تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




راه حل میخواهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محمدیه
آخرین ارسال:afsane
پاسخ ها 5

راه حل میخواهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با نام خدا
    با سلام
    با عرض خسته نباشید من محمدم ۲۳سال سن دارم تقریبا ۱.۵ساله که با دختری در دانشگاه آشنا شدم قصدمون ازدواجه خانوادهامون در جریانن این خانوم قبلا با دوتا پسر دوست بوده با یه نفر دوسال و با یکی ۱ماه نفر اول آشناشون بوده دومی از طریق بلوتوث شمارشو تو اتوبوس به خانوم داده همه اینارو خودش به من گفت همیشه باهام روراست بوده بعد از شش ماه از آشناییمون میگذشت ازش پرسیدم چیزی از دوست پسر اولش داره گفت فقط یه عکس که از وقتی با من آشنا شده ندیددش بعد گفتم بفرست ببینمش عکس عروسیش بود که گفت حذفش کرده خیلی ناراحت بودم که عکسشو چرا تو گوشیش داشت در حالی که با من بود ازش پرسیدم کدوممون زیباتر بودیم گفت اون البته قسمش دادم که راستشو بهم بگه بعدها من اون عکسو دیدم خودش دوباره گرفت با اصرار من وقتی دیدم تعجب کردم زیبا بود اما من بهتر از اون بودم از ۴نفر پرسیدم اونام گفتن من زیباترم عکس عروسم اونجا بود خانوم از من پرسید عروس زیباتر یا من نمیدونم چرا این سوالو پرسید این اتفاق واسه چند روز پیش مشکل من با این خانوم اینه که خیلی رفتارشون باز مثلا با همکلاسیای پسرش جلوی من بلند بلند میخندن البته همکلاسیاشون از رابطش با من در جریان نیستن به درخواست خانوم نخواستن که اونا بفهمن ما باهم رابطه داریم یا با این آقایون به عروسی همکلاسیاشون میرن جلوی اونا لباس مجلسی آستین کوتاه پوشیده بودن و یا اینکه با اونا وقتی کلاسشون تموم میشد چون باهم هم مسیر بودن برمیگره خونشون با ماشینشون و... من از این قضیه ناراحت بودم بهشون چندبار تذکر داده بودم اما به دلیل اینکه ایشون مسیرشون دور بود بهشون اجازه دادم که باهاشون از دانشگاه تا خونه بره چون اونا ماشین دارن یه بارم پیش من بود و قرار بود باهم باشیم اما بخاطر دوستش با همکلاسیای پسرش رفتن تولد رستوران دانشگاه باهم با اینکه فهمید من ناراحت شدم که قرار مارو بهم زد بخاطر دوستاش مشکل دیگه ای که دارن حجابشونه شالش وسط سرشه موهاشو از وسط سرش میده بیرون گردنش گوشاش معلومن البته باهاش صحبت کردم چادرو بهش پیشنهاد دادم قبول نکرد اما حجابش بهتر شد البته بهم قول داد که فقط یکم از موهاش بیرون باشه اما شش ماه میگذره به قولش عمل نکرده من از روز اول بهش گفتم حجاب برام مهم حتی بهش گفتم پیش خانوادم با پیرهنو دامن باید باشه اونم گفت با این موضوع مشکلی نداره بعد از یه مدت فهمیدم تو عروسیا لباس بندی حلقه ای میپوشه بعد از کلی بحث تا مرز جداییم رفتیم اما هر دوطرف کمی کوتاه اومدیم. و اون قبول نکرد آستین بلند بپوشه اما قبول کرد آستین کوتاه بپوشه منم کنار اومدم با این قضیه یادم رفت بگم عروسیاشون مختلطه اما از اون موقع همش با من میجنگه سر حجابش میگه من شکاکم اما خدا شاهده من با وجود همه ی این اتفاقا به وفادار بودنش شک ندارم به اینکه دوسم داره و فقط به من فکر میکنه اما انقدر باهام بحث کرد منو بدتر رو حجاب حساس کرده جدیدا حر حرفى بهش میزنم بهم میگه بدبینی مشکل دیگه ای که باهم داریم بی ادب بودنش از حرف گیج شروع کرده الان دیگه رومون باهم باز شده اولین بار بهم به شوخی گفت گیج بهش گفتم نگو رومونو باز نکن اما گوش نداد چندبار بهم قول داده توهین نکنه اما عادت کرده حرفای بدی میزنه دوسش دارم اونم نمیخواد منو از دست بده نمیدونیم چیکار کنیم در هفته ۵شبشو با هم بحث میکنیم اما جفتمون داریم سعی میکنیم جفتمون مشاوره میکنیم تو اکثر سایتا مقاومت میکنیم راه حل میخوایم لطفا کمکمون کنید با تشکر.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    مشاور نیستم فقط نظر شخصیمو میگم
    از نظر خانوادگی چقدر تفاهم دارید؟خانواده از مساله حجابشون و ... اطلاع دارن؟
    فکر نمیکنید اینکه اون عکسو پاک نکردن نشون میده از رابطه ای  که داشتن ابراز پشیمانی نکردن و این ممکنه براتون مشکل ساز بشه؟
    این اولین رابطه خود شماست؟
    مشکلتون فقط همینایی هست که گفتید؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    باید ببینید میتونید بااین رفتارها وحجاب او کنار بیایید چون مطمئن باشید آن جور که شما میخواهید نخواهد شدشما که این همه رفتارهای متناقض باخود دیده اید فکر نمی کنیدادامه این رابطه فایده ندارد چون بعدها هم جز عذاب وناراحتی برای شما نداردالبته این به شما بستگی دارد چون فردابعد ازدواج ممکن است باز هم باروابط باز باپسرها ومهمانی های مختلف ادامه دهدوای شما هستید که باید تحمل کنید.نمیخواهم بیش از حد دخالت کنم ولی فکر نمیکنیدتنها عشق وعلاقه کافی نیست و...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    دوست عزیز  من  فکر میکنم ک از مشکلات شما اینه که  تا باهاش دوست شدی فکر میکنی میتونی تمام اخلاق ها و نظرات اونو  تحت کنترل خودت در بیاری
    وقتی اون اعتقادش اینه که  حجابش اون شکلی باشه شما تنها با زدن حرف های منظقی میتونی به اون پیشنهاد بدی که این حجابو ترک کنه و به حجاب بهتری روی بیاره اما نمیتونی مجبورش کنی...هروقت شما  به عنوان همسر  ایشون از حجابش ناراضی بودی اون موقع میتونی بهش قاطعانه بگی که این حجاب درست نیست و باید عوضش کنی نه الان که هیچ نسبت و تعهدی با هم ندارید
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام پسرم.من نه روانشناسم نه مشاور.امایه ضرب المثلی هست که میگن:قبل از ازدواج بایدچشم وگوشمون رو خوب باز کنیم امابعدازازدواج بایدچشم وگوشمون روببندیم.
    بهرحال پسرم تجربه میگه:این ازدواج به هزارو یک دلیل به صلاح نیست.مشورت بابزرگتریامشاوران محترم حتماراهنماییتان میکند.ازدواجی انجام دهیدکه باعث آرامش روحتان باشدنه اینکه اعصاب وروانتان رادرگیرکند.عجله نکنید وازخدابخواهید که کمکتان کند.موفق ومویدباشی پسرم.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •