تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمبود شدید اعتماد به نفس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:عسلناز
آخرین ارسال:عسلناز
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کمبود شدید اعتماد به نفس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    من پرستار نیستم ............ ولی موقعیت های خوبی به دلیل ترس از مهارت های عملی از دست می دم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوستان کاربر به جز عسلناز خانم لطفا یک تاپیک جداگانه باز کنید و مسئلتونو اساسی و کامل بیان کنید تا رسیدگی بشه سپاسگذارم
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    با سلام و تبریک عید فطر البته با تاخیر.از همه دوستایی که نظر دادند و مخصوصا از موج آبی عزیز تشکر میکنم...امیدوارم بتونم مشکلمو حل کنم...برای بقیه دوستام که مشکل مشابهی داشتند هم آرزوی موفقیت میکنم...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام
    من وقتی سرکار نمیرفتم میگفتم حسابداری عملی بلد نیستم واین حرفا و استرس داشتم ولی خوب
    کار تجربی با تیوری فرق داره همونطور که کتابارو میخونید تا یاد بگیرید کار عملی هم باید انجام بدید تا یاد بگیرید
    این که بگن نمیتونی خوب درسته چون عملی انجام ندادی و اصلا ناراحتی نداره
    اعتماد به نفس یه برچسبه به خودتون بگید اعتمااد به نفس دارم خوب میشید
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    کمبود شدید اعتماد به نفس
    با سلام
    اعتماد بنفس: وقتی آدم به خودش اعتماد داره که بتونه کاری رو که می خواد به خوبی انجام بده (به صورت عامیانه )
    به نظر من شما بیشتر از خودتون به بقیه ارزش میدین و این واقعا واسه دیگران زندگی کردنه
    بعضی وقتا اون چنان مورد تایید دیگران هستیم که اگه یه روز اونا یکی از کارهای مارو تایید نکنن همه چی رو سرمون خراب میشه
    اول من باید زندگی رو واسه خودم تعریف کنم ، بعد بیام نظرات دیگران رو نسبت به کارهایی که انجام میدم بسنجم
    من توصیه میکنم اگه تو کاری استرس دارین و از عهده کار برنمیاین در زمینه های دیگه مشغول شین
    (همه تو زندگی هدفهایی رو داره یکی میگه من زندگی میکنم چون میخوام به انسانها خدمت کنم از هر راهی که هست)
    متاسفانه بیشتر کسایی که اعتماد بنفس پائینی دارن بیشتر از خودشون انتظار دارن و کامل گرا هستن و این از دایره زندگی پرتشون میکنه و باعث میشه منزوی بشن
    به هر حال امیدوارم تغییراتی تو زندگیتون و نگرشتون به زندگی داشته باشین

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام.ممنونم آقای رهنما.امیدوارم بتونم...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    دوباره سلام....وقت بخیر...من چند روز منتظر شدم تا آقای دکتر عزیزی یا آقای برزگر کمکم کنند ولی خبری نشد...به بعضی تاپیک ها چند صفحه جواب داده شده ولی مثل اینکه مشکل من اهمیتی نداره...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    ایزدی آواتار ها
    سلام دوستان

    عسلناز عزیز چون بعد از ماه رمضان هست مشاورینمون ممکنه مشغله کاری داشته باشند و گرنه حتما به تاپیک ها رسیدگی می کنند. 

    تا قبل از راهنمایی مشاوران من کمی از تجربه ای که در این زمینه داشتم رو براتون میگم. شاید کمی براتون مفید بود.

    من از وقتی که یادم هست همیشه با کنفرانس دادن و شفاهی درس جواب دادن مشکل داشتم. یعنی اعتماد به نفسم فوق العاده پایین بود. اما بیشتر وقت ها برای درس ریاضی سرگروه بودم و مجبور که حتما درس و برای بقیه توضیح بدم دوستانم می گفتند خیلی کاربردی توضیح میدی و ما خوب یاد می گیریم. اما از اینکه تو جمع زیادی قرار بگیرم ترس داشتم. 
    تا اینکه فارغ التحصیل شدم و باید در مدارس برای سخنرانی و یا سر کلاس جلسه پرسش و پاسخ داشتیم. 

    روز اول که می خواستم به دبیرستانی برم تا برای بچه ها حرف بزنم، خوب یادمه تا چند روز تمرین می کردم ، صدام رو ضبط می کردم تا ایرادهامو ببینم. به قدری استرس و ترس داشتم خودم صدای لرزش صدام رو تو صداهای ضبط شده حس می کردم. تا یک هفته همه اش خواب مدرسه و سخنرانی رو می دیدم. ترس از اینکه چطور در بین جمعیت دخترهای دبیرستانی قرار بگیرم. خب شنیده بودم بچه های اون مدرسه خیلی سوتی می گیرن  اذیت می کنند. با همه این وصف حال ها روزی که باید می رفتم رسید . وارد سالن که شدم اول با کلمات سنگین شروع کردم اما نمی دونم چی شد ترسم ریخته شد  خیلی راحت با دخترها مثل دوست شروع به حرف زدن کردم. راحت تر از اونچه که فکرش رو بکنم.از اون روز دیگه ترسم ریخته شد و حالا اگه تو یک جمعیت زیاد هم با حضور مدیران و مسئولین  قرار بخوام بگیرم هیچ ترسی ندارم. و خیلی راحت حرف هام رو به بچه ها می زنم. 

    حضرت علی (ع) میگن وقتی از کاری می ترسی خود را در آن بیفکن. شما هم وقتی در انجام عملی اعتماد به نفستون پایینه خودتون رو در معرض انجام دادنش قرار بدید. به خدا هم توکل کنید خودش کمکتون می کنه.
    ما همیشه توانایی خودمون رو دست کم می گیریم.

    امیدوارم با راهنمایی مشاورین عزیز هم پیشرفت بیشتری داشته باشید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    ممنونم خانم ایزدی....امیدوارم منم بتونم به این مشکلم غلبه کنم....
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •