تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دلسردی از زندگی با همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:حنانه
آخرین ارسال:آنا
پاسخ ها 6

دلسردی از زندگی با همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام حدود دو ساله که با همسرم ازدواج کردم از همون روز اول خانوادش شروع کردن به دعوا کردن با من بدون اینکه چیزی بینمون رخ داده باشه و شوهرم فقط نظاره گربود بعدا فهمیدم که شوهرم شدیدا از خانوادش میترسه از همون روز اول واسه چیزای بی خود از خانوادش اجازه میگرفت حتی مثلا بازار میریم لحظه ی رفت و برگشتو تلفنی بهشون میگه مدام  خونه ی باباشه همه چی زندگیمون دست خانوادشه خیلی اتفاقای دیگه که اینجا نمیشه گفت اوایل زندگیمو دوس داشتم واقعا الان کم اوردم خیلی از زندکی زنا شوییم دلسردم افسرده شدم همش به کاراش فک میکنم و گریه میکنم هیچ وقت لحظه ی شادی باهاش نداشتم اگرم بوده با اوردن خانوادش اون شادی رو زهرمارم کرده خانوادش از لحاظ مالی خوبن ولی حتی غذا درس میکنم میگه برای اونا ببریم واقعا داغونم کرده با این بچه بازیاش(30سالشه).نمیدونم ولش کنم برم خونه بابام یا نه و اینو خیلی خوب میدونم که هیچ وقت تغییر نمیکنه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    zohree آواتار ها
    سلام عزیزم معمولا باید اول این سوال ها رو جواب بدی:
    سن و تحصیلات خودت و همسرت؟
    نحوه آشناییتون؟
    شما و خانواده همسرت یه جا زندگی میکنین؟
    همسرتون فرزند چندم خانوادن؟ چندتا خواهر و برادر دارن؟
    فکر میکنی علت به قول خودت ترس همسرت از خانوادش چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام
    عزیزم مشکل تو دقیقا مشکل منه. اوایل ازدواجمون همسر من هم همین رفتارهارو داشت. ولی سعی کردم باهاش صحبت کنم و تا الان قبول کرده که ما دیگه مستقل شدیم و باید حریم خصوصی زندگی خودمونو حفظ کنیم
    سعی کن به همسرت بیشتر محبت کنی و زمانی که احساس میکنی مناسبه با آرامش باهاش حرف بزن بگو از زندگیت چی میخوای از زندگی با همسرت. بهش بگو چه توقعاتی ازش داری اینکه دوست داری یه لحظه هایی رو واسه خودتون باشید سعی کن راضیش کنی یه مسافرت 2 نفره برید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    فکر می کنم یکی همدرد خودمو پیدا کردم. همسر منم همین جوریه هر کاری که میخوایم بکنیم هر جایی بخوایم بریم و هر چی بخریم اول باید به مادرش اطلاع بده. ما با خانواده ی همسرم تو یه ساختمون زندگی می کنیم و با اینکه شرایط مستقل شدن داریم و بارها در مورد این موضوع با همسرم صحبت کردم ولی اصلا راضی به جدا شدن نیست. دیگه خسته شدم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    امیدوارم مشکلت سریع حل شه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    فک کنم اگه خودتون رو سرگرم کنید مشکلاتتون کمتر بشه مثلا ورزش اونهم در جمع بسیار مفیده هم شرایط رو حیتون بهتر میشه و هم با فکری باز به سراغ مشکلتتون میرید الان شما قبل از حل مشکلت با شوهرت باید روحیه و ذهن خودت رو درست کنی
    گریه مایه پژمردگی و بیشتر فک کردن و حرص خوردن خودتون میشه چرا با جونیتون این کار رو می کنید چه با شوهر چه بی شوهر شما تا رمانی که زنده هستید باید زندگی کنید پس اول به کیفیت عمر خودتون در حدود شخصی خودتون فک کنید و درستش کنید سپس به فکر تقویت رابطه خودتون و همسرتون فک کنید
    من توی این سایت خیلی مطلب خوندم و فک می کنم بیشتر مشکلات عزیزان از خودشون سرچشمه میگیره من وقتی روحیه و فکر و منش والایی داشته باشم با هر مشکلی زندگی برام سخت و غیر قابل تحمل نمیشه
    باید با زندگی زندگی کرد نه جنگ!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •