟
    این موضوع به نظر من دروغه که فقط زن با افزایش سنش تمایلات جنسیش کم می شه.
    چه زن و چه مرد هر دو تمایلاتشون کم میشه.
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    دوستان هیچ میدونین تعداد مردای متاهل توی این مملکت دوست دختر دارن و به نوعی دارن به همسراشون خیانت میکنن چقدر زیاده؟هیچ میدونین الانه بیشتر همپالگیای من تعداد شماره های دوست دخترای موجود تو گوشیشون رو به رخ هم میکشن تا به دیگران نشون بدن چقد خاطرخواه دارن و مورد توجه هستن و چقد به اصطلاح دختر بازن؟ از میون دوستای خودم دست کم 60% شون دوست دختر دارن و حتی شریکای جنسی متعدد دارن و به نوعی این قضیه تو مردای متاهل داره مد میشه و تنوع شاید این حرفمو بذارین پای تنوع طلبی مردان و یا انحرافات جنسی که به مقدار کافی و عریض و طویل درموردش کارشناسی شده و بحث شده
    چرا تا کمی حرف از کم کاری زن به عنوان همسر یه مرد میشه فورا پای مسائل دیگه رو میکشین وسط که زن بیچاره باید پخت و پز کنه بشور بساب کنه و ... دوستان منظور من از مطرح کردن این حرفا و تاپیک قبلی محکوم کردن خانمم نبود چرا که خدا هم شاهده این زن واسه زندگی مشترکمون خیلی زحمت کشیده و من به شخصه ممنونش هستم و میدونم نمیتونم زحماتشو جبران کنم.خدا بیامرز ایرج قادری تو فیلم پاتو زمین نذار به خوبی مصداق حرفای منو به تصویر کشیده. زنی که فقط "خلاصه شده تو قابلمه و قوری" و برای شوهرش نتونست و یا بلد نبود زن باشه و باعث شد شوهرش سر از خونه همسایه دربیاره.
    شاید  الان تو ذهنتون این نقش بسته که خودم اینکاره ام و تموم دوستامم اینکاره ان ولی خودتونم میدونین الان کمتر مرد متاهلیه که دنبال این قضیه نره.نمیخام همه رو به کیش خود پندارم ولی این واقعیته که تموم طبقات این جامعه از روشنفکر تا بیسواد و امی رو فرا گرفته و باید به حالش گریست نه با محکوم کردن رفتار یه مرد ازش گذشت . بله دوستان من خودم تو بطن این مسئله افتادم و در درجه اول خودمو مقصر میدونم و خودمو سرزنش میکنم ولی خودتونم میدونین مشکلات اقتصادی و مسائلی که به وجود آورده باعث استرس های زیادی بین زوجین شده و کم کم روابطشونو به سردی میبره و زن باید یه مدیر باشه تا مردشو مدیریت کنه از طرفی لوندی های دختران جوان نسل اخیر و آزادیها و ارتباطاتی که بر اثر پیشرفت تکنولوژی به وجود اومده مثل ماهواره و موبایل و نت و ... و به راحتی مسبب رابطه میشه و جو حاکم بر جامعه دوران نوجوانی و جوانی ما که محدودیت صرف بوده و خیلی از عوامل دیگه باعث شده که چون منی به هرز بره و به جای یه زندگی خونوادگی خوب باعث بدبختی دو تا زن و چن تا بچه معصوم بشه.
    دوستان همسن من حتما یادشون هست که تو دوره ما دختری رو نمیتونستی پیدا کنی که ابرو ورداره و آرایش کنه چه برسه به اینکه از سکس مثل آب خوردن حرف بزنه و یا براش یه چیز خیلی عادی و پیش پا افتاده باشه 
    حرف بسیاره و مجال کم مشاورین عزیز با توجه به تاریخچه زندگی امثال من و مقایسه اون با امروز و مسائل و شرایط موجود بحث کنید نه اینکه با محکوم کردن من و امثال من تقصیر رو بندازین گردن پیرمردای هوسباز و خودتون رو خلاص کنین.

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •