تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چه کنم بااین بزرگواران زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:afsane
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

چه کنم بااین بزرگواران

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من فکرمیکنم همشیره ومادرهمسرم ازمن سوءاستفاده میکنند.چون من والدینی ندارم.آنهادوست دارندتنهایی وعقده تنهاماندنشان راباماجبران کنند.(درحالی که تنهانیستند)درتعطیلات برنامه ریزی میکنندکه باماباشند.بامابه مسافرت بروندیابه منزل مابیایند.اگرمابخواهیم مسافرت برویم بایدحتمابه انهااطلاع بدهیم یاآنهاراهمراه ببریم.درغیراینصورت ایشان معترض میشوندکه:مابه جمع خانواده بی احترامی کردیم(درنظرآنان خانواده یعنی من وهمسروفرزندانم
    +مادر+همشیره همسر)اماماشندده ایم خانواده یعنی پدر-مادر-فرزندان-ونهایت پدربزرگ ومادربزرگ.همشیره همسرم که متارکه کرده اندبسیارتاکیددارندکه جزءخانواده ماهستندومابایدهمه جوره هوای ایشان راداشته باشیم(امااین انتظارراازدیگرخواهروبرادر ان خودش ندارد.پدرهمسرم هم باکاراین دومخالف است اماجرآت اعتراض ندارد.نمیدانم این دونفرچرابرای حفظ خانواده خود تلاشی نمیکنند(همشیره همسرم متارکه کرده.ومادرهمسرم هم مسافرت است. وپدرهمسرم اکثراتنهااست)ازطرفی هنگامی که مادرم بیمارستان بودمادرهمسرم به من گفت که من باخواهروبرادرانم رضایت بدهیم که دستگاه راازمادرم جداکنیم(که مادرم زودتربمیرد)اماالآن اگر مانسبت به رفتارایشان اعتراض میکنیم میگوید:من یک مادرم وانتظاردارم وشمارا(عاق)میکنم.
    این دوفکرمیکنندکه چون من والدین ندارم بایدبه خواسته آنان تن دردهم وازطرفی بی احترامی زیادی هم ببینم.تمام احترام ابن مادرمحترم برای فرزندان دیگرش است امابی احترامی وزحمت برای من وهمسروفرزندانم.
    من ازدست این مادروخواهر نفهم چه کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    خوش آمدید
    بفرمایید چه مدته ازواج کردید؟
    همسرتون فرزند چندم خانواده هستند؟رفتار ایشون با خواهر و برادرهای دیگه چطوره؟
    رفتار همسرتون با شما و فرزندانشون چگونه هست؟
    آیا شما خواهر و برادری ندارید؟
    آیآ رفتار مادر و خواهرشوهرتون ، قبل از فوت والدین شما هم همین طوری بوده؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بااحترام.نام مستعاربنده دراین سایت افسانه است.(پس ممکن است این بزرگوارخواهرزنم باشدنه خواهرشوهرم)واماپاسخ بنده:6ساله ازدواج کردم.همسرم فرزندوسط(سوم)خانواده است.رفتارایشان بابقیه خواهروبرادرانش انقدرخوب هست که هرکسی ازهرجاکم بیاوردبتواندباخیال راحت به ماگلایه کندوماو مخصوصاهمسرم سکوت کنیم.رفتارایشان باماخوب است.اماتاحدودی زودرنج هستندومتکی به مادرشان.بنده هم2خواهرو2برادردارم.رفتارآ دوبزرگوارقبل ازفوت والدینم هم همینگونه بود.تاحدی که اگرمابه منزل والدینم میرفتیم به آنهانمیگفتیم.حتی همسرم هم بروزنمیدادوبچه هاهم این را(رفتن به خانه والدینم)مثل یک راز میدانستند.وبعدازمدت مثلا3یا4روز میگفتیم که به دبدن والدینم رفتیم. هنگامی که والدینم تصادف کردند پدرم درجافوت کردندامامادرم مدتی دربیمارستان بودندوعرض کردم که:مادرهمسرم ازمن وخواهروبرادرانم خواست که دستگاه هاراازمادرم جداکنیم چون خرج زیاد میشود.(فکرروحیه داغون ماراهم نکرده بود)
    حتی خواهرهمسرم علنی به فرزندم (بعنوان درددل)گفته بودکه آرزومیکنم مادربزرگت زودتربمیره
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    طباطبایی آواتار ها
    عذر میخوام نام کاربری تون باعث شد به اشتباه بیفتم ، به علاوه که این مشکل رو بیشتر در خانم ها دیده بودم که مزید بر علت این اشتباه بود

    عکس العمل همسرتون دربرابر این رفتار مادر و خواهرشون چی هست؟
    توی مدت این 6 سال ، خودتون یا همسرتون چه تلاشهایی کردید که از این وابستگی بکاهید ؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام.راستش فکرکردم که دیگه کسی نیست مشکل بنده روپی گیری کنه.وقتی دیدم که سوالاتم بی جواب نمونده خیلی خوشحال شدم .ازشماهم ممنونم که مشکلات بنده ودوستان راپیگیری  میکنید .
    واماپاسخ شما:زمانی که مادرم زنده بود،عکس العمل آنهاهم دررابطه باارتباطمان بامادرم وجودداشت.اما70درصد بود.نه100درصد.چون شایدآن بزرگواران رویشان نمیشدومهمتراینکه همشیره های همسرم متاهل بودندومادرهمسرم باآنهابه اینطرف وآنطرف میرفت.امابازهم اعتراض آنهابود.حتی چندمرتبه هم جلوی مادرم وخواهرم هم بامادعواکردند.امااون طفلکها هیچی نگفتندوشوهرخواهرم آنهاراآروم کرد.منم خدایی ازشون خیلی میترسیدم وجوابشون رونمیدادم.اماهمسرم به انهااعتراض میکردوبازهم آنان فکرمیکردندکه من همسرم راتحریک کرده ام.مثلاخانواده ام که میامدند،میدیدیم که آن بزرگواران تنهاهستندمیرفتیم دنبالشون که آنهاهم به خونمون بیایند امانمیآمدند.به همسرم میگفتندکه خونه شماجای مانیست .جای فک وفامیل اونه.بهرحال سرتون رودردنمیارم.اماالآن چون همشیره هاش متارکه کردندوتنهاهستند(البته یکی ازخواهراش اینطوریه اون یکی طفلک کاری نداره بچه هام هم اون یکی روبیشتردوست دارند)ازماتوقع داره که تنهاییش روماپرکنیم.

    ازوقتی که مادرم فوت کرده منم حاضر به همکاری نیستم .چون یادم میافته که بامادرم چه رفتارهایی داشتند.باخداگفتم که منم مثل خودشون بشم که بفهمندکارشون اشتباهه.واز طرفی همسرم هم (فکرمیکنم به خاطر پزدادن به من)خیلی ازمادرش طرفداری میکنه. ازهمشیره اش نه.
    وقتی که میبینم تابهش نگم، به مادرش سرنمیزنه،یااگه مامانش کاری بهش میگه هی پشت گوش میندازه یاوقتی به منزل ماتشریف میارندومثلایه بالش برای استراحت میخوان خودش تکون نمیخوره برای مامانش بالش بیاره اماباتشربه من یا بچه هامیگه برای مامانم بالش بیارین،یاهی میشینه پیش مادرش نازش میکنه میگه توکه مامان نداری من دارم یا..........بنظرمن همسرم فقط میخواددل منو بسوزونه.
    بذارید حقیقت روبگم:حدستون درست بود من یک زن هستم.اماازترس اینکه خواهرشوهرم بفهمه که من این نوشته روگذاشتم یک اسم مستعاربرای خودم گذاشتم.
    شمامیدونیدکه زنهابیشترازمردهابه مادروپدرمحتاج هستندحتی بعدازازدواج.امامن ازداشتن این نعمت محرومم.ازطرفی شوهرم هم همانطورکه گفتم دلم رومی سوزونه.خواهرش هم که مدام میخواد..........نمیدونم چه کنم (همسرم بامادرش کنارمیاد.امانه همیشه)امااگه من حرفی بزنم سریع جبهه میگیره ومعترض میشه.حرف بسیاراست اماواقعامجالی نیست
    ازراهنماییتان بسیارمتشکرم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    طباطبایی آواتار ها
    راستش من مشاور نیستم اما چیزی که میدونم این هست که مردها نسبت به خانواده شون خیلی حساس هستند و بعضا هم اگر بپذیرند که خانواده شون اشتباه میکنند ، باز هم تمایل ندارند که این مطرح بشه ، مخصوصا نسبت به پدر و مادرشون...
    احساس من این هست که با فوت مادر شما ، ایشون احساس میکنند که باید بیشتر به مادرشون محبت کنند که پشیمون نشن
    به علاوه اینکه دوست ندارند جایگاه مادرشون در ذهن شما خراب بشه به همین دلیل هم تلاش میکنند به نحوی این رفتارها رو نادیده بگیرند..

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    شما در یک محل با خانواده ی همسرتون زندگی میکنید یعنی نزدیک همین؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    بله بابرادرهمسرم ومادرهمسرم تقریبا دریک محله زندگی میکنیم.من مشکل دیگری دارم وآن اینکه همسرم فرد شکاکی است.البته باراهنمایی یک مشاورمهربان(که خانم هستندوبه این دلیل همسرم ایشان راقبول دارند)شکاکی ایشون بهترشده.اماهرازگاهی این مشکل هم به مشکل من اضافه میشود.بهمین دلیل ارتباط مابیشترباکسانی است که همسرم انتخاب میکندومن نمیتوانم حضوراپیش یک مشاوراین مشکلم راحل کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    موج آبی آواتار ها
    آیاخانواده ی همسرتون بجز همراهی شما در مسافرت ها و مهمونیا در امور زندگی دخالت هم میکنن؟
    مثلا راجع لبباس لوازم تربیت بچه ها هم نظر میدن؟
    اگر بله عکس العمل همسرتون چیه؟
    اینکه میگید همسرتون شکاکه فقط درمورد رفت آمد شما با اقوامتون هست یا اینکه کلا راجع به هر جا و هرفرد در هرموقعیت و حتی اقوامشون هم هست یعنی همیشه شمارو چک میکنن؟ آیا نظر و گفته ی خانوادش هم دخیله
    آیا خانوادش توی مسایل مثلا بحث های شما دخالت میکنن؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    ببین عزیزم مامان من وضعیتی بدتر از تو داشته
    ولی خیلی تحمل کرده
    اجرشم دیده
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •