تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




درباره وسواس برادرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فریناز
آخرین ارسال:فریناز
پاسخ ها 46

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

درباره وسواس برادرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام
    علت اینکه برادرتون شبا درو پنجره را چک میکنه وسواس نیس یه حساسیت که درونش به وجود اومده و منشع این حساسیت گاز گرفتگی یا ترس از دزد که به خاطر مطمئن شدن از این مورد چک میکنه ولی علت اینکه مدام این کارو میکنه تردید زیادشه که شک میکنه نکنه مثلا درو محکم نبستن یا...
    درست مثل خود ما که بعضی وقت ها وقتی از خونه خارج میشیم یه لحظه شک میکنیم که نکنه درو نبسته باشیم
    که فقط برادرتون یکم مقدار حساسیت بیشتری دارن و این امر به خاطر ترس درونی ایشونه
    که باهاشون حرف بزنید و منشع این ترسا بفهمید ...
    علت دیر بیدار شدنشم یا دیر اماده شدنش اینه که هنجارای خاصی واسه خودش تعریف نکرده یا شاید نداشتن هدف خاصیه
    و واسه وسواسم روانشناس کار زیادی نمیتونه بکنه شما باید به یه روان پزشک مراجعه کنید وهستند کسانی که اگه این مشک باشه میتونن بیان وبیمارو داخل خانه ببینن...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    lale آواتار ها
     سلام
    من با اقا حميد موافق نيستم...همونطوركه كفتم جون4-5مورد از اين بيماري رومن تو اطرافيانم دارم...ميدونم كه...
    اين بيماري وسواسه ...وسواس جند نوعه...ممكنه وسواس برا تميزي باشه...برا جك كردن باشه...بدبيني وبدكماني داشته باشه...
    علت اونم دلايل مختلفه...ممكنه خاطره تلخ مثل اتش سوزي وترس از اين خاطره باشه...عدم بي توجهي والدين ونبود اعتماد به نفس شخص مورد نظرباشه...ريشه درنحوه تربيت اون فرد داشته باشه...ميتونين تو اينترنت سرج كنين يا برنامه هاي روانشناسي شبكه هاي ايران رو سرظهرتماشاكنين...
    هر جه سريعتر اين بيماري درمان شه اسانتر درمان ميشه...واكه اهميت داده نشه رفتارها غليظ ترميشه...
    اقا حميد روانشناس قرصاي ارامبخش تجويز ميكنه تافرد نسبت به ترس هاووسواس هايي كه داره بطورموقت بي خيال شه(تحت تاثير دارو)وبا كفتاردرماني وارد عمل ميشه وسعي ميكنه فرد رو از باورهاي غلطش دور كنه...يه جيزي شبيه هيبنوتيزم...
    اكه معتقدين روانشناس كاري نميتونه يا نتونسته بكنه دليلش ضعف روانشناس نيست بلكه..تو دوره كفتار درماني 90درصد كار به عهده خود فرد هست كه بتونه خودشوقانع كنه كه افكارش غلطه..اكه نتونه كاربي نتيجه ميمونه...
    ازاون جايي كه اين فرد هنوز مجرده ...وخيلي دلايل ديكه...من همجنان روي حرفم هستم وازفريناز خانم خواهش ميكنم به روانشناس مراجعه كنن

     راستي شبكه 3تلتكست تو صفحه778راجب به اين مساله مطلب كذاشته تازه ادامه شم 2-3روزبعد ميذاره.اميدوارم قبل ازحذفش بخونيش.
    اونجانوشته اكه درمان نشه به مروربه بقيه هم سرايت ميكنه..يعني روانبزشك نميتونه حتي اين بيماري روخفيف تركنه؟كامل ريشه كن هم نتونه بكنه ميتونه خفيف ترش كنه.
    بي خبرمون نذار
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    سلام لاله خانم
    راستش من تمام این مواردا از دوستمون چک کردم ولی ایشون اصلا موردی نداشتن...
    منم به همین امر معتقدم که وسواس ایشون برطرف میشه ولی اینطور که خواهرشون میگن هیچ مشکلی ندارن
    باید به روانپزشک مراجعه کنن تا با دارو کنترل بشن و به مرورو زمان این عادت هارو ترک کنن
    گفتم و بازم میگم
    مشکل برادر ایشون حاد نیست
    چراکه خواهرشون اشاره کردن قبلا حمام های طولا نی داشتن ولی الان کمتر شده...
    پس این مشکلا منشعشا باید پیدا کرد
    واسه چک کردن درو پنجره من گفتم شاید ترس از دزد دارن ... یا واسه ی چک کردن گاز ترس از گاز گفتگی دارن
    که واسه ی پیدا کردن این مشکل خانوده باید همکاری کنن
    اول اعتماد به نفس ایشونا ببرن بالا بعدشم دلیل این رفتارو پیدا کنن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    لاله خانم من قبلا این مواردا چک کردم ولی به گفته ی خواهرشون دارای اعتماد به نفس بالا هستن و از نظر رفتاری خانواده هیچ مشکلی ندارن...
    پس اگه منشع این تفکرات پیدا نشه باید به روان پزشک مراجعه بشه تا اول با دارو کنترل بشه و بعد با تلاش خود فرد کم بشه و به مرور زمان از بین بره
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    lale آواتار ها
     ببینید ممکنه که این وقت کشی هاش به خاطر کمروییش و اعتماد به نفس پایینش باشه
    که به خاطر اینکه روش نمیشه بره بیرون این کار هارو میکنه تا وقت بگذره
    اخه علت حساس بودن فرد روی خودش همیشه وسواس محسوب نمیشه...
    مثل یک شخصی که تازه به بلوغ رسیده ...اگه دقت کرده باشید اکثر این شخصیت ها برای بیرون رفتن خیلی به خودشون میرسن و مدت زیادی را جلوی ایینه سر میکنن
    ولی چون برادرتون از سن بلوغش گذشته شما دیگه این فکرا در موردش نمیکنین...و احساس میکنید که وسواس داره


    علت اینکه برادرتون شبا درو پنجره را چک میکنه وسواس نیس یه حساسیت که درونش به وجود اومده

    علت دیر بیدار شدنشم یا دیر اماده شدنش اینه که هنجارای خاصی واسه خودش تعریف نکرده یا شاید نداشتن هدف خاصیه
    اقا حميد منظورم جملات بالاست.اين جملات به دور ازواقعيت هست.اسم مشكل ايشون حتما وسواسه ومن كفتم ممكنه ريشه مشكلشون عدم اعتماد به نفس تو دوران خيلي دور مثلا بجكي باشه.نه اينكه اين مشكل اسمش كمبود اعتماد بنفس باشه.
    كاهي وقتا دليل اين مشكل عصبي بودن فرده.كاهي يه مشكلي ذهن اين افرادو بقدري ازارميده كه بطور وسواس بروز ميده.ميتونه ارثي باشه.ميتونه تربيت غلط باشه و...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    لاله خانم صفحات قبلا مشاهده کنید من این مواردا ازشون پرسیدم
    و احتمالم دادم ولی خب...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    واسه این مشکل باید به روانپزشک مراجعه بشه
    چرا که وسواس داداشتون از یه موردی به مورد دیگه انتقال پیدا کرده
    من موارد مشابه زیاد دیدم
    که روش درمانشون اول مراجعه به روانپزشکه واسه ی دارو درمانی و بعد از اون روان درمانی ...
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    مرسی بچه ها ازتون ممنون
    همانطور که قبلا اشاره کردم برادرم اعتماد به نفس بالایی داره و کمرو هم نیست
    و در دوران کودکیش هم از هیچ لحاظی مشکل نداشته و خانواده همانطور که مارا تربیت کردند او را هم به همان شکل .او خودش هم اعتراف میکند و خدارو شکر قبول دارد که کارها و حساسیت های زیادی دارد و همیشه میگوید باید برم دکتر و میگوید چرا من اینجور شدم واقعا برای خود منم عجیبه .

    من و مامانم خیلی تلاش میکنیم که براش کاری کنیم ولی تا خودش نخواهد نمیشود میگوید باشه فردا ........و
    کتابهای زیادی گرفتم و خوانده حتی ما هم خواندیم که بدانیم باهاش چه رفتاری داشته بتشیم چون گاهی واقعا از کوره در میرم بعد ناراحت میشوم چون اصلا کارهایش دست خودش نیست
    اگر بگوییم دکتر میاید خانه باز میگوید نه برای چه من خودم یه روز به دکتر مراجعه میکنم حال اگر باز میتوانید مرا راهنماایی کنید                                                                        با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    سلام دوستان
    من با برادرم صحبت کردم میگوید که مرا هیچ جیز راضی نمیکنه
    و میگوید که من از بچگی به همین صورت بودم که از خودم اصلا راضی نبودم و نیستم باهاش خیلی حرف زدم ولی میگه نمیدونم از کجا شروع شده
    به هر حال این صحبتهاش بوده که از خودش راضی نیست از قیافه هیکل و .............. در صورتیکه همه میگن خیلی خوش تیپ و خوش هیکله
    او میگه من خودمو با کسانی که مثلا تو هالیوودن مقایسه میکنم میگه مایکل جکسون هم از خودش راضی نبود هر کاری میکرد باز راضی نمیشد آخر سرنوشتش اینجور شد البته دور از جون برادرم
    آخه یکی بگه بابا جان اون کجا که یه آدم سیاه فقیر بوده تو چرااااا خودش میگه اونم یه بیماری داشته

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    سلام
    مشکل داداشتون همونطور که گفتیم اعتماد به نفس کمشه...به همین خاطر بیشترین وقتشا پای آینه میگزرونه و کمی به حالت وسواس در اومده....
    شما باید سعی کنید که نقاط مثبت داداشتونا بهش نشون بدید و نقاط منفیشا کم مد نظرش جلوه بدید یه جوری که فکر کنه بهترینه...
    مثلا بگید که ببین چه هیکل خوبی داری همینا هیکلا خیلییا آرزوشا دارن ... به فامیل نزدیک که داداشتون حرفشونا قبول داره بگید که نقاط مثبت داداشتونا بزرگ مد نظرش جلوه بدن ...
    راه حل بعدی گره اش به دست خود داداشتون باز میشه که خودش باید افکار منفیا دور بریزه و نقاط مثبت خودشا نگاه کنه...
    واسه ی تشدید این کار برادرتون باید یه مشاوره حضوری برید تا مشاور با گفته هاش ایشونا تحریک کنن وگرنه این مشکل واسش ماندگار میشه تا وقتی که خودشم نخواد نمیشه بر این مشکل غلبه کرد...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •