تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سردرگمی برای ازدواج و کار و مهاجرت! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:منیر
آخرین ارسال:راهله
پاسخ ها 2

سردرگمی برای ازدواج و کار و مهاجرت!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    دختری هستم 26 ساله لیسانس کامپیوتر دارم. عاشق مردی شدم 33 ساله که خانمشو 5 سال قبل طلاق داده و پسر 9 ساله ای دارن که پیش باباش زندگی میکنه. ایشون هم منو دوست داشت و تا حد زیادی تفاهم داشتیم. قرار بود ازدواج کنیم اما این آقا هربار ازدواج رو به ماه ها بعد موکول می کرد! ظاهراً از شکست دوباره میترسید! خانوادش کاملا در جریان بودن و منو خیلی دوست داشتن و مشتاق بودن که هرچه سریع تر ازدواج کنیم. از خانواده من فقط مادر و برادرم شرایط ایشون رو می دونستن و نظرشون این بود که "موقعیت های بهتری برام پیش میاد" در ضمن من با بچهء ایشون مشکلی نداشتم و دوستش داشتم و دوستهای خوبی برای هم بودیم. اما مشکل اینجاست که این مرد بارها به من خیانت کرد و من به طور کلی بهش بدبین شدم. رابطمون 15 ماهه بود که ماه قبل تمومش کردیم. اما نمی تونم فراموشش کنم با وجود بعضی حرکت های اشتباهش هنوزم دوستش دارم. معتقدم که اگه باهاش ازدواج می کردم خوشبخت می شدم چون برنامه ریزی ها و آرزوهای تقریباً مشترکی داشتیم تنها ترسم از این بود که بازهم خیانت کنه. و چون موقعیت مالی خوبی داشت دخترهای زیادی اطرافش بودن...
    حالا موقعیت من به این شرحه:

    1. برادرم ترکیه زندگی میکنه و منو دعوت میکنه برم اونجا کار کنم (با حقوق تقریباً 2.5 میلیون تومان) یه دلم میگه از همه چیز دل بکنم و برم اما می ترسم دلتنگ بشم و برگردم. البته پدرم هم رضایت کامل نداده به رفتنم و احتمال اینکه بتونم ویزای کار بگیرم و موندنی بشم 70% هست.
    2. در شهر خودم از یک پست بانک دعوت به کار شدم با حقوق و مزایای تقریباً 600-700 هزار تومان. اگه اینجا بمونم حتماً شروع به کار میکنم.
    3. با کسی که عاشقش هستم توی یک خیابان زندگی میکنیم و گاهی میبینمش نمی تونم این وضعیت رو تحمل کنم. یه دلم میگه پا پیش بذارم باهاش آشتی کنم یه دلم میگه اون اگه دوستم داشت نمی رفت پی دخترهای دیگه. از طرف دیگه نمی دونم اصلاً اگه بابام از جریان اطلاع پیدا میکرد شرایط ایشون رو برای ازدواج قبول می کرد یا نه!
    4. توی خونهء ما هر چند روز یکبار بحث و جدل میشه که دیگه اعصابم نمیکشه ، اگه برم ترکیه اعصابم آروم میشه. اما اگه بخوام چند ماهی برم ترکیه و بعد برگردم ، پیشنهاد کاری خوبی که بهم شده رو از دست خواهم داد. باید به زودی شروع به کار کنم و لا اقل بعضی مشکلاتم که با پول حل میشه رو از سر راه بردارم. واگه بخوام خونهء بابام بمونم اعصابم گاهی تا حدی داغون میشه که حتی گاهی به خودکشی فکر می کنم!

    گاهی تصمیم میگیرم قید جنس مخالف و ازدواج رو کلاً بزنم، گاهی می خوام برگردم به همون شخص و گاهی می خوام شخص جدیدی رو وارد زندگیم کنم!!! نمی دونم چه مسائلی رو باید مدنظر بگیرم و با انتخاب کدوم راه نتیجهء بهتری میگیرم. توی چند راهی گیر کردم و مدتهاست که دارم فکر میکنم اما هیچ تصمیمی نمی تونم بگیرم که برم یا بمونم یا ... تعادل روحیم کاملاً به هم خورده. نیاز به مشورت دارم لطفاً کمکم کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    راهله آواتار ها
    سلام
    علت طلاق این مرد چی بوده؟
    تا حالا ازشون پرسیدین؟ شاید خیانت به زنشون بوده
    اینطوری که شما فرمودین به شما خیانت کردن به نظر به درد زندگی شما نمیخورند
    بعد هم چرا میخاین با یک مرد که یک بچه هم داره ازدواج کنید؟
    حیف شما نیست
    در مورد ترکیه هم اگر واقعا به آرامش میرسید حقوق خوبی هم دارید چه اشکال داره برید
    زمانی فرد از کشورش خارج نمیشه که حد اقل پیش خانوادش آرامش داشته باشه
    اگرم میتونید اینجا یک ازدواج خوب داشته باشید و بتونید به آرامش برسید که خیلی خوبه
    میتونید تا ایران هستید شغلی که بهتون پیشنهاد شده رو شروع کنید شاید زندگیتون متحول شد همه راهها رو امتحان کنید ببینید کدومش بهتره 
    اول از شغل در ایران شاید با یک همکار خوب آشنا شدین و یک ازدواج موفق داشتین
    بعد اگر این شغل راضیتون نکرد برید خارج
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •