تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




راه حل میخواهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محمدیه
آخرین ارسال:panah
پاسخ ها 8

راه حل میخواهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با نام خدا
    با سلام
    با عرض خسته نباشید من محمدم ۲۳سال سن دارم تقریبا ۱.۵ساله که با دختری در دانشگاه آشنا شدم قصدمون ازدواجه خانوادهامون در جریانن این خانوم قبلا با دوتا پسر دوست بوده با یه نفر دوسال و با یکی ۱ماه نفر اول آشناشون بوده دومی از طریق بلوتوث شمارشو تو اتوبوس به خانوم داده همه اینارو خودش به من گفت همیشه باهام روراست بوده بعد از شش ماه از آشناییمون میگذشت ازش پرسیدم چیزی از دوست پسر اولش داره گفت فقط یه عکس که از وقتی با من آشنا شده ندیددش بعد گفتم بفرست ببینمش عکس عروسیش بود که گفت حذفش کرده خیلی ناراحت بودم که عکسشو چرا تو گوشیش داشت در حالی که با من بود ازش پرسیدم کدوممون زیباتر بودیم گفت اون البته قسمش دادم که راستشو بهم بگه بعدها من اون عکسو دیدم خودش دوباره گرفت با اصرار من وقتی دیدم تعجب کردم زیبا بود اما من بهتر از اون بودم از ۴نفر پرسیدم اونام گفتن من زیباترم عکس عروسم اونجا بود خانوم از من پرسید عروس زیباتر یا من نمیدونم چرا این سوالو پرسید این اتفاق واسه چند روز پیش مشکل من با این خانوم اینه که خیلی رفتارشون باز مثلا با همکلاسیای پسرش جلوی من بلند بلند میخندن البته همکلاسیاشون از رابطش با من در جریان نیستن به درخواست خانوم نخواستن که اونا بفهمن ما باهم رابطه داریم یا با این آقایون به عروسی همکلاسیاشون میرن جلوی اونا لباس مجلسی آستین کوتاه پوشیده بودن و یا اینکه با اونا وقتی کلاسشون تموم میشد چون باهم هم مسیر بودن برمیگره خونشون با ماشینشون و... من از این قضیه ناراحت بودم بهشون چندبار تذکر داده بودم اما به دلیل اینکه ایشون مسیرشون دور بود بهشون اجازه دادم که باهاشون از دانشگاه تا خونه بره چون اونا ماشین دارن یه بارم پیش من بود و قرار بود باهم باشیم اما بخاطر دوستش با همکلاسیای پسرش رفتن تولد رستوران دانشگاه باهم با اینکه فهمید من ناراحت شدم که قرار مارو بهم زد بخاطر دوستاش مشکل دیگه ای که دارن حجابشونه شالش وسط سرشه موهاشو از وسط سرش میده بیرون گردنش گوشاش معلومن البته باهاش صحبت کردم چادرو بهش پیشنهاد دادم قبول نکرد اما حجابش بهتر شد البته بهم قول داد که فقط یکم از موهاش بیرون باشه اما شش ماه میگذره به قولش عمل نکرده من از روز اول بهش گفتم حجاب برام مهم حتی بهش گفتم پیش خانوادم با پیرهنو دامن باید باشه اونم گفت با این موضوع مشکلی نداره بعد از یه مدت فهمیدم تو عروسیا لباس بندی حلقه ای میپوشه بعد از کلی بحث تا مرز جداییم رفتیم اما هر دوطرف کمی کوتاه اومدیم. و اون قبول نکرد آستین بلند بپوشه اما قبول کرد آستین کوتاه بپوشه منم کنار اومدم با این قضیه یادم رفت بگم عروسیاشون مختلطه اما از اون موقع همش با من میجنگه سر حجابش میگه من شکاکم اما خدا شاهده من با وجود همه ی این اتفاقا به وفادار بودنش شک ندارم به اینکه دوسم داره و فقط به من فکر میکنه اما انقدر باهام بحث کرد منو بدتر رو حجاب حساس کرده جدیدا حر حرفى بهش میزنم بهم میگه بدبینی مشکل دیگه ای که باهم داریم بی ادب بودنش از حرف گیج شروع کرده الان دیگه رومون باهم باز شده اولین بار بهم به شوخی گفت گیج بهش گفتم نگو رومونو باز نکن اما گوش نداد چندبار بهم قول داده توهین نکنه اما عادت کرده حرفای بدی میزنه دوسش دارم اونم نمیخواد منو از دست بده نمیدونیم چیکار کنیم در هفته ۵شبشو با هم بحث میکنیم اما جفتمون داریم سعی میکنیم جفتمون مشاوره میکنیم تو اکثر سایتا مقاومت میکنیم راه حل میخوایم لطفا کمکمون کنید با تشکر.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوست عزیز شما با این خانم خیلی اختلاف فرهنگی داری. شاید الان بخاطر علاقه بتونید کمی هر دو طرف مقداری کوتاه بیاید اما بعدا به مرور به مشکلات بزرگی بر می خورید . اینجور که پیدا هست شما می خواید این خانم را به طور کامل تغییر بدید از چیزی که سالها بوده و شیوه ای که بزرگ شده. از توضیحاتتتون مشخص هست  که شما از دو  فرهنگ متقاوت هستین.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز
    به نظر من هم شما خیلی اختلاف فرهنگی دارین و در کنار هم نمیتونید خوشبخت بشید.به نظر من الان جداشدن بسیار بهتر از بعد از عقد  و ازدواج است. تناسب فرهنگی بسیار در زندگی مشترک مهمه.شما نمیتونید اونو تغییر بدید و خودتون رو هم نمیتونید عوض کنید یا افکارتون رو تغییر بدید.و این بعدا تو زندگی مشترک دردسر ساز میشه.یکم عاقلانه تر فکر کنید متوجه این موضوع میشید.الان که عاشقانه دوسش دارید این رفتارش ازارتون میده .بعدن ممکنه که این مشکلات خیلی بیشتر بشه.من فکر میکنم که تغییر دادن ادمها کار محال و ناشدنیه.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    دوست من بهتره بیخیال هم  بشین آخه اگه جلوتر برین مجبور میشی باهاش بسازی و رو غیرتت خط قرمز بکشی
    شما از لحاظ فکری و فرهنگی بهم نمیخورید به نظر من اگه واقعا به شما علاقه داشته باشه حداقل جلوی شما این کارهایی که شما گفتید رو انجام نمیداد این نظر من بود الان که اولشه اینجوریه چه برسه به بعدش.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    مسئله ی فرهنگی تنها بحث نیست ایشون زیادی مستقلن
    این مسایلو باهاش حل کنید دونفر برای ازدواج باید بتونن باهم کنار بیان
    1.مگه قصدتون ازدواج نیست ایشون چرا نباید با هم کلاسیاش درمیون بذاره
    2. من هم یک دخترم خیلی دوست دارم یکی حامیم باشه مخصوصا توی دانشگاه
    3.چرا شما خودتون نمی رسونیدش؟
    4.چرا خانواده ها هنوز درجریان نیستن؟
    5.مسئله ی حجاب و احترام به خواسته ی شما
     
    پیشنهادی که بنده دارم مدتی مثلا یک ماه از ایشون فاصله بگیرید و با دلیل و ازش بخواید این مسایل
    رو کم یا حداقل کمرنگ کنن و کاملا جدی شما میخواید یک عمر با این خانم زندگی کنید پس باید به نظرش هم احترام بذارید دوس داشتن به قیمت از بین رفتن حرمت ها وارزش ها کمی غیر منطقی است
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    یه مسئله خیلی مهم وجود داره.ایشون شما رو فقط واسه دوستی می خواد و به چشم همسر آینده به شما نگاه نمی کنه.
    به فکر خودتون باشید و به نظر من از این دوستی دست بردارید.چون ضرر خواهید کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    جدیدا دیگه نظراتم براش مهم نیست هر حرفی بهش بزنم کار خودشو میکنه موندم دیگه فکر میکنم عشقم یک طرفست داغون شدم چیکار کنم حالم بد کمکم کنید خودخواه شده یه درد و دل با تنهایی
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    محمد عزیز  اتفاقی نیفتاده که شما داغون بشی؟ چرا خودتو اذیت میکنی؟  فکر نمیکنم این طوری که شما تعریف کردین این خانوم عاشق شما باشه . عاشق بودن با عمل ثابت میشه .  چرا شمارو به دوستاش معرفی نکرده ؟؟؟
    چرا جلوی شما با پسرای هم کلاسیش این طور زننده رفتار میکنه در صورتی که میفهمه شما اذیتین . میخواد بگه خیلیا دوست دارن باهاش بگن بخندن که مثلا بگه خیلی سره ؟؟؟؟
    محمد عزیز .  دوست عزیز . تا بیشتر از این ضربه نخوردی از زندگیت بذارش کنار . اوون به ازدواج  فکر نمیکنه . کم کم خودتو با یه کارایی مشغول کن و بهش فکر نکن . اگه واقعا واسش مهم بودی و بهت احساس نیاز میکرد و نه عادت قرار با شمارو با هیچ چیز عوض نمیکرد .
    شما عاشقش شدی . منم عاشق همسرم هستم . عاشقی اینجوریه ؟؟؟
    در نهر تنهایی چه می شویند ؟       لباس لحظه ها پاک است !!!!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •