تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دیگه نمیدونم چیکار کنم ؟؟ :( زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mona 2970
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

دیگه نمیدونم چیکار کنم ؟؟ :(

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من یه دختر 22 ساله ام که روابط اجتماعی خیلی پایینی دارم .راه های زیادی را برای حل این مشکل امتحان کردم ولی فایده نداره تمام مشکل من هم به خاطر اینکه وقتی میخوام صحبت کنم به شدت برافروخته و قرمز میشم و حرارت بدنم بالا میره به حدی که ترجیح میدم صحبت نکنم .در خانواده به عنوان فردی ساکت شناخته شده ام ولی جالب اینجاست که همه ی افراد خانواده فکر می کنند من ادم مغروری هستم .وقتی حرف می زنم به حدی قرمز میشم که دیگران هم متوجه می شوند و اینو بهم میگن که من خیلی ناراحت میشم واسه همین ترجیح میدم همیشه سکوت کنم .ولی دیگه خسته شدم .افسردگی گرفتم .چیکار کنم؟؟من ادمی نیستم که تنهایی را دوست داشته باشم در اجتماع حضور دارم ولی همیشه این استرسو دارم که موقعی که میخوام صحبت کنم قرمز نشم .خواهش میکنم کمکم کنید .من سالهاست که اینطوریم....
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام ، به نظر من که حالاتی از این رو تو خودم تجربه کردم می گم اینم اینکه : این میتونه منشا ش تو دوران کودکی باشه یا به جو خانوادگی شما برگرده ، و یا به ارتباطهای بیرون از خانواده؛ که در هر سه مورد شما باید از کارهایی که انجام میدین راضی باشین اونی که دوست دارین انجام بدین و اعتماد به نفستون رو تقویت بکنین یعنی به خودتون افتخار بکنین به نظر من هرکی تو این دنیاست دارای یه استعداد های درونیه که باید اونا رو کشف کنه و به خودش بقبولونه که من می تونم در بعضی از کارها بهتر از بقیه کار کنم ، در ضمن نداشتن اطمینان به خود و عدم اعتماد به خود باعث میشه تمرکز آدم بهم بریزه و نتونه اون چیزی رو که می خواد بیان کنه            امیدوارم موفق باشین 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    n.h آواتار ها
    سلام دوست عزیزم.شما باید سعی کنی اعتماد به نفستو حفظ کنی.
    سعی کن اطلاعات عمومیتو بالا ببری تا در جمع توانایی اظهار نظر داشته باشی.قبل از اینکه میخوای صحبت کنی به حرفت خوب فکر کن تا حرف اشتباهی نزنی که موجب خجالتت بشه.برای اینکه بتونی توی جمع صحبت کنی اول از جمعهای کوچیک شروع کن مثل دوستات و براشون صحبت کن.
    وقتی میخوای در مقابل دیگران صحبت کنی باید باور داشته باشی اونها هم یه سری آدمن مثل خودت پس دلیلی نداره ازشون خجالت بکشی و تغییر حالت بدی.
    یه کتاب در مورد افزایش اعتماد به نفس بهت معفی میکنم سعی کن بخونیش امیدوارم کمکت کنه.

    (365قدم به سوی اعتماد به نفس نوشته ی دیوید لارنس پرستون ترجمه ی صادق خسرونژاد)
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز
    به نظر من  ابتدا در خلوت که کسی حضور نداره شروع به تمرین با حضار ذهنی کن. گهگاهی هم  جلوی آینه خودت رو نگاه کن و حرف بزن. بعدا که یکم پیشرفت کردی در میان جمع دوستان صمیمی و کم کم اینو گسترش بده.
    چند توصیه:
    اگر من دانشجويي خجالتي هستم، براي احساس راحتي بيشتر در موقعيت‌هاي اجتماعي، چه مي‌توانم بياموزم ؟ راهنمايي‌هاي زير مي‌تواند در برخورداري احساس اطمينان بيشتر به دانشجويان خجالتي كمك كند.
    نگرش هايتان را اصلاح كنيد
    اين كار را مي‌توان در دو عرصه انجام داد. تغيير انتظارات غير واقع‌گرانه از خودتان؛ تغيير اداراك تحريف شده خودتان، مبني بر اين كه اگر كامل نباشيد شما را سرزنش خواهند كرد. تمرين كنيد افكار خود منتقدانه از خودتان را جانشين افكار حمايت كننده‌تري از خودتان سازيد. مثلا به خودتان بگوييد: " وقتي كسي مرتكب اشتباهي مي‌شود، اكثرا مي‌توانند از عهده اشتباه خود برآيند "،‌" چقدر خوب بود اگر اوضاع به نحو ديگري پيش مي‌رفت، ولي هنوز كه دنيا به آخر نرسيده " ،‌" هيچ كس كامل نيست، من هم همين طور."
    با افرادي كه روبه رو مي‌شويد، با لبخند و تكان دادن سر سلام كنيد. با يكي از همكلاسي‌هايتان كه در نزديكي شما مي‌نشيند، دربارة موضوعاتي مانند تكاليف منزل، كتاب درسي، معلم، ‌امتحان، گروه ( آموزشي) صحبت كوتاهي كنيد. در جلسة بعدي كلاس همين روند گفتگو را با همان همكلاسي‌هايتان پيش بگيريد. اين كار را تا زماني ادامه دهيد كه آن ها براي شما آشناتر شوند و صحبت با آن ها براي شما طبيعي تر جلوه كند. شركت در انجمن و گروههاي مورد علاقه تان را در نظر بگيريد. هيچ چيز نمي تواند بهتر از كاركردن با يكديگر در طرحي مشترك ، به شناخت افراد از يكديگر كمك كند.
    در ارتباطات امروزي تماس چشمي، عنصري ضروري در گفتگو محسوب مي‌شود. در گفتگو، حالت بدني هوشياري و آرام از حالت خشك و غير منعطف خوشايندتر است .
    موضوعي براي گفتن داشته باشيد. ازرويدادهاي جاري و اخبار دانشگاه مطلع شويد. اگر شماعلاقه‌اي تخصصي نسبت به موضوعي داريد،‌درباره آن صحبت كنيد، به طوري كه هم مبتديان و هم متخصصان بتوانند گفته‌هاي شما را درك كنند. داستان يا لطيفه‌هاي جالب براي گفتن گرد آوريد.
    شنونده‌اي مشتاق باشيد.
    از ديگران پرسش‌هاي باز پاسخ بپرسيد، يعني پرسش‌هايي كه نتوان با گفتن بله يا خير بدان پاسخ داد. پرسش‌هاي باز پاسخ با كلماتي مانند " چرا، چگونه، چي، كي "شروع مي‌شود. به كساني كه مي‌شناسيد سلام كنيد. در موقعيت‌هاي اجتماعي‌، به افرادي كه به نظر خجالتي مي‌رسند، نزديك شويد.
    تمرين كنيد.
    از هرفرصتي كه پيش مي‌آيد، براي بهبود مهارت‌هاي اجتماعي تان بهره بگيريد.
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از همگی بابت راهنماییتون ،واقعا ممنونم.........ولی مشکل من اینه که تمام این روش ها رو انجام میدم ولی نتیجه ای نمی گیرم و این منو خیلی ناراحت می کنه و باعث میشه افسردگی بگیرم.....
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیزم اینکه شما قرمز میشید برمیگرده به سه تا مطلب یا کمرو هستی یابه خودت اعتماد نداری یا اینکه قبلا مورد تمسخر قرار گرفتی؟
    خب حالا خودت بگو قبلا توی مدرسه چطوری حضور داشتی سرکلاس درس
    توی خانواده مسخرت نمی کردن برای کارهایی که انجام میدادی آیا تحسینت میکردن؟
    از خودت تحصیلت رشت راضی بودی؟
    توی دانشگاه چطور؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    تا دوران راهنمایی خوب بودم اصلا با اینجور  مسئله ای روبه رو نمیشدم ولی از دوران دبیرستان فردی اروم و گوشه گیر شدم ،درسم هم خوب بود ولی فردی بودم که اصلا سر کلاس حرف نمی زدم  ولی خوب گوش می دادم...تو دوران دبیرستان بعضی از بچه ها مسخرام میکردن ولی من تحمل می کردم ،توی خانواده هم اصلا حرف نمیزنم ،شاید باورتون نشه حتی بعضی مواقع یه سلام در آخرم خداحافظ..اصلا ظرفیت شوخی را ندارم ،خانواده ای دارم که زیاد شوخی میکنن و من خیلی سختمه اگه قرمز نمیشدم میتونستم تحمل کنم یه طوری که اونا متوجه نشن و قدرت جواب دادن به شوخی هاشونو ندارم....وارد دانشگاه که شدم تا ترم دوم همین روال بود ولی بهتر از دبیرستان بود بعد از ترم دو خیلی بهتر شدم و سعی کردم بیشتر تو جمع ها قرار بگیرم ولی همش موقتیه تا یه مدتی خوبم بعد از یه مدتی دوباره همون میشم ..نمی دونم حس می کنم میترسم از یه چیزی میترسم که خودم هم نمی دونم ...سر کلاس دانشگاه هم ارومم ولی دوستای نزدیکم بهم میگن تا کسی باهات دوست نشه از شخصیتت باخبر نمیشه ...ولی من از اینکه همه منو به عنوان شخصی اروم میشناسنن ناراحتم .میخوام مثل ادمای دیگه باشم  بدون استرس حرفمو بزنم، راحت با همه شوخی کنم ،از بودن با افراد لذت ببرم،نه اینکه همش دلهره ی اینو داشته باشم که الان یکی ازم یه چیزی می پرسه و من میخوام جواب بدم قرمز می شم وهمه میفهمن ،یا میخوام یه چیزی بگم درجه حرارات بدنم بالا میره و قرمز میشم به حدی که صدای قلبمو میفهمم.همیشه این دلهره باهامه....
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوباره
    یه چیزی هس اونم این: اگه مورد تایید خودت نباشی، دیگران چطور میخوای که تاییدت کنن
    و ارتباط با دیگران برمیگرده بیشتر به ارتباط فرد با خودش 
    سعی کن دوست خوبی واسه خودت باشی
    در مورد قرمز شدن هم زیاد به خودت تلقین نکن زیاد حساسیت نشون نده
    اگه زیاد تمرکز به این که قرمز میشم یا نه داشته باشی روی چیزهای دیگه تمرکزت زو از دست میدی
    یه چیز دیگه که مهمه
    سعی کن به قرمز شدنت بخندی (ناپدید میشه) و درباره اون با دوستات تو یه جمع دربارش صحبت کن 
    مطمئن باش راحت میشی 

    زیادم زندگی رو سخت نگیر
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    خانواده ی خواسگارم رفتن ب همه فامیلاشون قضیه من و عشقمو گفتن.... نمیدونم چیکارکنم؟ جفتمون نمیخواسیم کسی فعلا بفهمه...
    همشم گیر دادن ک بزا بیایم خواسگاری... منم گفتم بابام در جریان نیست ...گفته تادرست تموم نشده فکر ازدواج و نکن...ولی اونا حرف خودشونو میزنن...میگن ما میخوایم خیالمون راحت شه و نشون شین...بعدم درستونو بخونین
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    به نظرم سعی کن با پدر مادرت این مسئله را در میان بگذاری...حتی اگر هم سخته سعی خودتو بکن ...به نظرم این بهترین راهه ...چون اگه اونها خودشون بفهمن ممکن زیاد خوب نباشه .خودت این موضوع را بگی بهتره.بخدا هم توکل کن مطمئن باش درست میشه 
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بگم؟نگم؟چجوري بگم؟؟
    توسط behzad75 در انجمن مسائل مربوط به نوجوانان
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 2013_10_10, 14:30
  2. آیا میتونید درباره ی کودکان بیش فعال کمکم کنید؟؟
    توسط روانشناس در انجمن مسائل مربوط به کودکان
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 2013_09_30, 19:05
  3. آیا نظریه ی داروین را قبول دارید یا نه؟؟
    توسط مجید70 در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 20
    آخرين نوشته: 2013_09_29, 18:01
  4. سختگیری پدر در حد عذاب؟؟
    توسط مهسا ع در انجمن سایر مشکلات خانوادگی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2013_08_20, 23:35
  5. همسربا چسب یا بدون چسب!؟؟
    توسط بانو در انجمن مقالات مشاوره ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_03_25, 15:30

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •