تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ازش خسته شدم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:یامین
آخرین ارسال:یامین
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

ازش خسته شدم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من 26سالمه يه ساليه رابطه تلفني با يه پسردارم كه ازنظراعتقادي وفقط اعتقادي هم سطح همميم  چون از تنهايي خسته شده بودم واون ودل مشغولي خوبي براي روزاي سرد تنهايي ميدونستم  باهاش تماسام ادامه پيدا كرد اماالان عاشقانه دوستش دارم ولي بخاطراختلافات فرهنگي واجتماعي واقتصادي اميدي براي موندن كنارش ندارم اماعلاقه بينمون نه قابل گذشته نه قابل ادمه دادن يه مدت ازش خواستم رابطمون وتموم كنيم اما اونم خيلي بهم وابسته شده انقدگريه كرد وهي حرف زد تادلم سوخت وبيخيال اين موضوع شدم( اون تويه شهرغريب دورازخانوادش كار وزندگي ميكنه باپدرش هم به شدت مشكل داره) راستش خودمم از تنهاشدن دوباره ميترسيدم واسه همين كوتاه اومدم اماواقعا برام خيلي عذاب اوره باكسي باشم كه دوستش دارم ودوستم داره اما تلاشي براي رسين بهم نميكنه گاهي ميگه فراركن بياپيشم اما ميدونه هم خودم مذهبيم هم خانواده شاخصي دارم وهيچ وقت اين كارونميكنم
    كبريِِِِِتــــــــــهاي سوخته هم
    روزي درختـــــــــ هاي شادابي
    بوده اند
    مثل ما
    كـــــــه روزگاري ميخنديديم
    قبل ار اينكـــــــه
    عشق روشنمان كند.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    با سلام دوست گرامی
    سن خودتون و دوستون ؟؟
    فقط برای تنهایی دوست شدین ؟
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    عزیز من
    کسی که عاشق پشت سیم تلفن نمیشه
    این آقا میخواد فرار کنی
    که :
    1.آبروتو ببره
    2.هر چی شد انگ و ننگش به تو بچسبه
    3.نمیخوادت اگه میخواست خودش می اومد
    4.میخواد یکی براش بمیره. براش زندگی شو به لجن بکشه. براش فداکاری کنه. چون کسی تو زندگی اش این همه براش وقت نذاشته و ارزش قائل نشده
    5.میخواد کمبود هاشو با تو پرکنه
    6.فرار کن بیا پیشم یعنی بیا تو خلوت من و با من سکس  داشته باش. به طوری که من نه مهریه بدم نه نفقه نه زحمت خواستگاری اومدن داشته باشم. نه مجبور بشم زندگی و وقت و سرمایه و احساسم رو برات بزارم. بیا و عقده های بیشمار من رو ارضا کن.
    فرار کن بیا پیشم هیچ معنی مثبتی نداشته تا حالا. عزیزم اون هیولاهایی که تو جامعه ی ما وجود دارن مگه غیر از این خواسته ها رو از دختران معصوم و دست نخورده دارند.

    من اگه بهت بگم بیا از شدت تنهایی
    تنهایی تو با یه مار یا عقرب پر کن میای؟؟
    یعنی فکر میکنی آسیبی که در ادامه ی رابطه با چنین آدمی میبینی کمتر از آسیب مار و عقربه؟؟

    اگه تونسته با مقداری گریه تو رو به ادامه ی رابطه ترغیب کنه
    با ادامه ی صحبتهاش تو رو به کارهای دیگه مثل همین فراری که گفتی خواهد کشوند

    احتمال بده که خیلی از گفته هاش در مورد زندگی و پدرش و .... دروغ باشه
    سخته پای تلفن دروغ گفت؟
    مطمئنم خودت بارها پای تلفن دروغ گفتی
    و میدونی چقدر کار راحتیه

    در ضمن کسی که با پدرش مشکل داره خیلی مساله است
    احتمالا مشکل از سمت اونه

    شما میگی از لحاظ های فرهنگي واجتماعي واقتصادي و حتی شهر محل زندگی با هم فرق میکنید.
    به نظرت تفاهمات و شباهت های لازم رو دارید برای یک عمر رفتن زیر یک سقف؟؟
    ببین آگاهانه داری سرنوشتت رو به چه سمتی میبری
    و زندگی تو تو دستهای چه کسی میزاری
    و پای چه رابطه ی سطحی ای داری برای یک عمر زندگی ارزشمندت برنامه ریزی میکنی ....

    خودت به این رابطه تن و پروبال دادی
    و خودت باید ازش خارج شی
    برای فراموش کردن اقدام کن
    و از کمکهای مشاورین و دوستان این سایت برای راحتتر فراموش کردن استفاده کن

    شاد باشی ..............
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 's.esmailzadeh' pid='19580' dateline='1376491101'
    با سلام دوست گرامی
    سن خودتون و دوستون ؟؟
    فقط برای تنهایی دوست شدین ؟
     سلام 
    من 26سالمه اون 25.بله صرفا ازتنهايي خسته شدم ازنگاههاي هرزه ادماي جامعه وارزشهايي كه كم رنگ شدن تنهايي برام عذاب اورشده بودالان ازنظرعاطفي هم ديگه درك ميكنيم  امافكراينكه بخوام كنارش باشم واصلا توخيالاتمم دست نيافتني ميدونم چيزي كه فعلا برام مسئله سازشده اينه كه چجوري بااين همه وابستگي ازش جداشم مثل رهاشدن ازارتفاع برام ترسناكه(نخنديدن توروخدا حسم وگفتم)
     
    كبريِِِِِتــــــــــهاي سوخته هم
    روزي درختـــــــــ هاي شادابي
    بوده اند
    مثل ما
    كـــــــه روزگاري ميخنديديم
    قبل ار اينكـــــــه
    عشق روشنمان كند.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام دوست عزیز چرا باید به احساسات شما بخندیم دوستانم اگه میگن جدا شو بخاطر خودتون میگن که ضربه نخورین بعد شما خودتون دارین میگین اصلا توخيالاتمم دست نيافتني ميدونم پس همین جمله کافیه تا این رابطه بی سرو ته و تموم کنید و اینم بدونید رابطه تلفنی اصلا ملاک درستی برای شناخت نیست و با گفتگو رو در رو زمین تا آسمون فرقشه حالا شما تا بحال چند بار این آقا از نزدیک دیدید؟ بعد این آقا بقول خودتون  حاضر نیست برا بدست اوردن شما تلاش کنه پس معلومه که شما اونقدرا نمیخواد چون مطمئن باش اگه پسری یکنفرو بخواد زمین و براش میکنه بعد مشکلش چیه ؟کار نداره؟ تحصیلاتش چقدره؟ در ضمن تنهایی اصلا دلیل منطقی برای ازدواج نیست و معمولا روانشناسا معتقدا که ازدواج گاها میتونه تنهایی تشدید کنه نه این که از بین ببرتش
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوست عزیزم
    به نظر شما تنهایی بهتره یا از بین رفتن آبروتون توی خانواده و بودن با فردی که آیندتون واسش هیچ اهمیتی نداره؟
    به نظر من و با توجه به حرفاتون،دوست شما اصلا به رابطه ی جدی با شما فکر نمیکنه و اون هم فقط و فقط و از روی تنهایی هستش که با شما ادامه میده...
    بعد از جدایی از ایشون خودتون رو طوری سرگرم کنید تا فکر تنها بودن ازتون دور بشه...
    مثل خوندن کتابهای مورد علاقتون یا تماشای فیلم یا حتی درست کردن پازل های بزرگ...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    مرسي كه نظراتتون ومينويسيدتاراهنماييم كنيداما يه راهكارميخوام تابتونم ازش جداشم  من يه كوچولوپخته وعاقلم اينا روميدونم امازندگي اجبارهاي خودشو داره مثل تنهايي كه ديگه بهش عادت كردم حــــــــالا بااحساسم چيكاركنم
    كبريِِِِِتــــــــــهاي سوخته هم
    روزي درختـــــــــ هاي شادابي
    بوده اند
    مثل ما
    كـــــــه روزگاري ميخنديديم
    قبل ار اينكـــــــه
    عشق روشنمان كند.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوست گرامی
    مزایا با ایشون بودن و معایب با ایشون بودن را در یک برگه یادداشت کنید و منطقی در مورد با ایشون بودن یا نبودن فکر کنید از همین پیشنهادی که به شما دادن(فرارکردن)بدانید که ایشون شما را فقط برای پر کردن خلاتنهایی خودشون میخاد و عشق واقعی و عقلانی در کار نیست همونطور که شما هم همین حس را دارید به ایشون پس برای ترک این اعتیاد عشقی زودتر از اینکه بیشتر آلوده بشید اقدام کنید هرچند می دونم گفتن این حرفا در کلام خیلی راحت است ولی بهرحال اگر نگران آینده خود و تنهاتر از این  نشدن هستید باید یک فکری به حال خود بکنید بعد از ترک ایشون هم باید زیر نظر یک روانشناس با احساس تنهایی تون کنار بیاین و مطئن باشید که این کار خیلی هم غیرممکن نیست در نهایت تصمیم با خودشماست
    درضمن اگر هم نمی تونید کنارش بزارید حداقل بهش بگید که برای خاستگاری رسمی اقدام کند وگرنه حاضر به ادامه ارتباط نیستید این آزمونی است برای اینکه بفهمید واقعا دوستون داره یا خیر
    شاد باشید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    دوست خوبم
    توی سایت یه سری پیامها و مشاوره ها برای فراموشی هست
    خدا رو شکر که میخوای اینکار رو بکنی
    میتونی به این پیامها مراجعه کنی
    و همچنین توی اینترنت هم سرچ کن
    و راهکارهای فراموش کردن رو بخون

    وابستگی به افراد اینچنینی یه جور اعتیاده
    و سختی های ترک کردنشم هم کم نیست

    اما تویی که تصمیم شایسته ای گرفتی
    مطمئنا از پس اینکار هم بر میآی

    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    مرسي همسفرعزيزاميدوارم راهكارهايي كه گفتين روپيداكنم وباكمك اونا ازپس اين تصميم مشكل بربيام
    كبريِِِِِتــــــــــهاي سوخته هم
    روزي درختـــــــــ هاي شادابي
    بوده اند
    مثل ما
    كـــــــه روزگاري ميخنديديم
    قبل ار اينكـــــــه
    عشق روشنمان كند.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •