تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مزاحم تلفنی است یا شوهرم بمن خیانت میکند که میخواهد طلاقم بدهد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مهین مهلا
آخرین ارسال:مهین مهلا
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

مزاحم تلفنی است یا شوهرم بمن خیانت میکند که میخواهد طلاقم بدهد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    موج آبی آواتار ها
    دوستان زن ذاتا غرور خاصی داره که مختص به خودشه اگه سرخورده بشه خیلی سخت میتونه ببخشه و با قضیه کنار بیاد ولی برای نجات یک زندگی نباید دست از تلاش برداشت
    خانم مهین مهلا کارهایی که تابه حال انجام دادید رو برای برگردوندن همسرتون نام ببرید و هرچند خیلی هم خوب پیش رفتید و فقط مونده مسئله ی زناشویی که توی خصوصی میتونید راحتر  بیان کنید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    ممنون از راهنماییتون
    میدونید کارهای من فک کنم خیلی تفریطی هست یعنی کاهای که وظیفم نیستم کردم
    پول لازم داشته از مامانم گرفتم که نتونسته پس بده شایدم  گفته غریبه که نیس
    پول لازم داشته طلا فروختم همه طلاهایی که واسم خریده بود و با یه کم از طلاهایی کادویی مامان به من
    پول لازم داشته این بار بردیم طلاهای مامان و خودمو گذاشتیم بانک و واسش پول اوردم که یکم از مشکلاتش حل شه و خودشم میدونه یعنی میگه خیلی کمکش میکنم
    جهیزیه خوبی اوردم و توی این چن سال یه قاشقم واسه خونه نگرفته و. گفته که جهیزیت اونقد کامله که چیزی لازم نداریم
    واقعا هم لازم نداشتیم و میگه اگه مثل خانم برادرم یا فامیلامون جهیزیت کامل نبود چیکار میکردم
    کدبانویی و دلبری و جلوی فامیلاش کم نذاشتن و قناعت کردن و احترامشو نگه داشتن و البته رو کاراش سرپوش گذاشتن و.....
    چون یک بار هر چی بهش گفتم گو نکرد زنگ زدم برادرش برادرشم نارحت بوده زنگ میزنه توهین و هزار تا بی احترامی که چرا خانواده زنت اومدن واستون کادوی عید اوردن تو داری تو چهارشنبه سوری با رفیقات خوش میگذرونی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    و شوهرم اومد خونه چشمتون روز بعد نبینه یه دعوای حسابی کرد و اتاق خوابشو جدا کرد و فرداشم رف بیرون و واسه خودش گشتن یعنی رک بگم شوهر من منو خیلی با اون کارش ترسوند خانوادشم ادمایی نیستن که رو بچشون تاثیر بذارن یعنی جایی واسه حرف شنوی بچه هاشون نذاشتن چون فقط بفکر خوشی خودشونن  و دخترشون
    من و جاریم طلاق بگیریم بفکر خونه و وسایلی هستن که بجا مونده و آیا میتونن بردارن یا نه؟ نه بفکر زندگی پسرشون 
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    سلام خواهر گلم شما نهایت تلاش رو کردی بهتره بگم اضافه بر سازمان هم تلاش کردی ما ایرونیها یا از این طرف بام میوفتیم یا از اون طرف بام!!! یا سر هیچی بدون کوچکترین تلاش میخوام زندگی رو ول کنیم بریم یا در نهایت تحقیر و ذلتی که میکشیم باز تلاش میکنیم عزیزم نمیخوام تحریکت کنم ولی با همه این کارهایی که کردی وقتی شوهرت به راه راست هدایت نمیشه خوب این دفعه خیلی جدی و محکم و قاطع رفتار کن نمیدونم چرا ما تحت هر شرایط فاجعه باری به دیگران نصیحت میکنیم خوب باش هر چی بد دیدی بازم تو خوب باش!!!! فکر میکنی آیا خدا میپسنده که بنده اش این همه خود رو خوار و ذلیل کنه حتی برای زندگی مشترک!!!!!؟ وقتی طرف مقابل این همه تکبر و عناد میورزه چه معنی داره تو این همه خودتو کوچیک کنی زندیگ مشترک اسمش روشه!!!! یعنی این تو نیستی که باید هی بسوزی و بسوزی و... باید طرفت هم لااقل برای 2 قدم تو حداقل یک قدم برداره  متاسفانه ما گاها در تعریف تلاش و خوبی و گذشت اون قدر افراط میکنیم که بالکل موجودیت خودمون رو از دست میدیم من نظرمو گفتم تو خودت بهتر میدونی باید چیکار کنی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    با عرض سلام و خسته نباشید
    آقای عزیزی من متاسفانه نمیتوانم برای شما پیام خصوصی بگذارم و خواهشمندم راه حل این مشکل رو بمن بفرمایید
    با تشکر 
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •