تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چکاری انجام دهم تا عشق قبلیش رو فراموش کنه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aveliina
آخرین ارسال:همسفر
پاسخ ها 5

چکاری انجام دهم تا عشق قبلیش رو فراموش کنه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و وقت بخیر
    دختری هستم 25 ساله حدود 4 ماه پیش با پسری آشنا شدم که در ابتدا اشنایی ما در حد یک دوستی ساده بود اما بعد از چند هفته به من گفت که از من خوشش اومده و به قصد ازدواج جلو اومده. پسر بسیار صادق و مهربانی هست و همیشه به من ابراز محبت میکنه و در مورد من هم با خانوادش صحبت کرده و مادر من هم مطلع هستند که من با ایشون اشنا شدم . از همه لحاظ عالی هست فقط یه مشکل هست که نمیدونم باید دقیقا چطور باهاش برخورد داشته باشم . ایشون قبل از من 4 سال با دختری در رابطه بوده با اطلاع خانواده ها که اون دختر رو هم برای ازدواج میخواسته که به دلیل سن کم(این آقا الان 26 ساله هستند) قرار میگذارند که بعد از رسیدن به سن مناسب ازدواج کنند اما اون دختر خانم به ایشون خیانت میکنه و جدا میشند، دو ماه بعد از جداییشون این اقا با من اشنا شد که اوایل خیلی ناراحت بود و به گفته ی خودش اشناییش با من خیلی توی روحیش تاثیر مثبت داشته . اما الان گهگاهی به من میگه که فکرش و خاطراتش میاد توی ذهنش و این باعث عذابش میشه و خوب بالطبع این موضوع من رو هم خیلی ازار میده اما اینجور مواقع سعی میکنم از در دوستی وارد بشم و بهش گفتم کم کم کمکش میکنم تا فراموشش کنه . ایشون هربار که از این موضوع ابراز ناراحتی میکنه سریعا به من میگه من تو رو میخوام نمیخوام از دستت بدم و با اینکه در این مدت اشنایی ما اون خانم برگشت تا باهم اشتی کنند دیگه این اقا قبولش نکرد....حتی به من گفت زودتر باید ازدواج کنیم تا بتونم فراموشش کنم که من مخالفت کردم و گفتم تا وقتی سایه ی یه فرد دیگه توی این رابطه وجود داره نمیشه ، اول باید کمکت کنم اونو کامل فراموش کنی و برات بی معنی بشه بعد ما ازدواج کنیم چون در این صورت در واقع این ازدواج برای فرار از خاطراتت انجام میشه نه بخاطر عشقت به من . اما به هیچ عنوان برخورد خشن نمیکنم که از من بترسه و منجر بشه که برگرده به رابطه قبلیش.... به نظر شما ایا این شیوه ی برخورد من درسته ؟ چه کاری میتونم انجام بدم تا راحت تر شکست عاطفیش رو زود فراموش کنه ؟ چطور میتونم به ایشون و در نتیجه به ارتباطمون بیشترین کمک رو بکنم چون واقعا با مشخصاتی که داره فردی هست که برای ازدواج دنبالش بودم... با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیزم ایشون الان درمرحله مقایسه قرار دارن یعنی شما رو با اون فرد مقایسه میکنن شما باید رفتارتون دوستانه مودبانه و متعهدانه باشه
    دوستانه که وظایفتونو به عنوان یک فردی که قراره درآینده باهاش ازدواج کنید انجام بدید باید بهتون اعتماد کنه
    کارهایی کنید که حس کنه دوسش دارید براتون مهمه اما همه ی اینها باید در حد حدود عرف و شرع باشه دقت داشته باشید که محبتتون طوری باشه که حس دلسوزی و ترحم نداشته باشه و ارزش خودتون هم حفظ بشه
    کم کم با این رفتارها حضوراون فرد کمرنگ میشه و شما هم درزمان مناسب با انتقاد مهربانانه اگر بازهم یاد آوری کرد اون شخص رو بید دیگه گذشته و فراموش کن بهتره به فکر آیندمون باشیم یه تجربه بود من هم ناراحت میشم که ناراحتی تورو میبینم
    ببین قراره چه زندگی خوب و پاکی داشته باشیم فکرتو خراب نکن
    و ازآینده و برنامه هاتون بگید بذارید آینده براش شیرین جلوه کنه حتی بخندونینش شوخ کنید نگران نباشید از این حال برمی گرده
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ببین دوست گلم شما بایستی وقتی فرد شکست خورده ای رو میبینی که کمتر از شش ماه از مسئله اش گذشته نباید بهش نزدیک بشی
    اگه شما نبودی و حمایت نمیکردی شاید این دو نفر تا حالا میتونستند دوباره رجوع کنند
    یا اینکه از جدا شدنشون مطلع و مطمئن بشن
    بترس از روزی که  این آقا مثل خیلی های دیگه ماسکشو بزنه کنار و بهت بگه که شما مانعش شدی
    مسئله ی شکست ایشون چیزیه که خودش باید باهاش کنار بیاد
    کمک فرد سومی مثل شما در واقع ظلمه نه کمک
    --------
    دیگه اینکه ایشون الان تنهاست
    و شاید شما همه ی ملاکهای مورد نظرشو نداری
    حتی اگه تو فکر کنی که ایشون همه ی ملاک های تو رو داره
    ------------
    این آقا بایستی با خودش خلوت کنه
    و تو این مدت که ممکنه یه سال هم طول بکشه
    شما در کنارش نباشی
    اصلا ارتباط نداشته باشی
    شما بایستی به این آقا بگی
    من صبر میکنم که وضعیت روحی ات رو رو به راه کنی
    اگه قبول کرد که انسان منطقی ای هست
    وگرنه
    احتمالا یه شخص کنترل گر و تنهاست

    صبر کردنت هم مشروط به اینه که خانوادت این آقا رو تایید کرده باشن

    یادت باشه
    از سر دلسوزی و التیام به هیچ کس نزدیک نشی
    و خودتو وقف نکنی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از پاسخ دوستان
    در مورد قسمتی از پاسخ همسفر عزیز باید عرض کنم که این آقا همون روز اول به بنده گفتش که واقعیت اینجوریه و چنین اتفاقی برای من افتاده . من گفتم خوب پس میشه گفت هنوز تمام و کمال از فکرش بیرون نیومدی و امکان داره از اینکه اومدی سمت من پشیمون بشی. رک و راحت به من گفت من شدیدا احساساتیم، واسم خیلی سخت بود این جدایی ولی موضوع اینه که من شاید خیلی از اشتباهات طرف مقابلمو ببخشم و کوتاه بیام ولی مساله خیانت چیزی نیستش که من بتونم باهاش کنار بیام، حتی اگرم من بخوام پدرم اجازه نمیده که بازم ما به همدیگه برگردیم . به همین خاطر بودش که من قبول کردم دوره ی آشنایی رو بگذرونیم چون من خودم شدیدا روی اینجور مسائل حساسم و اصلا نمیتونم قبول کنم رابطه ای رو بخاطر خودم به هم بزنم
    به هر حال ممنون از راهنمایی هر دو دوست عزیز، مطمئن شدم که با محبت و نشون دادن قابلیتهام میتونم کمکش کنم که به مرور زمان فراموش کنه [img]images/smilies/shy.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    محبت بیش از حد به کسی نشون نده
    شاید ارزششو نداشته باشه
    و توقعش هم بالا بره
    در ضمن
    قرار نیست تو قابلیت ها تو به کسی نشون بدی
    خودش باید کشفت کنه

    عزیزم
    به شدت هر چه تمامتر ازت خواهش میکنم از این آقا تا زمانی که روحیه اش مثل یه آدم عادی بشه پرهیز کن
    و وقتی هم که جلو اومد
    با وسواس تماااااااااااااام همه ی زندگی اش رو بسنج
    انگار غریبه ای
    و چیزی ازش نمیدونی
    شاید همه ی حرفها یا بیشتر حرفهایی که زده باشه در مورد زندگی قبلیش راست نباشه یا برداشت خودش باشه

    دوست خوبم
    مواظب زندگی ات باش
    و چشم و گوشت رو بیشتر از احساساتت باز کن
    با خانواده ات و پا یه پای ایشون
    ایشون رو بررسی کن
    و از نزدیکی به ایشون جلوگیری کن
    """"یادت باشه که یکی بود که به بدترین حالتهایی که ممکن بود اتفاق بیفته بهت هشدار داده بود"""""

    نیاد روزی که بفهمی مغزت رو دادی دست کسی که شستشو بدش
    و زندگی ات بر باد فنا رفته

    من نگرانتم
    اگه خواستی به ایمیل من بیا
    باهات حرف دارم
    e_m1365@yahoo.com
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •