واقعا ممنونم دوستای عزیزمن...خیلی دوستون دارم با اینکه ندیدمتون...خیلی بهم کمک میکنین...ولی واقعا بعضی اوقات حس میکنم تو زندگی شوهرم کمرنگم...تو حاشیه ام...مثلا داریم ناهار میخوریم.بشقاب خورشت مشترکه بدون اینکه بهم توجهی کنه تمام گوشتا توی سه حرکت میره رو برنجاش...بهش میگم بابا منم آدمم...یا اگه ظرف میوه یا کیک یا هرچیزدیگه جلوش باشه نمیگه خانم شما خوردی؟شما میخوای؟...خوب شما بگین حق ندارم ناراحت بشم...وقتی یه حرف میزنم اگه درست باشه سریعاوبه صراحت نمیگه آره تو درست میگی همون حرف منو یه جور دیگه میگه میگم باباجان منم همینو گفتم...بایدکلی بحث کنم تا قبول کنه البته 100% به دعوا کشیده میشه...همیشه تو دعواها منو مقصرمیدونه...میگه تو بحث شروع میکنی...میگم خوب تو ناراحتم میکنی...کارات عیب داره...عمرا اگه قبول کنه...خوب من چکار کنم؟؟؟؟؟؟