تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکست زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sarah64
آخرین ارسال:شنطول
پاسخ ها 5

شکست

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من همیشه بعنوان مهمان میومدمو سعی میکردم از نظراتتون استفاده کنم.من دختری29ساله هستم.4ساله باپسری دوس بودم.قصدمون بعد یمدت ازاشنایی ازدواج شد.خیلی عاشقش بودمو دروغ چرا هنوزم دوسش دارم.ماباهم رابطه جنسی هم داشتیم متاسفانه ولی من دخترم.این آقا ازسال89 به اصرار من که تکلیفو مشخص کن قرار شد بیاد.خونوادمم درجریان قرار دادم! ولی قرار بود پروژه بگیره که بهونش این بود چون نشد اوضاع پولیش خرابه...نیومد!من پیش خونوادم ضایع شدم. همش میگف بزار من فلان کارو کنم اوضام خوب شه ادم رویایی هست.پرتلاشه.ولی میخادیه شبه پولدارشه.میگف بایدپولدارشم تا سختی نکشیم.ازیکسال اخیر کارشوازدس داد خودش دفترزد ولی باز نتونست تواین اوضاع درامدی داشته باشه.الان نزدیکه یماهه جایی مشغول شده ولی گف اگه قرارداد ببندن باهام میان که مامانم راضی شه.خیال خودم راحت شه..من کلی این چنسال حاستگارامو بدون فکرردکردم.راسش ازاویزون موندن خسته شدم.میتونس باخونوادش لاقل بیاد.هیچ کاری نکرد.فقط امروز فردا.راسش چنروز که ج تلمو چنساعت نمیدادوو چنروز قللشم قرارداشتیم ج تلو بعدچنساعت داد گفت جلسم بعدشرخ اس دادم خاموش میکنم خطمو.اینم بگم قبلنم اینکاروکردم طاقت نیاوردم دوباره برگشتم!ایندفه تصمیمم جدیه.اخرینبار بعد چنساعت ج ندادن بهم گفت بهم خودش میزنگه.سرپروژه بود.منم ازونروز خطمو شکوندم که دیگه دسش بهم نرسه.ازین حس که همش من بدوام دنبالش خستم.نظراون چیه؟اون عادت داره به عصبانیتای من.فک میکنه چون دوسش دارم برمیگردم.ایدم رداره.افی نذاشته حتی!شماره خونمونم داره.من دیگه واسه دوستی حاضرنیسم یه ثانیم بمونم.بنظرتون بچه بازی کردم یهو اینطو تموم کردم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    حالا مشاورین بیشتر راهنماییتون میکنن.ولی بنظرمن بزرگترین بچه بازیتون داشتن رابطه جنسی بوده چون جدا از حرام بودنش یه جور وابستگی شدید بوجود میاره و ممکنه در آینده بهتون ضربه بزنه حالا یا با افشا شدن یا هرچیز دیگه ای.این تصمیم آخرتونم ی جور بچه بازی بوده چون باید بخاطر خودتونم که شده بهش فرصت بیشتری میدادید.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    دیگه چه فرصتی؟اصلا روحرفش نیست.ازینکه من همش دردسترسش باشمو اون نه خسته شدم.بارها گفته منوواسه ازدواج میخاد.ولی این امروزفرداکردناش باابنکه میدونه من چقد مسئله  رسمی کردن واسم مهمه چه دلیلی داره؟فک میکنید بیخیالم میشه یا باابینکارم بازهم نمیاد با خونوادش تکلیفمو روشن کنه>؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    به نظر من کار خوبی کردی اینو از روی تجربه میگم به نظر من به اندازه کافی بهش فرصت دادی وبه پاش نشستی خواهر گلم شماالان 29 سالتون تاچند سال دیگه باید باوعده های این آقا مجرد بمونید سنتون هم برا ازدواج بالا میره به نظرمن اگه خواستگار خوبی داشتین بهش ج بدین و بیخیال آین آقا بشین یه اندازه کافی صبر کردین بیشترازاین موقعیتاتونوازدست ندین ازکجامعلوم چندسال دیگه خواستگارداشته باشین واز کجامعلوم این آقابیان بااین اوضاع
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    حالا اگه فکر میکنید ازش جدا شین هیچوقت سراغتون نمیاد یا اینکه گذشتتون زنده نمیشه این کارو انجام بده چون عاقلانه ترین کاره.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •