تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حس سرد شدن در رابطه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahoma
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 7

حس سرد شدن در رابطه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرض سلام و خسته نباشی
    من الان چند ماهی میشه که با یه دختر در اتباطم-شدیدن هم همدیگه رو دوس داریم-و عاشقه همیم-منتها بعضی وقتا مثله الان به مدت چند ساعت بهش بی احساس میشم-و اصلا اینو دوس ندارم-ولی وقتی بی احساسی وسط نباشه بهترین لحظه های زندگیم رو سپری میکنم.به قوله معروف اولین دختره زندگیمه-یه جورایی عشق اول-اون هر روز عشقش به من بیشتر میشه -ولی از من نوسان داره-یه بار میره بالا-یه بار کلا میاد پایین-هم به او هم به خودم گفتم اگه ازت متنفر هم باشم-میخوام با تو ازدواج کنم-کمکم کنید همیشه نسبت بهش همون احساساته قشنگ رو داشته باشم-بعضیا میگن هوسه-عشق نیست این حسه تو-ولی من نمیخوام حرفشون رو قبول کنم 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    اگه نمیخوای حرفهای مخالف رو قبول کنی چرا اومدی مشاوره دوست خوبم
    اومدی اینجا پس آمادگی شنیدن همه چی رو داشته باش عزیزم
    شما احتمالا به خواستن ایشون برای همیشه و همه ی لحظات عمر شک داری
    میشه بگی کی و چه زمانهایی حوصله اش رو نداری و  نمیخوایش؟
    شرایطتون چطوره؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بعضی وقتا به این فکر میکنم-چطوری برم خاستگاری-چطور پدرو مادرم رو راضی کنم-الان بهشون گفتم-فقط یه جورای به گوششون زدم که یه دخترو میخوام-ولی چون طرف موقعی بچه بوده پدرو مادرش طلاق گرفتن-مامانه من زیر باره نمیره که تک پسرشو به دختره طلاق بده-فک میکنه دختر هایی که بچه طلاقن شاخ و دم دارم-در صورتی اون دختر از همه لحاظ خیلی ماهه-هر چی بگم کم گفتم
    صبحا از خواب پا میشم همین فکرو خیال که چطوری به وادینم بگم میاد تو ذهنم-کله روزمو خراب میکنه-ولی شده زنگ بزنه بیدارم کنه-وقتی صداشو میشنوم-یعنی با صدای اون از خواب پا میشم-خیلی حسه قشنگی دارم-یا مثلا الان دوس دارم افطار کنار اون باشم-آخه گفت میتونم بیام-ولی من  از بس به این بهونه و اون بهونه رفتم بیرون-الان نمیدونم چکار کنم-عصبیم کرده
    یه جورایی فکرشو میکنم-اگه برم خاستگاری این مشکلاتم حل میشه-ولی به خودم میگم اگه حل نشد چی؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    من همين مشكلو با كسي دارم! واقعا شما پسرا چرا اينجوري هستين! چرا گاهي خيلي خيلي خوبين بعد يه دفعه...
    بايد يك بار واسه هميشه به خانوادت بگي و هم خودتو راحت كني هم اون بنده خدارو پس قوي باش و جلو برو به خدا توكل كن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    دارم تمامه تلاشمو میکنم-الان یه جورایی تمامه دوستام و دوتا خواهرم خبر دارن-یه بار به پدر و مادرم گفتم-میگن صبر کن-به دختر مردم قول الکی نده یه بار دیدی نشد-یه جوری به گوششون زدم که ولش نمیکنم-حالا امیدش به خدا-کم کم میرم جلو
    مرسی از شما
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    بله دوست عزیز
    با تحقیق برین جلو
    حرف یه عمر زندگیه
    چه بسیار افرادی که زندگی شون رو به خاطر شناخت احساسی شون خراب کردند
    فکر الکی نکن
    کاری بکن
    یا علی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام دوست عزیز
    تا حالا فکر کردی اون دختر چه گناهی داره که شماا بخاطر فکرهای خودت اونو از خودت میرونی؟
    خودتو جای اون بذار..
    فکر کن اگه اون روزی یکی دوبار،یا نه اصلا چند روز یکبار این حس نسبت به تو بهش دست میداد تو چه حالی میشدی؟
    اگر واقعا اونو دوست داری بهتره که هرچه زودتر در موردش تحقیق کنید و اقدام رسمی کنی..
    برو و به صورت جدی با خانوادت صحبت کن...
    اون دختر بازیچه نیست که بذاری هرروز احساسش نسبت به تو بیشتر بشه و بعد از یه مدت بزنی زیر همه چیز...
    با خانواده صحبت کن و تحقیقات رو انجام بدید..
    اگر مناسب بود از نظر خودت و خانواده که اقدام کنید اگر نه بیشتر از این نذارید هم خودتون و هم اون دختر بهم وابسته و علاقه مند بشید...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •