تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




زندگی من در حال نابودیه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:sardargom
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

زندگی من در حال نابودیه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    maryam.azadeh آواتار ها
    من واقعا نمی دونم چی بگم و چه جوری بگم. مشکل منو بیشتر دوستان تالار می دونن. الان 13 روز هستش که عشقم امید زندگیم کسی که برای یه عمر روی اون حساب باز کرده بودم توی بدترین وضعیت ممکن تو بخش ای سیو قلب بستری هستش. وضع شون خیلی وخیمه و متاسفانه یک اشتباه ساده و سهل انگاری باعث این فاجعه شد.

    ظاهرا حرف همه پزشک های اون بیمارستان اینه که دیگه کاری نمیشه کرد. الان 13 روز هست که زیر دستگاه هستن با حداقل درجه هشیاری و به هیچ چیزی واکنش نشون نمیدن. 
    ایشون از تاریخ 4 بهمن پارسال به خاطر یه حمله قلبی ظاهرا ساده سی سیو بستری شدن و بعدش حمله های متعددی پیش اومد. سه بار به کما رفتن که این بار چهارمه و تنها راه درمان ایشون عمل جراحی قلب بودش که الان به هیچ عنوان امکان پذیر نیست. چون تقریبا تموم این مدت(به جز 5-6 روز) توی گلوی ایشون لوله گذاشته بودن حنجره و ریه هاشون عفونت کرد و مجبور شدن روی گلوی ایشون رو سوراخ کنن که مشکل برطرف بشه. وضعیت شون بی نهایت رقت بار هستش و بنده حقیر آخرین باری که دیدمش روز اول عید بود و تا همین لحظه منظره ای که ازشون دیدم توی ذهنم نقش بسته و منو رنج می ده.
    نمی دونم چیکار کنم واقعا نمی دونم چیکار کنم. فقط می دونم که بدون ایشون یک ثانیه زندگی رو نمی خوام و اصلا معنی اینجور زندگی کردن رو نمی فهمم. اون همه امید منه تو رو خدا بگین من چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    aram آواتار ها
    مریم عزیز از خدا می خوام که بهشون شفا بده و شما فقط می تونین دعا کنین 
    ولی این رو هم بدونین که حتما حکمتی در کار هست. ایشون اگه قسمتشون اینه هیچ کاری از دست هیچ کسی بر نمیاد ولی اگه هنوز عمری به این دنیا داشته باشن به وقتش معجزه ای رخ می ده و به زندگی بر می گرده
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ممنونم آرام جون
    ایشون یه طوری زندگی میکردن همیشه که انگار صد سال میخوان زندگی کنن اینقدر که پرانگیزه و هدفمند بودن. ادمی بود که واسه همه کارهاش برنامه ریزی دقیق داشت و تموم حساب و کتاب هاش درست درمیومدن. 
    باور نمیکنم بنا باشه چنین کسی به این زودی بخواد بره. واقعا مستاصل شدم و نمیدونم چیکار باید بکنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    aram آواتار ها
    مریم عزیز
    امیدوارم که ایشون سلامتی خودشون رو به دست بیارن ولی اتفاقا افرادی که به تکامل رسیدن دیگه جائی در این دنیا ندارن و باید برن یعنی همه انسانها برای به تکامل رسیدن به این دنیا میان به نظر من و افرادی که به تکامل مطلوب رسیده باشن دیگه وقت رقتنشونه و این ربطی به سن نداره
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    آرام جان عزیزم
    من جدی امیدوارم که اینطوری نباشه که میگین. یعنی از خدا میخوام که بهش یه فرصت دیگه بده خب من که هنوز به تکامل نرسیدم و بهش نیاز دارم تا در کنارش بتونم رشد کنم و ارتقای روحی پیدا کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    aram آواتار ها
    مریم عزیز همه چیز دست خداست اگه قسمت این باشه که ایشون به زندگی برگردن که حتما برخواهند گشت از ته دل برای شفای ایشون دعا می کنم 
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    عزیزم امید داشته و همه چیزو به خدا بسپار
    خداوند همیشه به روزنه های امید انسان پاسخ میده فقط براش دعا کن از خود خدا کمک بخواه از خدا بخواه صلاحتو
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    maryam.azadeh آواتار ها
    آرام عزیز و موج آبی عزیز
    واقعا از لطف شماها خیلی خیلی ممنونم. بخدا خیلی محتاج و نیازمندم به دعاهاتون. نمیتونم بپذیرم که میگن دیگه نمیشه کاری کرد چون همیشه باید بالاخره یه راهی باشه. حداقل من خودمو با این حرفا دلداری میدم. من اونو میخوامش هرجوری شده میخوامش و نبودنش اصلا توی تصورم جا نمیشه.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    aram آواتار ها
    دکترها ازشون قطع امید کردن؟ یا امیدی وجود داره؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    maryam.azadeh آواتار ها
    آرام جان گلم
    دکتر ایشون درحال حاضر کاملا قطع امید کرده. ایشون تو بدترین وضعیت ممکن هستن ولی خود دکتر اظهار تعجب کرده بود که چطور تا این لحظه بدنش تونسته مقاومت کنه.
    ایشون الان زندگی کاملا مصنوعی دارن نه طبیعی امروز رفتم دیدمش البته از دور ولی باورت نمیشه اگه بگم به سختی شناختمشون چون خیلی خیلی تکیده تر شدن نسبت به قبل و ظاهرشون واقعا تاثرانگیز هستش.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •