تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همسرم رو چکار کنم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:zanda
آخرین ارسال:panah
پاسخ ها 10

همسرم رو چکار کنم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام همسرم بعد از زایمانش کلی عوض شده به همه جی گیر میده با اینکه 2 سال میگذره هنوز حالت افسردگی داره چند وقت پیش یک روز به من گفت باید  بره سر کار (شاغله -پرستار) عصر کاره اما ساعت سه و نیم پلیس تلفن کرد و گفت  از ماشینتون سرقت شده و شیشه شکسته رفتم به محل پارک ماشین .. 4 تا کوچه با محل کارش فاصله داشت زنگ زدم جواب نداد بعد یک ساعت پیداش شد باههاش بحث کردم که کجا بوده و چرا ماشین اونجاست و گوشی شو گرفتم و کنترل کردم (چیزی ندیدم) اولش ساکت بود بعد گفت طلاق میخواد بعد دوباره گفت زندگی میکنه در ضمن توجیه کارش افسردگی بود گفت شیفت کارش نبوده و رفته واسه خودش قدم بزنه در ضمن گفت دفعه اول نیست و باز هم اگر لازم باشه این کار رو میکنه وحالا با گذشت 2 هفته امده میگه تو به شخصیت من توهین کردی اگر واقعا من و میشتاختی نباید به من اون حرفا رو میگفتی در ضمن خیلی لجباز و کینه ای هست حتی من حاضر شدم با اینکه کار اون روزش برام قابل قبول نبود بپذیرم اما حالا میگه تو خیلی منو اذیت کردی باید اذیت شی و تا زمانی که دخترمون بزرگ میشه من باهات هستم بعد جدا میشم  خواستم محبت کنم قبول نکرد 2هفته رفتیم سفر باهام حرف نزد فقط برا خودش بودو گریه میکرد  چه کنم باهاش
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    به تالار خوش اومدید
    لطفا سن خودتون و همسرتون رو بفرمایید و بفرمایید که چند ساله ازدواج کردید؟
    نحوه رفتار  شما و همسرتون قبل از زایمانشون و در طول بارداری چگونه بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من 31 وهمسرم30 ساله هست.  پنج ساله ازدواج کردیم بچه هم یک سال و نه ماهشه   قبلا مثل دو تا دوست بودیم همه چیزو برا هم میگفتیم پایه همه کاری هم بودیم خوش میگذشت اما تو زمان بار داری 6 ماه تمام خونه مادرش بود و من فقط شب تا شب بهش سر میزدم به گفته خودش از همون موقع سردی رابطه شروع شد  بعد از زایمان هم با مادرش بحث کردم  در ضمن توی زمان بارداری چون زمان زیاد داشتم بیشتر کار میکردم طوری که برام بهترین تفریح بود و بهش عادت کردم بعد هم ادامه داشت .به نظر من مشکل اون اینه که به فکر همه هست .بطور مثال نگران فقیر توخیابون میشه یا بیمار شو تا چند روز بعد چک میکنه خلاصه بگم برای همه انرژی میذاره و توقع از همه هم داره که مثل اون باشن یا به قول خوش قدر اونو بدونن . از من دیگه بیشتر حالا رسیده به جایی که میگه تو قدر فداکاری من توزندگی رو نمیدونی و حتی به جایی انکه در زمان بارداری کمکم کنی تنهام گذاشتی حالاهم سر یه موضوع کوچک داری بهم گیر میدی . خلاصه میگه من از کسی متنفر نمیشم اما از تو شدم حالاهم فقط به خاطر بچه باهات زندگی میکنم تا کمی بزرگتر بشه بفهمه باباش کیه هرکاری هم که بگین کردم اما خیلی مقاومت میکنه و هر کاری رو که میکنم میگه داری نقش بازی میکنی برو پول در بیار با خودت حال کن  بالاخره طلاق میگیرم 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست عزیز خانوم شما دچار افسردگی بعد زایمان شدن که خیلی از خانم ها دچارش میشن یه سرج تو اینترنت بکنین کلی مطلب هست که میتونه بهتون کمک کنه یه کم آگاهی تونو ببرین بالا درضمن شما تو این مدت سعی نکردید ببریدش پیش یک روانشناس؟ به هر حال ایشون افسردگی گرفتن و حتما باید یک روانشناس ایشونو ببینه ذهن ایشون الان مثل یک آدم نرمال کار نمیکنه همه این علائمم که گفتید ماله همین افسردگیشون هست سعی کنید بیشتر برای ایشون وقت بزارید بیشتر محبت کنید بهر حال ایشون نسبت به شما خشم و کینه گرفتن سعی کنید با رفتارتون نظرشونو عوض کنید براش گل بخرید و...... یک جورایی دلجویی کنید و حتما هم از یک روانشناس خوب براشون وقت بگیرید موفق باشید امیدوارم مشکلتون زودتر حل شه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از راهنمایی شما اما از قدیم گفتن اگه کسی خواب باشه میشه بیدارش کرد  اما اگه کسی خودشو به خواب بزنه چی . چند بار پیشنهاد دادم حتی وقت هم گرفتم برا روانشناس اما میگه من که مشکل ندارم خودتون برید ببینید چتونه همتون فکرتون منحرفه (من- برادرش- مادرش ...)در ضمن گفتم هرچی تلاش میکنم و محبت همش میگه فیلم بازی نکن  . همه درا رو بسته خسته شدم حتی نمیذاره بهش دست بزنم  چه برسه به بوسیدن کلا مثل غریبه ها رفتار میکنه حداقل ظاهرا چیزی خوشحالش نمیکنه تا ببینم چی میشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    خیلی عجیبه البته من نمیتونم با اطلاعاتی که شما دادین قضاوت کنم ولی ایشون خیلی بزرگش کردن 2 سال زمان کمی نیست نمیدونم از شما چیزی دیده ؟ کسی چیزی بهش گفته ؟ منظورش از منحرفین دیگه چیه؟ حالا به غیر از شما و خانوادش دوست صمیمی که باهاش در ارتباط باشه نداره شما میتونید از اون کمک بخواین باهاش حرف بزنه بلاخره یکی باید باشه که ازش حساب ببره شما باید سعی کنی دیگه کمتر محلش بزاری عوضش کاری کنی که فکر نکنه داری نقش بازی میکنی ونقاب به صورتت زدی باید سو ظنی که بهت داره و برطرف کنی میتونی براش نامه بنویسی و بزاری جلو چشش مثلا وقتی خوابید بزاری رو میز کنار یا ..... که ببینه بعد همه چیزو براش بنویسی از احساست از اینکه واقعا از رفتارت در دوران بارداری پشیمونی حتی اگر خودتو مقصر نمیدونی ولی معذرت خواهی کن از خاطرات دوران نامزدی و لحظه های خوبی که کنار هم داشتین به هر حال ایشون دلخورا و عصبانی که باید رفع بشه این چیزایی بود که من میتونستم کمک کنم ولی بازم یک مشاور خیلی میتونه کمک کنه حتی اگه راضی شدن چند جلسه هم باید با هم پیش روانشناس برین تا با 2 نفرتون صحبت کنه اینجور بهتر نتیجه میده
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    با سلام   یک موضوع جدید حلا چند وقته که از رابطه جنسی هم سر باز میزنه حدود 2.5 ماه که از من جدا میخوابه چند بار هم پیشنهاد دادم که با عصبانیت بهم گفت تو به شخصیت من توهین کردی اول باید جبران کنی در عین حال خودشو بیشتر از همیشه به من نشون میده حالا به نظرتون بهش بگم باید این کار انجام بشه یا نه . چون یک مقاله خوندم که نوشته بود برای اینکه اتش عشق روشن بمونه نیاز به اصطحکاک هست . و فکر کنم چون این موضوع حق منه بهتیرن مورده نظرتون چیه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام ..به نظرمن همسرتونو ببرین بیرون مثلا یه جایی که قبلا زیاد باهم میرفتین وخاطره های خوبی دارین یاحتی برین شمال(نمیدونم اهل کجایین ولی نشستن رویه حصیرلب دریا دم غروب غوغامیکنه بدون خجالت از دیگران تو بغلتون بگیرینش حتی اگه مقاومت کرد)...خیلی مهربون ورمانتیک باهاش صحبت کنین سریع سراصل موضوع نرین اول اهمیت وجودشو تو زندگیتون بگین وکم کم مشکلتونو بازگوکنین از ریشه از همون دوسال پیش شروع کنین تا به الان برسین ازش بخواین خوب به حرفاتون گوش کنه بهش بگین پشیمونین فقط عجله نکنین آرامشتونو حفظ کنین عصبانی نشین صداتونو بالا نبرین حرف دلتونو بهش بزنین...ان شاا...که مشکلتون حل بشه. 
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام دوستان بازهم مشکلاتم و براتون اورودم =همسر با توجه به همه قضایای قبلی که گفتم نسبت به زندگی مشترک بی تفاوت شده یا سر کاره یا خونه مادرش یا با دوستاش بیرونه اصلا خونه نمیمونه . یکی دو بار هم بهش گفتم که خونه باشیم بهم گفت که با من راحت نیست تا جایی که خانواده من صداشون در امده که زنم هیچ وقت خونه نیست ..شبها هم تا دیرقت با دوستش تلفنی صحبت میکنه(چک کردم)  یه راه کار پیشنهاد کنید  چه کنم ؟ دعوا؟ ؟ چی اخه صحبت جواب نداده ؟ مقابل به مثل؟ چی ؟ چی؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    دوست عزیز به نظر منم شما به یک مسافرت نیاز دارین
    یه کاری کنین  دست رو دست نذارین که هر روز از هم دورتر بشین .
    یه نظری دارم .... یه زمانی تو زندگی خودم خیلی تاثیر گذاشت . یه سفر هرچند کوتاهو  ترتیب بدین . و درست موقع حرکت همراهتونو خاموش کنین و از همسرتونم بخواید این کارو انجام بده و بهش بگین میخواین چند روز فقط یه خانواده باشین و لذت ببرین از با هم بودن . سعی کنین جملاتتونو طوری بگین که تاثیرگذار باشه . بعد توی مسافرت سنگ تموم بذارید . این یه فرصت به خانوم شماست . حتی میتونید با یک بعد از ظهر بیرون رفتن خلاصش کنین .  اینکه همراهتونو خاموش میکنین منظور این نیست که همراه دلیل مسائله . نه //// فقط با این کار اینو به ایشون میگین که میخوام وقتی با تو هستم هیچ چیزی مزاحمم نباشه و فقط منحصر به توام .اگه یه کم تغییر کرد .... فقط یه کم .... خسته نشین و تلاش کنین . ولی اگه تغییر نکرد ..... باید خیلی جدی تر رفتار کنین .
    من احساس میکنم  خانم شما یه چیزایی فراتر از چیزایی که شما تعریف کردین از شما کینه گرفتن و غرور زیادی دارن . سعی کنین قلقشو پیدا کنین .
    دوست عزیز  راهکار پیشنهادیم کاری بود که همسرم دوران نامزدی وقتی خیلی از مشکلات و کارم خسته بودم و هی بهش گیر میدادم انجام داد  و بهترین خاطره ی زندگیم شد . فقط یک تجربه بود . این شما هستید که میتونید ایده بردارید .

    از صمیم قلب آرزو میکنم زندگیتون مثل قبل شیرین بشه
    در نهر تنهایی چه می شویند ؟       لباس لحظه ها پاک است !!!!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •