تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ضربه زیاد زد بهم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:2del
آخرین ارسال:2del
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

ضربه زیاد زد بهم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    2سال قبل با پسری دوست شدم تا یکسال همه چی خوب بود حتی یکبار هم از هم دلخور نشدیم.
    سال دوم من یه ترم موقع امتحانا شرایط درسی حساسی داشتم نتونسم بهش زیاد برسم همون موقع ها فهمیدم چندماه قبلش بهم خیانت کرده اما پشیمون شده دعوای شدیدی بود تا مدت ها حتی هنوذم دیگه عاشقش نیسم اما نبودش عذابه
    امتحانش کردم با چت خیلی زود وا داد و حتی قرار گذاشت..توقع داشت ببخشمش گریه کرد
    بخشیدم اما دل چرکین بودم دیکه میگفت کینه شتری !
    یبار بهش گفتم منم یبار با یه پسر دوست شدم میخاستم ببینم چیکار میکنه
    با کمال پررویی گفت هرزه برو گمشو منو ترک کرد وقتی فهمید الکی گفتم دوباره گریه و پشیمونی
    واقعا منو دوس داره ولی نمیدونم با این گذشته چیکار کنم هر روزمون دعواست چون عاشقش نیسم زیاد بهش محبت نمیکنم
    درضمن 3ماه پیش نامزد کردیم .از نطر همه الان رسمی هستیم اما خودشو دوس دارم ازینکه رابطه زناشویی داشته باشم چندشم میشه ازش چون تو چت حرفای بدی زده بود (وقتی امتحانش کردم)
    راهنماییم کنین ..میخام ولش کنم اما الان جدا شیم ابروی خانواده هست نبودش هم زجرم میده بهرحال 2 ساله هستیم با همه دعواها
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    واقعا بعضی وقتا ما خودمون در حق خودمون ظلم میکنیم!
    عزیزم   وقتی پسره خیانت میکنه _بددهنی میکنه و بقول خودت زود هم وا میده چرا ترکش نکردی و  باهاش نامزد شدی؟!!!مطمئنا تو اون زمان فقط بهش عادت داشتی و اینو با دوست داشتن اشتباه گرفتی و باهاش نامزد شدی!
    ولی حالا که گذشته ها گذشته و جلوی ضررو همین الان هم میتونی  بگیری و جداشی چون اینجوری که بهش میل نداری اگه باهاش وارد زندگی بشی همش احساس سرخوردگی و پشیمونی میکنی...
    مهم نداشته هایت نیست...
    مهم اینه که عاشق داشته هایت باشی.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موقع دعوا هر فحشی بهم میده بعدا میگه عصبانی بودم منظوری نداشتم
    در حق خودم ظلم کردم و خودمو کوچیک کردم ولی بازم نمیدونم چطوری جدا شم
    دست به خوکشی زدم ولی نشد
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوست خوبم به نظر من احتمال اینکه بعد از ازدواج رابطه ات و احساساتت حتی از الانم کمرنگ تر بشه خیلی زیاده.
    در ضمن با توجه به نوشته هات یه بار بهت خیانت کرده و یه بارم توو چت قرار گذاشته .حتی اگه این مساله رو یه اشتباه در نظر بگیریم بازم نمیشه توجیهش کرد چون ایشون یه بار دیگه به قول خودتون واداده.
    شاید فکر کنید خیلی دوستتون داره.
    اما دوست داشتن با عادت خیلی فرق داره.شما و ایشون فقط به هم دیگه عادت کردید.اینکه فحاشی و بد دهنی میکنه توو دوست داشتن نمیگنجه.اون فقط خودشو دوست داره و طاقت نداره تنها بمونه.
    حتی امکان داره بعد از ازدواجتون باز هم خیانت کنه و شاید دست روو شما بلند کنه.البته همه اینا در حد فرض هستش.
    ولی به هر حال جلوی ضرر رو ازهر جا بگیرید منفعته و مطمئن باشید دیر نیست.
    الان هم علاقه زیادی بهش ندارید بهترین زمان برای جدا شدن هستش.
    چرا فکر میکنید با جدا شدن آبروی خانوادتون میره؟اتفاقا" اگه الان جدا بشید درصد صدمه دیدن خیلی کمتر از بعد از ازدواجه.
    بهتره به خودتون و احساساتتون احترام بذارید.عشق و محبتتون رو برای کسی استفاده کنید که هم دوستش داشته باشید هم اون شخص دوستتون داشه باشه.مخصوصا" توو رابطه زناشویی.سعی کنید موضوع رو با خانواده مطرح کنید و مطمئن باشید خانوادتون کمکتون میکنن.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    اصلا" و ابدا" تحت هیچ شرایطی خودکشی راه حل این کار نیست.اصلا" راه حل درستی نیست.شما حق زندگی خوب و خوش رو دارید.چرا به خاطر یه سری اشتباهات این خوشی ها رو از خودتون میخوایید بگیرید؟به چه قیمتی؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
     شما مشخصا اعصابت ضعیف شده و در صحبت هات انسجام گفتاری نیست
    احساس کردم نمیدونی با چه ترتیب زمانی داری صحبت میکنی
    اگه میتونی مشاوره حضوری برو
    تا ذهنت آرام بشه
    راستی
    کتاب آیا تو همان گمشده ام هستی
    خانوم دی آنجلس میتونه کمکت کنه
    اگه میتونی بخرش
    وگرنه به من ایمیل بده تا برات کتابشو میل کنم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    اره واقعا از نظر اعصاب ضعیف شدم
    هیچ مشاوری پیدا نکردم اصلا نمیدونم پیش کی برم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    میترسم جدا شدنم حالمو بدتر کنه
    هیچ دوست صمیمی ندارم ک بتونم کنارش باشم
    یبار بخاطر خیانتش تشنج کردم
    بهش محبت نمیکنم زیاد باهام دعوا میکنه نیازهای روحی و جنسیمو رفع نمیکنی اخه مگه فراموش کردنش راحته؟
    الانم تو این وضع هستم اصلا نمیفهمه خودش این بلاها رو سرم اورد میگه دیگه عروسی نرو یا فلان جا نرو خسته میشی اینجوری میشی
    هر دعوایی هم میکنه جواب نمیدم دیگه یه چیز تکراری شد
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    من متوجه حرفاتون نمی شم.
    مگه باهم رابطه جنسی هم دارید؟
    قبل از نامزدی رابطتون چطور بود؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    n.h آواتار ها
    دوست عزیز اگه الان سختی جداشدن رو تحمل کنی خیلی بهتر از اینه که چند سال دیگه بعد از ازدواج یا خدایی نکرده بد از بچه دار شدن بخوای ازش جدا بشی.
    تو حق یه زندگی سالم و ی دغدغه رو داری ولی با ازدواج با اون این حق و از خودت می گیری.
    با خونوادت صحبت کن ودرمورد اخلاق و رفتاراش بگو .مسلمآ اونها هم خوبی تو رو میخوان واگه ببینن به نفعت نیست نمیذارن باهاش ازدواج کنی.

    حتما برو پیش یه مشاور ولی فکر میکنم اون هم همین نظرو داشته باشه.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •