تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بی حوصلگی و بد اخلاقی همسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:b.b
آخرین ارسال:b.b
پاسخ ها 2

بی حوصلگی و بد اخلاقی همسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من یکساله که ازدواج کردم و همسرم رو خیلی دوست دارم.اون هم می دونم که منو دوست داره .بزرگترین مشکلم اینه که همسرم شدیداً بی حوصله و پرخاشگره.مثلاً اگه من توی یه مغازه باشم و اون منتظرم باشه شاید فقط 1 دقیقه تحمل کنه و مدام زنگ می زنه و بعد دعوا ....من خیلی سعی می کنم باهاش منطقی حرف بزنم و ارومش کنم ولی نمیشه.به هیچ عنوان زیر بار نمیره که رفتارش بده.اگه کسی نظری بر خلاف اون داشته باشه خیلی تند حپجوابشو میده و طرف مقابل و به شدت می رنجونه در ضمن با  خانوادش هم همینطوره.بهش میگم اگه میبینی دیگران به ناحق یا اشتباه هم رفتار می کنن با ملایمت حرفتو بزن اما نمیشه.دیگه خستم کرده کار به جایی رسیده که اگه حرفی بزنه و من متوجه نشم هر جا که باشه سرم داد می زنه و کوچیکم می کنه.خیلی حالم بده .وقتی از شدت این بی حرمتیا 24 ساعتم جلوی چشمش گریه کنم حتی یه دست به صورتم نمیکشه یا بگه گریه نکن.این دیگه خیلی نامردیه.
    مثلا امروز خورده بود زمین و دستش در رفته بود منم مشغول کار تو مغازم بودم فقط بهم گفت بیا دم در یا شایدم گفت بیا بریم اما انقد با  استرس و عجله گفت من متوجه نشدم بعد که رسید گفت بشین بریم گفتم کجا چی شده گفت حرف نزن درد دارم (البته پرخاشگرانه) گفتم خوب چی شده من مغازو نبستم گفت پیاده شد و رفت بعد من با عجله مغازو بستم اومدم بیرون که بیاد و بریم.وقتی اومد گفتم چی شده با صدای بلند گفت تو حرف نزن از جلو ی چشمام دور شو .و هزار تا حرف دیگه واسه چیزی که می تونست اروم بگه من خوردم زمین دستم در رفته مغازو ببند بریم. دلم یلی شکست کلی گریه کرده وقتی اومد خونه گفتم شاید بگه ببخشید تند حرف زدم ولی هیچی نگفت و مدام تا شب سر هر مسئاه کوچیک ....
    خلاصه اینکه اصلا صبر نداره اگه مشکل یا درد داشته باشه حتما با من بد رفتار می کنه و پرخاش می کنه.
    این موضوع رو کل خانوادش قبول دارن اما هیچکس نمی تونه کاری کنه و همه ازش فرارین.تا حالا فقط با من خوب بوده که فکر می کنم این واسه صبور بودن خودم بوده.ولی دیگه نمی تونم بی حرمتیاشو جلوی دیگران تحمل کنم.راستی همسرم روزی یکی قرص سیتالوپرام می خوره .(گفتم شاید دونستنش کمکی کنه) خیلس دوسش دارم ولی این کاراش داره ذره ذره این عشق و کم رنگ می کنه.در ضمن همه این حرفا و دعوت به آرامش و همیشه با خودش مطرح کردم حتی از آینده گفتم که این رفتاراش رو بچه مون تاثیر میذاره (البته الان بچه ای نداریم).اشتباهش رو قبول می کنه ولی تو اون لحظه اصلا زیر بار اشتباهش نمیره و همه جوره ادم رو خورد می کنه.کمکم کنید .از آینده این زندگی می ترسم.زندگیم پر از استرس های بیخودیه .کمکم کنید
    ببخشید که انقد طولانی شد.فقط دلم پره
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام.من خانم هستم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •