تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساس میکنم دارم افسرده میشم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sokot
آخرین ارسال:sokot
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

احساس میکنم دارم افسرده میشم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من یه خانم 29 ساله ام.1 سال و8ماه که ازدواج کردم.قبل از عقدم یه دختر شادو سرزنده بودم شیطنتای خودمو داشتم ولی بخاطر اینکه دوست داشتم زوذتر ازدواج کنم واحساس تنهایی کردن همش تو تنهاییام گریه میکردم...وقتی ازدواج کردم فکرکردم به ارزوهام رسیدم و از تنهایی خلاص شدم.ولی همسرم اونی نبود که میخواستم.رمانتیک وعشقولانه نبود...حال روحیم خیلی بده...همش درحال گریه کردنم.همش رابطمونو با دیگران مقایسه میکنم...اگه بخندم یاشادباشم همش ظاهریه وتظاهرمیکنم که داره بهم خوش میگذره.طفلکی شوهرم خیلی تلاش میکنه که بشه اونی که من میخوام ولی نمیتونه...من یه عالمه رمانتیک وعشقولانه بایه عالمه رویا که واسه زندگیم داشتم شوهرم یه آدم منطقی که همه هموغمش وضعیت مالی زندگیمونه....چکارکنم؟؟؟همش درحال گریه کردنم...احساس میکنم دارم افسرده میشم...شایدم افسرده شده باشم.مجردیم همش تنهاوگریه متاهلیمم همش گریه واحساس تنهایی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیزم...
    چرا ناراحت باشی؟
    به این فکر کن که خدایکی از بزرگترین دغدغه های زندگیتو برات حل  کرده...
    به اونی که آرزوش رو داشتی رسیدی...(از این دیدبهش نگاه کن)
    اما خب حالا کمی هم مشکل داری و اونی که ایده آل تو بود نیست،اما مگه همه به ایده آل ذهنی خودشون میرسن؟
    یه وقتا باید تلاش کنی تا به اونی که میخوای برسی...
    شاید تو نتونی از شوهر منطقی خودت یه فرد خیلی عاشق پیشه و رمانتیک بسازی ولی میتونی تا حدودی اونو به اون چیزی که تو ذهنته نزدیک کنی..
    به جای گریه کردن و ناراحتی سعی کن مثل روزهای قبل ازدواجت بشی...
    یه دختر شیطون و شاد و شنگول!
    حتی اگه تظاهر هم باشه باز همسرت رو به وجد میاره و کم کم اون هم سعی میکنه ...
    امتحانش ضرر نداره...
    داره؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز همسرت خیلی دوست داره میتونی بهش برسی و خودت عاشقش باشی و بهش بگی دوست دارم گاهی برام رمانتیک بشی
    متاسفانه خانم ها فکر میکنن که همسرشون باید بدونه خانمش چی میخوادولی اینطور نیست
    شما باید فضای رمانتیکو ایجاد کنی تا همسرت هم رمانتیک بشه با گریه و زاری و تنهایی بیشتر همسرت ازت دور میشه
    تا حالا فکر کردی چرا همسرت باهات ازداج کرده بخاطر شاد بودن و به قول خودت شیطنت هات ولی الان با گریه و زاری ضعفت نمیتونه بهت نزدیک بشه از چشمات میفهمه خنده هات ظاهری
    به خودت برس باهمسرت صحبت کن برو کلاسی باشگاهی چیزی تا با ورزش شاد بشی
    ووقتی تو خونه تنهایی به جای اشک ریختن به خودت برس تا همسرت حس رمانتیکش زنده بشه
    و بهش بگو میخوای بهت محبت کنه نه با پول بلکه باحرفاش و نوازشهاش
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوستان عزیزم
    ممنون از جوابهاتون
    در این مورد خیلی باهاش صحبت کردم...تمام نیازامو بهش گفتم ولی نمیتونه ...نمیتونه وقتی لب دریا هستیم یه آتیش کوچیک درست کنه وبشینه باهام حرف بزنه...نمیتونه وقتی تو ماشین نشستیم ویه آهنگ عشقولانه پخش میشه دستمو از روی عشق بگیره وفشاربده...نمیتونه وقتی از سرکارمیاد بایه شاخه گل رز بیاد...نمیتونه وقتی بیرون شهریم واز روزخونه ای یا جای سختی میخوایم عبور کنیم دستمو بگیره وهواسش بهم باشه...و....
    اون تو دنیای خودش خیلی بهم محبت میکنه...میدونم که دیوونه وار دوسم داره...خیلی جاها بهم ابراز محبت میکنه.بدون مشورت باهام کاری نمیکنه...همه جا واسش اولویت دارم..اگه جایی تنها دعوتش کنن دوستاش یا همکاراش میگه اگه خانمم نباشه نمیام...ولی محبتاش از جنس اون محبتایی که تو ذهن ورویاهای منه نیست...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    اگه فضای رمانتیکو درست کنم اون از منم رمانتیک تر میشه...ولی دوست دارم اون محیط رمانتیکو درست کنه...وقتی یه باربهش میگم دوستت دارم اون 100 تامیگه ولی دوست دارم اون شروع کننده باشه...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام دوباره عزیزم...
    ببین دووست عزیزم
    من خیلی از آدم ها رو میشناسم که مشکل همسر شما رو دارن...
    قلبشون پر از احساسه صادقانه و عاشقانه هستش و واقعا ناب ترین احساسات رو دارن اما مشکلشون در نشون دادن این احساسات هستش...
    ببینید این گروه از افراد اصولا نمیدونند که چطوری باید احساساتشون رو نشون بدن و این میتونه بخاطر دلایل مختلفی باشه...
    مثل خجالت کشیدن از ابراز احساساتشون،ترس از اینکه مورد تمسخر قرار بگیرن یا اینکه طرف مقابلشون فکر کنه دارن براشون نقش بازی میکنن و از همه مهمتر شاید بلد نبودن اینکه چطور بتونن احساستشون رو نشون بدن...
    شما باید کمکشون کنید تا اولا بفهمید علت اینکه نمیتونن شروع کننده باشن چی هستش و بعد از اینکه متوجه علتش شدین باهم صحبت کنین و برای حلش راهکار ارائه بدید تا این مشکل حل بشه...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    دوست عزیز

    این هم شد مشکل که برای خودت درست کردی انگار خوشی زده زیر دلت بهونه میاری

    همینکه میدونی همسرت دوست داره یه دنیا ارزش داره   .عجب
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوستم
    خب این کار درستی نیست که مقایسه انجام بدین
    بالاخره خود شما و همسر شما یه خوبیایی دارین که دیگران هم دوست دارن اونارو داشته باشن....با خدا حرف بزنین آروم میشین
    ناراحتیتون بی مورد هست...از ندگی لذت ببرید و لبخند رو لب خودتون و همسرتون بیارین....خیلی زندگیا بوده که پر مشکل بوده اما با توکل و همت حل شده ؛حالا که شما مشکلی ندارین ...شاد زندگی کنین
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    منم دوست دارم شاد زندگی کنم ولی این کمبود نمیذاره...همیشه دنبال یه چیزیم که پیداش نمیکنم...هیچی راضیم نمیکنه....خودمم نمیدونم...وقتی ناهار یا شام میخوریم میزو باعشق وعلاقه میچینم صداش میکنم غذا میخوریم بعد که غذا تموم میشه تشکرمیکنه بوسم میکنه پامیشه میره رو کاناپه وتی وی نگاه میکنه...خودم تنهایی میزو چیدم تنهایی باید جمع کنم تنهایی بشورم...جمع کردن یه میز دونفره اصلا نه کارداره نه خستگی...تنها درد من تنهاییه...آخه چی میشه کمکم کنه نمیخوام ظرف بشوره یا کاملا  جمع کنه همین که چندتاظرف برداره همون قدر که گرمی حضورشو کنارم حس کنه واسم کافیه...دردمو شاید نفهمین...شاید بهم بخندین ولی من واسه این مساءل اشک میریزم وحسرت میخورم...چکاااااار کنم؟؟؟؟
    به نظرتون خوشی زده زیردلم؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    عزیزم
    به نظر من شما باید دیدگاه خودتونو کاملا عوض کنید...
    با این توصیفی که شما میکنید اتفاقا همسر رمانتیک و خوبی دارید...
    توقعات خودتون رو بیارید پایین..
    هیچ آدمی (چه خانوم و چه آقا) نمیتونه مثل شخصیتهای توی رمانها و فیلمها باشه،شما بهتره به جای مقایسه ی ایشون با شخصیت ایده آل و بی نهایت رمانتیک و ایده آلی که در ذهنتون ساختید از خدا بخاطر وجود چنین مرد خانواده دوست و عاشقی تشکر کنید و توقعات خودتون رو به تعادل نزدیک کنید...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •