تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرم بدبینه،زندگیم داره از دست میره! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:rozita5161
آخرین ارسال:rozita5161
پاسخ ها 46

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

شوهرم بدبینه،زندگیم داره از دست میره!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام طاعاتتون قبول باشه.
    من  یه پستی زده بودم ولی انگاری حذف شده!! ادامه حرفای قبلیمه.
    شوهرم نسبت به من بدبینه. همش ازم ایراد میگیره همش منتظر یه سوژه جدیده تا با هم دعوا کنیم.
    سر کوچکترین چیزی با من بحث میکنه. خدا نکنه یه مهمونی بریم و بیایم بعدش نمیدونید چه میکنه که.یا اوایلش بهونه هایی میاره که منصرف بشیمو نریم. وقتیم میریم اگه من ، یا خونوادم یا یکی از فامیلا کاری کنن یا حرفی بزنن (حرفی هم که میگم نه اونجوری که بد باشه، شاید اصلا منظور طرف چیز دیگه ای بوده) شوهرم فقط  و فقط برداشت خودشو داره!! اصلا هم قانع نمیشه!! خسته ام کرده!!
    نسبت بهم بدبینه میگه تو منو دوس نداری تو زوری میای خونه ما !! مثلا اگه یه روز بریم خونشون من اخرای شب بگم بریم دیگه دیر شده، نمیدونید چه کار میکنه  که!!! که تو همش از خونه ما فراری تو خوشت نمیاد بیای اونجا و هزار تا حرف دیگه!!!
    به خدا دیوونم کرده، سر هر موضوعی باهام بحث میکنه ، دعوا، توهینای خیلییییی بد!!
    روی همه چیم نظر میده، حجابم سر کار رفتنم خندیدنم!! همه چی!!
    مثلا کافیه مامانم یا دختر خاله ای، کسی زنگ بزنه باهاش یه کم بگو بخند داشته باشم ، میگه آره همه خنده و خوشیش برا فامیلاشه،....
    وقتیم دعوامون میشه همه مسایلو از روز اول تا به اینجا همه رو پیش میکشه ، یک سالو 3 ماهه ازدواج کردم!!!
    به خدا دیوونم کرده، توهینای خیلیییییییییی بدی میکنه که من تا حالا به گوشم نشنیدم!!!!
    همشم میگه تو خودت زندگیتو اینطوری کردی ، تو خودت کاشتی و داری پس میگیری!! به خدا من کاری نکردم
    هر جایی بخوایم بریم البته فقط فامیلای من!!! کلی بحث میکنه!! اگه هم با خوبی و خوشی بریم بعدش برا من جهنم درست میکنه!!! به اینکه مثلا مامانت فلان جا فلان برخور دو کرد منظورش با من بود .چرا کرد؟؟ شروع میکنه به منو خونوادم بد و بیراه گفتن !!
    تو پست قبلی آقای عزیزی یه مواردی رو گفتن ولی نمیشهههههههه!! از پسش بر نمیام.
    به خدا دلخوشی نمونده برام!
    میخواد برا همه چی من تصمیم بگیره،، به ظاهر نه ها ولی تمام سعیش اینه!!!
    باورتون میشه هنوزه که هنوزه سر مهریه با من بحث دارم، به خدا تو فکرشم برم همشو ببخشم خیالشو راحت کنم!!!!
    سر همه چی میخواد نظر خودشو بهم بقبولونه!!حتی سر رای دادن ریاست جمهوری!! باور میکنین ترسیدم به اون کسی که خودم میخوام ر ای بدم؟؟ به خدا ترسیدم که بگه اره بابات اینا موافق اونن توام به اون شخص رای دادی !!! اره دیگه منو قبول نداری که!!! میدونستمم یه دعوای مفصل برام راه میندازه!! به یکی دیگه رای دادم!!!!
    همش ادعاش اینه که من برات همه کاری کردم، هر چی خواستی فراهم بوده!!!! در حالی که اینطوری نیستتتتت!!!
    همه این مشکلاتم میندازه گردن من!!!
    به خدا میترسم بایکی برم مسافرت، برم خونش!! به خاطر اینکه جنگ اعصاب دارم بعدش!!
    شما بگید چه کار کنم؟؟ اقای عزیزی بگید چه کار کنم؟؟؟  بچه ها بگید چه کار کنم؟؟؟
    کارم همش گریه اس!! نمیتونمم جدا بشم، نمیخوامم اینکارو کنم!!! یه حرفایی بهم میزنه که وقتی فکر میکنم بهش دیوونه میشم. بهم میگه سیر شدم ازتبهم میگه هیچ محبتی دیگه از تو ، تو دلم نیست!! تمام احترام و حرمت بینمونو از بین برده با حرفاش با توهیناش!!!!! ( چند ساعت بعدش کا ارم شده بغلم کرده و میگه دوست دارم) من چی بگم ؟؟؟ چه برخوردی بکنم؟؟
    به خدا سعیمو میکنم که همه چی خوب پیش بره ولی نمیشههههههه چه کار کنمممممم!!!!! لطفا بگید چه کار کنم؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    شبنم آواتار ها
    سلا م رزیتا جان
    واقعا زندگی با مرد بدبین خیلی سخته البته مشاوران عزیز حتما راهنماییتون می کنند
    به نظر من هر چه زودتر به هر بهانه ای که شده نزد یک مشاور برید ایشون شکاک هستند من شنیدم که شکاکی قابل درمان هست سعی کنید هرگز بهشون دروغ نگید بیشتر محبت کنید زندگی با یک مرد شکاک صبر بسیار زیادی می خواد سعی خودتونو بکنید تا هر چه زودتر درمان بشن ضمنا تا مطمئن نشدید بچه دار نشوید انشالله خوشبخت باشید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    n.h آواتار ها
    سلام عزیزم.انشاا... که مشکلت حل میشه.
    با توجه به توضیحاتی که دادی فکر میکنم همسرت اختلال پارانویا داره یعنی شکاکه.که میشه با مشاوره مشکلش حل بشه.اما اگه خودش راضی نشد تو میتونی خودت رفتارتو تغییر بدی تا حساسیت اونو تحریک نکنه.
    اما چند تا سوال داشتم.همسرت از چه موقع این طوری رفتار میکنه؟
    نحوه ی ازدواج و اشناییتون چطور بوده؟
    فرهنگ خانوادگیشون چطوره؟
    قبل از ازدواج کاملا باهم تفاهم داشتین؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    مرسی ازتون
    اره مشاوره که نمیاد. از اول عروسیمون!! یه مدته که خیلیییییییی بیشترم شده!!! مثلا مامان من در یه موردی نظرشو میگه بدون هیچ اصرارو پافشاری فقط نظر!!! بعد که میایم خونه یه قشقرقی به پا میکنه که چرا نظر داده، اونا تو زندگی ما دخالت میکنن!! از این به بعد اگه حرف بز نن خودم جوابشونو میدمو....
    منو جایی دیده بود و خوشش اومده بود بعد با خونوادش اومدنو...
    سطح فرهنگیشون از ما پایینتره!!! 
    کاملا تفاهم که نه ولی اره تفاهم داشتیم!!
    قبلا دعوای حسابی میکردیم بعدش انتظار داشت که رفتارمون عادی باشسه و خوش باشیم! به نظر شما میشه؟؟؟؟ 
    مثلا جمعه از مهمونی اومدیم سر یه موضوع کاملا الکی بهم گیر دادو باهام یه بحث مفصل کرد فرداش از سر کار اومد انتظار داره من خوب خوب باشمو بخندم،بهم میگه چیه چرا قیافه میگیری ؟؟ چرا ناراحتی حرفی که زدم درست بوده توام باید گوش بدیو بگی باشه!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خواهش میکنم کمکم کنید...........
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    n.h آواتار ها
    خودت میتونی بری پیش مشاور؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    تو همین شهر خودمون قبلا پیش مشاور میرفتیم برا موارد مختلف اما کسی که بتونه راهنمایی خوبی بهم کنه پیدا نکردم. بغل تهرانیم ولی نمیتونم برم تهران..
    خودم میتونم حلش کنم؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نرگس آواتار ها
    سلام، من مشاور نیستم ولی شاید حرفام بدردتون بخوره
    اول اینکه آفرین بر شما که دوست داری زندگیتو حفظ کنی اونم با بدست اومدن آرامش دوطرفه پس خانمی سعی کن صبرتو بالا ببری اول همه به خدا توکل کن و بعدش هم حتما مشاوره داشته باش
    گاهی مردها اوایل زندگیشون اینجورین اونم یا به خاطر شرایط بزرگ شدنشون ویا مسائلی که دیدن یا شنیدن و چون خیلی به طرف مقابل احساس تعلق خاطر میکنن میخوان که طرفشون را مثلا محافظت کنن !!!!!!!!!!چون فکر می کنن خودشون از همه هم قوی ترن هم بیشتر میفهمن

    تو این مدت از کار هایی که باعث ایجاد درگیری میشه خودداری کن 

    در شرایطی که همسرن آرامش داره با مهربانی باهاشون صحبت کن و از رفتار هایی که باعث دلخوریت میشه بگو با زبان خوش با مهربانی و بگو از چه رفتارهایی دلخور میشی یا اینکه در شخصیت همسرت نمیبینی و از ایشون انتظار نداری
    صبر و زمان و مشاوره گرفتن ان شالله که مشکلاتتو حل میکنه  منم خانمی موافقم که تا مشکلاتتون با هم تموم نشده فکر بچه رو نکنین البته امکان داره همسرت چنین تقاضایی رو داشته باشه که بهتره شما مخالفت کنی  چون اوضاع رو بد تر میکنه
    ببخشید زیادی حرفیدم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    مرسی عزیزم.
    خیلی اوقات میشه حرف میزنیم ولی باز همون اتفاقا تکرار میشه.
    الان چند روزه حرف زدیم اوضاع ارومه. ولی منم مخالفتی نکردم، جریانای زیادی اتفاق افتاده که هیچی نگفتمو موافقت کردم، اینطوری اوضاع ارومه ، که به نظرم دوومی نداره چون هر کی یه نظرو خواسته ای داره!!! خونوادش یه جور خودش یه جور!!!!!
    میخوام حسای بدو از خودم دور کنمو سعی کنم خودمو راضی کنمو حساستمو کمتر ولیییییییی.........
    نمیدونم چه طور چه شکلی؟؟؟
    خوب با خیلی از مسایلی که اون تصمیم میگیره مخالفم نمیدونم مخالفتمو بگم ، نگم!!! ناراحتیمو بگم ، نگم؟؟ چون حوصله بحث و جنجالو دیگه ندارم!!!
    تو رو خدا کمکم کنید!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست عزیز
    حق دارید که اینگونه ناراحت باشید
    وافعا زندگی با مرد بدبین خیلی سخت هست . مهمترین کار این هست که حتما همراه همسرتان به روانشناس خوب در شهرتون مراجعه کنید . اگر قبول نکردن توصیه های هست که باید رعایت کنین
    اگر ایشون همراه شما به یک روانشناس مراجعه کنند خیلی خوبه اگر هم قبول نمیکنند میتوانند بیایند این سایت ایشالله کمکشون میکنیم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •