تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پدری که زندگی را بر خانواده سخت کرده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:khasteh
آخرین ارسال:hamidd
پاسخ ها 6

پدری که زندگی را بر خانواده سخت کرده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    دوستان سلام
    دوستان من یه سری مشکلات زنجیرهای تو زندگیم دارم که هر موقع سعی میکنم یکی رو کمرنگ کنم و بهش غلبه کنم مشکلای دیگم سر باز میکنم . الان من به شدت از رفتارای غیر منطقی و پرخاشگرانه ی پدرم به شدت رنج می برم هرچند خیلی به صورت مستقیم با هم مشکل نداریم اما از رفتارش با مادرم به شدت آزرده میشم این رفتار رو با من و خواهرم  هم داره
    اما اونقدری که من از رفتارش با مادرم ناراحت میشم نسبت به خودم ناراحت نمیشم شاید دلیلش اینه که مادرم احساسی هست و این رفتار ها رو میبینه خیلی آزرده خاطر میشه و اینجاس که صبرم لبریز میشه و درگیر بحث با پدرم میشم که چه معنی میده اما اون موضوع رو میپیچونه و میزنه به جاده خاکی در حالی که با من بحث میکنه از فامبلای مادرم بد میگه ! این برام خیلی عجیبه حالا اگه با مادرم بحث میکرد و اینا رو میگف یه چیزی . به طور کل  هر صحبتی رو به خوانواده ی مادرم ربط میده !!!! گاهی اوقات با خودم میگم نکه بابام روانی باشه  آخه جدای این قضیه هر مشکلی هم که با هم داریم مثلا من امروز با هاش صحبت میکنم سر مشکل بعد وقتی فردا میخوام صحبت کنم دوباره نقطه سر خط از اول کلی باید باهاش صحبت کنم به خدا اعصاب نذاشته برام موندم سر احترام به پدر یا اینکه جلوش وایسم اینقد ظلم نکنه موندم من همه انا رو میتونم تحمل کنم اما بی احترامی به مادرم نه حتی گاهی تو دلم بهش فحش میدم . حتی زمانی که از روش تربیتیش بهش ایراد میگیرم میگه خورد وخوراک فراهمه دیگه چی میخواید اصلا به محبت و اینها به ظاهر اعتقاد داره از درون چراه ولی امان از غرور . خلاصه که یه جورایی رفتارش برای من غیر قابل تحمل شده میترسم یه رفتاری کنم که باعث پشیمونی بشه یه نمیخواد منطق قبول کنه یه واقعا منطق نداره لطفا راهنمایی کنین چکار کنم حتی یه بار پیشنهاد مشاوره بهش دادم گفت مگه من روانیم که حتی این بحث رو هم کشوند به خونواده ی مادرم گفت به اونا که روانین بگو برن مشاوره . خلاصه خسته شدم از دستش همه ی این مشکلا رو تو زمینه ی اقتصادی و ... باهاش داریم .خواهشن یاری کنین که چکار باید بکنم .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز همان طور که در روایات و احادیث و حتی فرهنگ جامعه ما آمده است فرزندان باید به والدین خود در هر صورت احترام بگذارند و از بی احترامی به آنها خودداری کنند.

    شما ابتدا باید ریشه مشکلات والدین خود را بیابید و بدانید که علت این اختلافات چه میباشد و سپس با بررسی و گفتگو با هر دونفر به حل کردن این مشکلات و اختلافات بپردازید. این گفتگو در زمانهای باید باشد که که هر دونفر در حالت عادی قرار دارند یعنی مجادله و بحثی ندارند.

    سعی کنید در زمانهای که والدین شما به بحث و مجادله میپردازند با مهار ت به شوخی بپردازید و بدون طرفداری کردن از هیچکدام به بررسی موضوع بپردازید.

    عومل و علل مشکلات را بیابید تا بتوانیم بهتر شما را کمک کنیم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز
    در چند جای قران مشاهده شده که احسان به پدر و مادر سفارش شده و شما هم وظیفه تون هست به پدرتون احترام بگذارید .
    بله درکتون میکنم خیلی سخته که به مادرتون توهین شود ولی دوست عزیز ایا این مشاجره ها و دعواها برای مادرتون نفعی هم داشته ؟ ایا رفتار پدرتون تغییر کرده ؟ خیر بلکه حتی به مشاجره ها دامن زده اید .
    پدرتون هر چقدر بداخلاق و ... باشند باز هم شما حق ندارید اینگونه رفتار کنید .
    برای مشکل پدرتون مادرتون باید پیش قدم بشوند برای مشاوره تا ببیند مشکل اصلی چه هست ؟ شاید اتفاقاتی در گذشته روی داده که باعث شده روی خلق و خوی پدرتون تاثیر بگذارد . حتی اگر از ابتدا هم چنین خلق و خوی داشته باشند بازهم با تلاش مادرتون و شما تا حدی میتوان از این مشاجره ها کم کرد

    خب اینبار که مشاجره شروع شده شما دخالت نکن حق به هیچ کدوم نده . بزار یکم از دعوا بخوابه . وقتی همه چیز اروم شد اگر پدرت شروع کرد به حرف زدن درباره مشاجره تو قانعش کن بگو نه اینطوری بوده شما اشتباه برداشت کردید البته من به شما حق میدم متوجه نشدید و ....

    اگر اینطوری ادامه بدهید پدرتون ازتون رنجیده میشه و ممکن فرض کن شما او را دوست ندارید و یا حتی از خیلی امکانات محروم کنه و ....
    پس دیگر وارد بحث مشاجره ها نشوید
    موفق باشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    از شما خیلی ممنونم حرف شما درسته اما وقتی من میخوام منطقی صحبت کنم شرو میکنه به بی اعتنایی و میگه تو یه ذره بچه چی میدونی یا وقتی خیلی منطقی و آروم میخوام بهش بگم اشتباه میکنی میگه چیه باز مامانت تحریکت کرده اینو که میگه جوش میارم وقتی به جوون بودن یا اینکه یه کوچیکتر میتونه بعضی وقتا حرف درست رو بزنه اعتماد نمیکنه چکار میتونم بکنم. در مورد ریشه یابی خوانواده ی پدرم مذهبی و خونواده ی مادرم به جز مادر بزرگم غیر مذهبی شاید این تفاوت یه دلیل باشه . یا اینکه خونواده ی مادریم معمولا عادت دارن به شخص همدیگه شوخی میکنن به کسی هم بر نمی خوره اما وقتی با پدرم شوخی میکنن ناراحت میشه البته نه همیشه ولی بعضی وقتا چرا من احساس میکنم زود رنجه . و یه چیز دیگه اینکه تو همه ی زمینه ها سعی میکنه خشونت داشته باشه ( تقریبا راحترین راه برای به کرسی نشوندن حرفش ) چه تو اداره چه تو جا های دیگه وقتی کاره اداری یا هر چی داره اگه کارش درست چیش بره که هیچ اگه نه شروع به خشونت میکنه .البته پدربزرگم ( پدر بابام ) خدا بیامرز اونم خشونت داشت به مادربزرگم و تقریبا مثل هم هستن شاید دلیل دیگش هم این باشه که تو بچگی سختی کشیدن . یه چیز دیگه هم بگم از ته دل آدم بدی نیس ولی نمیدونم غروره یا چیز دیگه هیچ وقت از آدم تعریف نمیکنه جا های دیگه تو فامیل یه همسایه ها همه از منو خواهرم تعریف میکنن ولی بابام هرجا میشینه شروع به تخریب کردن میکنه بعضی وقتا فکر میکنم که بابام جز حرفای منفی هیچی دیگه نمیتونه بگه .دیگه موندم چکار کنم رو همه چیز تاثیر گذاشته باعث شده رفت و آمدای فامیلی به خصوص فامیل مادرم کم بشه خلاصه اینکه کل سمت وسوی زندگی رو به سمته منفی داره سوق میده .
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز یکی از دلایلی که پدر شما در خانه چنین رفتاری را دارند همان نوع تربیت ایشان میباشد که ایشان در خانواده بزرگ شده اند که زورگویی بهترین روش برای به کرسی نشاندن حرفای خود بوده است. اما این یکی زا دلایل میباشد دلایل دیگری هم میتواند داشته باشد که شما باید بیشتر دقت کنید که چرا چنین میشود از جمله طرز برخورد ماردتان با ایشان یا نوع گفتمان آنها و برخورد های ایشان در اجتماع هم بی تاثیر نمیتواند باشد.

    شما میتوانید از افراد دیگر اقوام (عمو - عمه ) کمک بگیرید تا با پدرتان صحبت کنند تا علت این نوع برخوردشان را بیابند و در پی تغییر باشند.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    دستت برمیادقدم پیش بذارولی اگه اوایل دعوا یاحین دعوا دیدی میخاد کنترل ازدستت دربره وحرفی بهش بزنی که بعدا خودت هم شرمنده بشوی محیط روسریع ترک کن.زیاد روی رفتارهای منفی پدرت تمرکزنکن.ازمنابع مفید انرژی مثبت بگیرمثل امامزاده،مسجد،پارک،طبیعت، بازاروجنب وجوش مردم،سعی کن مادرت رو هم باترفندهایی ازحال وهوای فشارقبل یابعد دعوابیاری بیرون بدون اینکه بحث پدرت روکنی.اینها تسکین موقته تا اون فحشها از ذهنت پاک بشود واجازه بده خودشون باهم جروبحث کنند وسعی نکن دراون شرایط ابدا دخالتی کنی.هیچوقت باپدرپرخاشگربالفظ تو اینجوری هستی یا این عیب روداری نروجلو بجاش مثلابگو"پدر وقتی عصبانی میشی"من"احساس بدی پیدامیکنم که چرا از زندگیتون لذت نمیبری.یعنی باضمیرمن برو جلو نه تو.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •