تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از آسیب رساندن به خود زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:reza385
آخرین ارسال:فریناز
پاسخ ها 4

ترس از آسیب رساندن به خود

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من چن وقتی هست دچار یه مشکل شدید شدم داستا. از روزای اول عید امسال شروع شد من چن وقت قبلش یکی از دوستام واسم تعریف کرده بود یه نفر از اقوامشون که آدم خیلی معتقدی هم بوده خودکشی کرده منم امسال عید همینجوری تو ذهنم داشتم راجب این قضیه فکر میکردم که چرا اون آقا با زنو بچه زندگی این کار رو کرده مشکلش چی بوده و اینا یبار فک کردم گفتم شاید به پوچی رسیده یبار گفتم شاید مشکل روانی داشته ناگفته نمانه که دوستم همون موقع گفته بود که اون طرف افسردگی داشته قبلا به هر حال اینقد به این مسال فکر کردم که رو اعتقادات خودمم تاثیر گذاشت میگفتم این آقا که نماز خون بوده خدا چرا بهش کمک نکرده یا اینکه دنیا حتما پوچه که اون آقا اون کارو کرده دیگه همه چی واسم بی معنی شد خودمم به این چیزا فکر میکردم دیگه حتی فکر کردن به آینده هم واسم سخت شدش نمیتونستمدبه یکماه بعد حتی فکر کنم روزا واسم تکراری بد میگذشت پر از استرس هر لحظه فکر میکردم منم مثه اون طرفم هرلحظه خودمو با اون مقایسه میکردم میگفتم نکنه منم خودکشی کنم
    حتی یبار دکترم رفتم واسم چندجور قرص نوشت که از ترس عوارضشون مصرف نکردم حالا وچند ماه میگذره من تازه با یه خانومی که چن سال باهم بودیم نامزد کردم باز همون مشکل رو دارم محبت کردن واسم سخت شده از کنار قرص رد میشم میترسم میگم نکنه الات چن تا وردارم بخورم یا از رو پل هوایی رد میشم میگم نکنه خودمو پایین بندازم سریع پر از استرس میشم خیلی بهم سخت میگذره بیرون از خونه که میرم میگم نکنه وسواس باعث بشه برم رو پل خودمو پایین بندازم. بعضی وقتا میگم خوبه پله کوتاه پایین بیفتم طوریم نمیشه یدفعه استرسم کم میشه حالم خوب نیس قبل این مشکل خیلی سرحال بودم اکرچه بعضی وقتا افکار مزاحم سراغم میومد ولی میگفتم بیخیال فکر،،، هیچی که بدتر از مرگ نیس بعد راحت میشدم ولی این ترسم از خود مرگه تمنا میکنم روانشناسا بعم کمک کنن دارم دیوونه میشم میگم نکنه بلایی سر خودم بیارم نمیدونم بیماریم چیه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز شما در همین تایپیک خود بخونید ببیند چند جمله منفی در ذهن خود تکرار کرده اید . این جملات منفی و منفی نگری به آینده و کارها باعث میشود ما نگران شویم و ترس و استراس را به همراه داشته باشیم.

    شما باید به جای این افکار منفی  افکار مثبت را جایگزین کنید و با مشخص کردن اهداف برای خود به روند زندگی خود سروسامان بدهید .

    بی هدفی و عدم برنامه ریزی در زندگی یکی از دلایل اصلی بوجود آمدن استرس و تنش در زندگی میباشد که با خود افکار منفی و خیالی میآورد. پس اهداف خود را مشخص کنید و برای آنها برنامه داشته باشید .



     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    خواهش میکنم دوستان دیگه اگه کمکی از دستشون میاد دریغ نکنن...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست من
    تو به خودت روحیه بده بگو که قوی هستی بگو هیچ نقطه منفی در تو نیست هیچ فکر منفی به خودت راه نده یکی از دوستان من هم همینطور بود حتی از تو بدتر ولی هر وقت این افکار به ذهنش میامد خودش را با مسایل و کارهایی سرگرم میکرد جدول حل میکرد ورزش میکرد به دوستانش تلفن میزد به هر نحوی که میتوانست که این افکار به سراغش نیاید شما هم مدتی به این صورت خودت را سرگرم کن من به سما قول میدهم که خوب خوب میشوی
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •