تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مادر دیکتاتور زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maria20
آخرین ارسال:hamidd
پاسخ ها 5

مادر دیکتاتور

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    مادر من دیکتاتور است و فامیل و اقوام با او قطع رابطه کرده اند. در خانواده 8 نفری ما بزرگتر و کوچکتری اهمیت ندارد و من که 25 سالم است بدون اجازه او نمی تونم بیرون برم و هیچ دوستی نباید داشته باشیم چون ما را متهم به رفیق بازی یا چیزهای زشت می کند. همیشه شکاک است و تهمت می زند. فقط اجازه می دهد سر کار برم که تمام پولی که در میارم رو از من میگیره و هر وقت حقوق می گیرم با توهین و تحقیر می گه پولتو تو صورتت می زنم و .... بعد پولی که من 8 ساعت روزانه زحمت می کشم رو برای کلاس و کتاب خواهر های بزرگتر و کوچکترم خرج می کند و آنها را وادار می کند که به من بی احترامی کنند و تحقیر. خواهرهایم به خاطر استعداد و رابطه اجتماعی و موفقیتت شغلی ام به من حسادت می کنند و با مادرم همراهی و تهمت و ... من متوجه حسادت و شخصیت رقابتی خواهرهام هستم و باشون رفتاری خوب دارم و مقابله نمی کنم چون مادرم در هر بحث کوچک یا بزرگی حتی اگر آنها مقصر باشند مرا سرکوب و تحقیر می کند. مدام می گوید من شبیه مادرشوهرش یعنی مادربزررگم هستم و از من بدش می یاد. من به عدالت خدا ایمان دارم و کسی رو اذیت نمی کنم اما مادرم هر روز صبح به من می گوید روح شیطانی داری و سوره بخون و ....
    مادر من نمی ذاره ادامه تحصیل فوق لیسانس بدم می گه من بات لج کردم نمی ذارم بری دانشگاه. من شخصیت درون گرا دارم و دوست دارم ساکت باشم اگر خواهرام خرابکاری کنند خودم مسوولیت پذیرم و درست می کنم بدون اینکه قضیه رو به مادرم بکشانم. خلاصه من از زندگی در خانواده ای که پر از بدرفتاری بی احترامی دروغ و ریاکاری است و مادری که به بچه هایش باج می دهد که مثلا یکی از خواهرهام مدام کف پایش را می بوسد یا بردادرم چون پسر است و فرزند آخر تحریکش می کند که ما که 8 سال بزرگتریم را کتک بزند .... غصه بزرگ من این است که مادرم به فکر ادب و اخلاق نیست و ضعیف کش و خودخواه است خودش شنا ایروبیک پیاده روی می ره و خیلی کم تو خونه است اما ما رو توخونه حبس می کنه و گاهی با چاقو حمله می کند و با مشت به چشمام می زنه و به خاطر کبودی چشمم تا 2 هفته تدریس و کلاسام کنسل می شه....
    من خیلی سعی می کنم با خوبی کردن نگاهش رو عوض کنم اما او از من متنفر است و عوض نمی شه. من فقط می خوام از نظر روحی و فیزیکی تحقیر نشم نمی خوام خانوادمو عوض کنم می خوام ببینم با این شرایط چطور می تونم به اهدافم برسم ادامه تحصیل بدم ازدواج خوب داشته باشم ؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام عزیزم
    پدرتون چگونه هستند ؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
     ما به هیچ وجه حق نداریم حتی اگر پدر و مادر به ما بی احترامی کنند با پدر و مادر خود رفتار نامناسبی داشته باشیم.
    بلکه در هر حالی باید احترام آنها را نگه داریم و در حق آنها نیکی کنیم.
    ما نکاتی را در اینجا به اختصار برای شما بیان می کنیم؛
     هر مشکلی یک راه حلّی دارد و برای باز کردن هر گره ای در زندگی باید از راه آن وارد شد با داد و فریاد و نارضایتی از خداوند نه تنها مشکلی حل نمی شود. بلکه به مشکلات افزوده نیز خواهد شد.. طبق آموزه های دینی وظیفه ما فقط احترام به پدر و مادر است. هرچند پدر و مادر کافر باشند. پس به خدا توکل کرده در برابر رفتار بد آن صبور باشید.
     یا این که در مقابل این ناملایمات،خویشتن داری کرده بر عهده گذشت زمان بگذارید، یا این که سعی کنید با حفظ احترام نظرات خود را ابراز کنید و آنان را از رفتار نامناسب شان باز دارید و اگر والدین شما کار اشتباهی انجام می دهند، و واقعا ظلمی در حق شما روا داشته و یا شما را از حقوق مادی و روحی تان باز داشته اند،سعی کنید با آگاهی بخشی و حتی استفاده از کتاب هایی که از حقوق متقابل پدران و مادران و فرزندان نوشته شده است، آنها را راهنمایی کرده از رفتار تند شان باز دارید.مطمئن باشید خدای متعال شما را یاری خواهد کرد.
    بنابراین، توصیه اکید من این است که احترام والدین را نگاه داشته و به هیچ عنوان با گفتار و کردار خود ایشان را ناراحت نکنید.
     به زحماتی که پدر و مادر برای تان کشیده اند، بیشتر فکر کنید.زحمات ایشان را در ذهن و درون خود مرور کنید. این مسئله در آرامش روان و در انجام بهتر مسئولیت ها در مقابل والدین به شما کمک می کند و قدرت تحمل شما را در برابر رفتار نا مناسب آنها بالا می برد
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    متشکرم از راهنمایی شما. آرامش بخش و انرژی بخشه صحبتتون.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    انتقادش روی کدوم رفتارهای شماست واستدلالاتش دراین موردچیه؟به نظرت اگه گاهی باهاش تو ورزشها وکارهای مورد علاقه ش مشارکت کنی رفتارش نرمتر میشه؟_درموردازدواج وتحصیل چون تحصیل نیازبه تمرکزحواس دارد امکان داره اذیت بشی مادرت هم گفته مانعت میشه به نظرم ازدواج رو انتخاب کن وازکانال ازدواج تحصیلاتتو ادامه بده به دوشرط۱‏_انگیزه اصلی ازدواجت ادامه تحصیل نباشد۲‏_انگیزه اصلی ازدواجت فراراز جو خانه نباشد؛یعنی‏ بتوانی با آرامش وحوصله براساس معیارهای عمومی وشخصی تصمیم برای جواب به خواستگارت بدهی.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •