تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




كمكم كنيد تصميم بگيرم. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Nahal
آخرین ارسال:Nahal
پاسخ ها 10

كمكم كنيد تصميم بگيرم.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من پس از ٣ ماه دوستي با دوست پسرم پدرم رو از دست دادم. اون من رو تنها نذاشت و من هم تنها با حضور اون تونستم خودم رو پيدا كنم.
    براي مراسم پدرم و انجام تمام كارهاي مربوط به خانواده ما تنها كسي بود كه حضور داشت و ما رو كمك كرد و تنها نذاشت.
    بعد از ٢ سال ادامه ارتباط فشاري از بابت حرف سايرين (اقوام و دوستان) روي خودمون احساس كرديم. اين ترس و فشار باعث اصرار شديدي از طرف من براي تعيين وضعيت بينمون شد. با اينكه مي دونستم در خانواده خودش مشكلي داره كه ترجيح مي ده بعد از حل اون مشكل اقدام كنه ولي پافشاري كردم. ازدواج كرديم.
    هيچ مشكلي نداشتيم جز چند مورد شيطنت از طرف اون. كه يكي از اونها ٢ سال طول كشيده.
    در طول اين مدت هر بار كه نشانه اي از حضور اين رابطه مي ديدم جنجال به پا مي كردم. همسرم فقط به زور مرا نگه مي داشت تا خانه را ترك نكنم. بسيار پشيمان و با اصرار مرا مجبور به بخشيدن ميكرد.
    رابطشون تنها در حد اس ام اس براي من قابل رويت بود.
    اين اواخر كمي بيشتر كنجكاوي كردم و يك بار سعي كردم با هم ببينمشون. بودنشون با هم رو مطمءنم ولي موفق نشدم. تنها كاري كه كردم اون دختر رو ديدم و باهاش درگير شدم.
    از اين كار من گله مند شد نه به خاطر اون درگيري. به خاطر اينكه از من توقع يك همچين حركت به قول خودش خودسرانه رو نداشت. بودن با او راكلا انكار كرد و گفت به من خيانتي نكرده (البته موضوع كاملا قابل اثباته)
    پس از چند روز مجادله و قهر ديشب سعي كرد در اين حد قضيه رو براي من باز كنه كه گاهي وقتها شخصيتي كه من ازش سراغ دارم جاشو به يك شخصيت هيجان دوست و متضاد با ارزشهاش ميده
    و بعد از كلي صحبت نتيجه اي كه از حرفاش گرفتم اين بود كه با اصرار من به عقدي كه آمادگيش ايجاد نشده بود باعث شده كه ناخواسته از دوران مجرديش جدا بشه. و اين ميتونه باعث بروز يكسري عقده شده باشه كه به اين شكل بروز كرده
    بعضي وقتها ابراز كرده كه احساس مي كنه با ازدواجش افساري به گردنش انداخته شده.
    با همه اين حرفها دوست داشتن من رو انكار نميكنه و تلاش براي راضي نگه داشتنم مي كنه.
    ولي گاهي اوقات احساس مي كنم كم مياره.
    شخصيت كاملا لجبازي داره. زماني كه مجبور به كاري باشه در كمال سكوت و آرامش از اون كار سر باز ميزنه ولي وقتي با محبت ازش درخواستي بشه ولو غير معقول درصدد انجامش برمياد.
    من دوسش دارم و قدردان همه محبتاشم ولي اين بار تصميم دارم اون حسي كه باعث بروز ناهنجاري در اون ميشه رو بردارم.
    مطمءنم اگه زمان عقد خودش هم اعلام آمادگي كرده بود پاي همه چي واي ميستاد و جوري رفتار نمي كرد كه عقده مجرد بودن رو نشون بده. لطفا كمك كنيد و راهي پيش روم بذاريد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست گرامی
    اگر بهتر مینوشتید خوب بود چون باید چند بار موضوعتون خوانده بشود تا بفهمیم مشکلتون چه هست ؟
    همسرتون و شما چند سالتونه ؟ بدون اینکه عروسی بگیرید به خانه خود رفتید ؟ چرا وقتی دختر خانم دیدید بهشون نگفتید ازتون شکایت کردم ؟ رابطه جنسی شما و همسرتون چگونه هست ؟ در دوران عقد رابطه جنسی نداشتید ؟
    مشکل اصلیتون بی مهری همسرتون هست یا میخواهید از دست دختر خانم خلاص شوید؟
    من مطلبتون خواندم ولی زیاد متوجه مشکل اصلی تون نشدم
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من ٢٦ و همسرم ٢٩ ساله است. مي خوام از دست اون خانوم راحت بشم ولي از اون مهمتر اينه كه اگه ادعاي همسرم بابت تمام كارهايي كه به زندگيمون لطمه مي زنه عدم فرصت تصميم گيري قاطعانه براي ازدواج باشه اون رو حل كنم. و ميدونم كه تمام تلاشهام براي حذف كس ديگه و يا حذف هر عمل شوهرم نتيجه عكسي ميده. چون به شدت بدقلقه. و تنها در صورت محبت و عدم اجبار كاري رو انجام ميده. به محض اينكه كمي تحكم حس مي كنه كلا عكس رفتار مي كنه. مشكلي كه زيلد ابرازش مي كنه اينه كه حريم شخصي براش قاءل نيستم و ازدواج رو افساري به گردنش حس ميكنه. 

    البته دوست داشتن من رو انكار نمي كنه و محبت زيادي به من داره. 
    دليل اينكه عروسي نكرديم تا الآن اين بوده كه خانواده هامون حمايت نكردن. مخالف ازدواجمون نبودن ولي كلا براي حل مشكلمون از هيچ كس نميتونيم كمك بخوايم
    رابطه جنسيمون خيلي وقته كه فقط در حد در آغوش گرفتن و محبت هاي اين چنيني است
    من تنها چيزي كه به ذهن خودم رسيد اين بود كه با يك طلاق توافقي اين فرصت رو به هم بديم كه برگرديم سر جاي اولمون و اين بار از روي حسمون تصميم بگيريم و اگه باز هم رو انتخاب كرديم بهونه اي ، خيانتي، بي انگيزگي اي وجود نداشته باشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست عزيز
    اينكه فرمودي:
    من تنها چيزي كه به ذهن خودم رسيد اين بود كه با يك طلاق توافقي اين فرصت رو به هم بديم كه برگرديم سر جاي اولمون و اين بار از روي حسمون تصميم بگيريم و اگه باز هم رو انتخاب كرديم بهونه اي ، خيانتي، بي انگيزگي اي وجود نداشته باشه
    سوال اينجاست :
    1- اگه اين فرصت دوباره ايجاد نشد حاضري قبول كني كه راحت طلاق بگيري؟ اگه طلاق بگيري بيوه محسوب ميشي متوجه كه هستي چه اتفاقي ميافته؟
    2-  مطمئنا ديگه نميتوني روي حست تصميم بگيري كه باز انتخابش كني چون قبلاً جريحه دار شده و ديگه نميشه به حس اطمينان كرد
    3- كسي كه باهات اين كارو كرد با اون شيطنت هاش ميتوني ببخشي؟
    صبركردن دردناكه و فراموش كردن دردناكتر... ولي از اين دو دردناكتر اينه كه نميدوني بايد صبر كني يا فراموش!!!؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    من زندگيم رو دوست دارم. اگر اين جدايي باعث شه براي هميشه بره شايد بهتر از اين باشه كه روز به روز به اين احساسمون كه كاملا مخربه دامن زده شه و بعدها با وجود يك بچه مجبور به ترك زندگي شم. 
    اگه حاضر باشم ريسك از بين رفتن اين زندگي و بيوه شدنم رو بپذيرم چي؟ اون موقع اين كار ميتونه راهكار مناسبي باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    بله بستگي به اين داره كه  براي تو تا چه حد  اين موضوع (بيوه شدن)  اهميت داره بايد باخودت كنار بياي كه به چه قيمتي حاضري زندگيت رو حفظ كني و به چه قيمتي حاضري از دستش بدي
    براي خيلي ها جدا شدن و طلاق گرفتن خيلي سخته از منظر ديني ودر كلام الله مجيد هم نگاهش كني منع ميكنه ولي اينو هم ميگه كه اگه به نقطه آخر رسيدي و راهي براتون نمونده بود اينكارو بكنين
    متاسفانه با  بي دقتي هادر انتخاب همسر، دل به احساس دادن و دوركردن عقل ومنطق  و درز گرفتن رهنمود بزرگان و بستگان در زندگيه ما ايراني ها باعث  طلاق و كسستن زندگي ها ميشه 
    كشورمون آمار وحشتناكي از طلاق داره
    خدا بخير كنه
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    دوست عزیز من بارها به دوستان گفته ام که در کار همسران خود تجسس نکنند زیرا تجسس کار را بدتر می کند.
    برای شروع ابتدا اگر همسرتان از کار خود واقعا پشیمان هستند ایشان را ببخشید و مسئله را بازگو نکنید دیگر . دوست عزیز اگر شما به همسرتان محبت نکنید و برایش کم بزارید زن دیگر جبران می کند . پس از همین الان یک تصمیم جدی بگیرید و با این مسئله کنار بیاید و اشتباه همسرتان را فراموش کنید .

    دوست عزیز با طلاق نه تنها دوباره به سمت  شما نمی ایید بلکه حتی شاید برای همیشه فراموشتون کند . حتما رابطه جنسی را بهتر کنید متاسفانه بسیاری از خیانت ها مربوط به کمبود مسائل جنسی هست در این  رابطه اگر مشکل دارید پیام خصوصی بدهید به اقا محسن عزیزی مشکلتان را ایشالله حل میکنند.

    برای اینکه همسرتان به سمت شما بیایند
    هر روز ارایش جدیدی بکنید لباس های زیبا بر تن کنید . وقتی به خانه امدند به گرمی از ایشان پذیرایی کنید .
    اگر ناراحت و عصبی هستند و پرخاشگری کردند سکوت کنید و برخورد نکنید با ایشون
    اگر بابت مسئله ایی ناراحت هستند سعی کنید با شوخی و ... ناراحتیشون را برطرف کنید
    و از همه مهمتر از لحاط رابطه جنسی براشون کم نذارید
    مسائلی که همسرتان را ازار میدهد بازگو نکنید
    جملات عاشقانه به همسرتان بگویید و سوپرایزشان کنید
    جاذبه جنسی خود را تا بالاترین حد به نمایش بگذارید . دوست عزیز مردها با چشمشان عاشق و جذب زنان میشوند
    به او احترام بگذارید و اعتماد به نفس او را تقویت کنید وقتی اعتماد به نفسش را بالا ببرید اینکار باعث میشود که رازهایش را به شما بگوید
    در کار همسرتان دیگر تجسس نکنید و اصلا کاری نکنید ایشان متوجه شوند که شما قصد تجسس دارید
    در پیشگاه خداوند دعا کنید انشالله که مهر محبت شما و همسرتان بیشتر شود
    باز هم میگویم دیگر این مسئله بازگو نکنید طوری وانمود کنید که اتفاقی نیافتاده

    خواهر خوبم سعی نکن میدان را به زنی بدهید که کمبودهای شوهرتان را جبران کند و شما تنها بمانید
    موفق باشید
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    در تکمیل صحبت های همکار گرامی
    شما خودتون فرمودید که با مهر و محبت می تونم همکاری ایشون را جلب کنم پس از همین راه وارد شوید در ضمن سعی کنید که براش همسر باشید نه مادر از نصیحت و کنترل کردن مرد دوری کنید که مردها از این کار بیزارن در ضمن اینکه من جوانی نکردم و االان دارم اینکارها را میکنم بهانه ای بیش نیست اگر ارتباط تون را با همسرتون قوی کنید ایشون به سمت شما میان در ضمن اگر همسرتون خیانت کرد ناراحت بشید اما نه در مورد کار ایشون در مورد خودتون تفکر کنید که چه چیزی در زندگی تون کمرنگ شده که ایشون به سمت بیرون از منزل راهی کرده سعی کنید گوی سبقت را از معشوقه ایشون بگیرید و با مهر و محبت و گرمی در رابطه ایشون را از میدان به در کنید
    در ضمن سعی کنید که در صحبت هاتون از سرزنش و توهین و تحقیر او جلوگیری کنید و رفتارتون در جهت تحکیم اقتدار مردانه ایشون باشه و از خصوصیات مردانه تعریف و تمجید کنید حتی اگر این کارها براتون سخت باشه ولی برای تغییر در ایشون اول باید خودتون تغییرکنید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام بنظر من سعی کن باهاش فقط منطقی حرف بزنی وازش بپرسی  دقیقا چه انتظاراتی ازت داره وانتظاراتشو عملی کن .موفق باشی.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    از همه دوستاني كه راهنماييم كردند بسيار سپاسگزارم. همه چيزهايي رو گفتيد كه واقعاً نياز داشتم بشنوم. تمام سعي خودم رو براي حفظ زندگيم مي كنم. 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •