آگاهی از این امر که طلاق برای کودکان و خانواده ها بسیار استرس زاست، به مداخله هایی انجامیده است که هدف آنها کمک به خانواده ها در این دوران دشوار است. یکی از این مداخله ها، میانجیگری طلاق است که از یک رشته ملاقات ها بین والدین مطلقه و یک شخص متخصص با تجربه تشکیل می شود که می کوشد به آنها کمک کند اختلافاتی نظیر تقسیم اموال و سرپرستی کودک را حل کنند. هدف این مداخله، جلوگیری از دعوای قانونی است که تعارض خانوادگی را تشدید می کند. پژوهش حاکی است که این مداخله، حل و فصل های بدون مراجعه به دادگاه و ارتباط مثبت والدین در مورد مسایل مربوط به کودک را در سال های آتی افزایش می دهد(دیلون و امری،1996).
برای ترغیب کردن والدین به درگیر ماندن با فرزندانشان ، این روزها دادگاهها سرپرستی مشترک (ایران رو نمی دونم! ) حکم می کنند؛ که به پدر و مادر برای تصمیم گیری های مهم در مورد تربیت کودک اختیار برابری اعطا می کند. با این حال، تعدادی از کارشناسان در مورد این روش سوال هایی را مطرح کرده اند. سرپرستی مشترک ترتیبات زندگی گوناگونی را ببه بار می اورد. در اغلب موارد، کودکانی که نزد یک والد می مانند و والد دیگر را طبق یک برنامه ثابت می بینند، این وضعیت تک سرپرستی را بیبشتر دوست دارند. اما در سایر موارد ، والدین فقط در سرپرستی فیزیکی سهیم می شوند و فرزندان آنها باید بین دو خانه و گاهی دو مدرسه و گروه های همسال مرتبا جابه جا شوند. این جابه جایی ها، نوع جدیدی از بی ثباتی را به وجود می آورد که برای برخی از کودکان خیلی سخت است. سرپرستی مشترک موفقیت آمیز، رابطه یاری گرانه مابین والدین مطلقه را ایجاب می کند(تامیس-لی موندا و کابررا،1999 ). اگر والدین به دعوا و مشاجره ادامه دهند، این وضعیت ، مواجهه کودکان با جو خانوادگی خصمانه را تداوم می بخشد.

توصیه های مراقبتی و روشهای کمک کردن به کودکان برای سازگار شدن با طلاق والدینشان :
توصیه شرح
کودکان را از تعارض دور نگه دارید مشاهده تعارض شدید والدین،برای کودکان بسیار توان فرساست،اگر یکی از والدین بر ابراز خصومت اصرار ورزد،چنانچه والد دیگر عینا پاسخ ندهد،کودکان بهتر با آن سر می کنند.
تا جایی که می توانید،شرایط زندگی کودکان را با ثبات و قابل پیش بینی کنید. در صورتی که زندگی کودک با ثبات باشد،مثلا،مدرسه،اتاق خواب، پرستار بچه،وبرنامه های روزانه آنها تغییرنکند-در مدتی که طلاق روی می دهد،بهتر می توانند خود را سازگار کنید.
طلاق را برای کودکان توضیه دهید و به آنها بگویید چه انتظاری داشته باشند. اگر کودکان برای جدایی والدینشان آماده نشده باشند، از متارکه خیلی بیشتر به وحشت می افتند. باید به آنها گفته شود که پدر و مادر آنها دیگر با هم زندگی نخواهند کرد، کدام یک از والدین آنها را ترک خواهد کرد، و چه موقعی آنها خواهند توانست آن والد را ببینند. اگر امکان آن وجود داشته باشد ، پدر و مادر باید باهم طلاق را برای کودک توضیح دهند. والدین باید دلیلی برای طلاق بیاورند که کودک بتواند آن را درک کند و به وی اطمینان دهند که در این ماجرا تقصیری ندارد.
بر دائمی بودن طلاق تاکید کنند. خیال پردازی درباری اینکه بالاخره یک روز والدین دوباره در کنار هم خواهند بود به کودکان اجازه نمیدهد که واقعیت زندگی فعلی خود را بپذیرند. باید کودکان گفته شود که طلاق قطعی است و آنها نمی توانند برای تغییر دادن این واقعیت کاری انجام دهند.
به احساس های کودک از روی همدلی پاسخ دهید. کودکان برای احساس های غم،ترس، خشم خود به پاسخ های حمایت کننده و قابل فهم نیاز دارند. برای اینکه کودکان خوب سازگار شوند،باید به هیجان های عذاب آور آنها اعتنا کرد نه اینکه آنها را نادیده گرفت یا زا انها اجتناب ورزید.
رابطه مستمر با هر دو والد را ایجاد کنید. زمانی والدین از خصومت مداوم خود با همسر سابق خلاص می شوند و به نیاز کودک برای ادامه دادن رابطه با والد جدا شده توجه می کنند، کودکان بهتر سازگار می شوند. پدربزرگ ها و مادربزرگ ها و سایر اعضای خانواده با جانبداری نکردن ، می توانند به این امر کمک کنند.
منبع جدول : تیلور،1992.[hr]1- divorce mediation
2-joint custody
منبع: روانشناسی رشد (لقاح تا کودکی)، جلد یک ، لورا ای.برک ؛ترجمه یحیی سید محمدی.