تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق به استاد مذكر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فريبا
آخرین ارسال:فريبا
پاسخ ها 31

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

عشق به استاد مذكر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام
    جديداپدرم نميدونم چطوري ولي احتمالاازرفتارم متوجه اين مسئله شده و گفتش كه ميادمدرسه و يه كاري ميكنه كه اون معلم و بقيه معلماي مردو با تيپابندازن بيرون!دارم ديوونه ميشم
    دوس ندارم تو مدرسه تابلوبشم و بگن اينا يه چيزي بينشون بوده كه باباش اينجوري كرد
    شب و روز كارم شده گريه،از آينده ميترسم
    مخصوصا اگه بابام ببينه طرف چقدر جوونه...واااي
    توروخدا يه چيزي بگيد آروم شم
    دوس دارم خودموبكشم و تن به اين مسئله ندم
    من به دليل مسائل خانوادگي يه سال موندم خونه و بين تحصيلم وقفه افتاد
    الانم اگه بابام به قول خودش بامدرسه مشكل پيداكنه و كارش به منطقه و آموزش پرورش و ... بكشه،به خدا ديگه ترك تحصيل ميكنم و تا آخر عمر خودمو تو خونه حبس ميكنم
    توروخدا كمكم كنيد دوستان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    سلام فریبا جان...
    اول اینکه عزیزم آروم باش و خونسردی خودت رو حفظ کن،اتفاقی نیست که شما بخاطرش انقدر ناراحت و ناامید شدی....
    تو قراره تو زندگیت با مسائلی روبرو بشی که هزار برابر سخت تر از این هستش،نباید به این راحتیا خودتو ببازی و از دنیا نا امید بشی..
    ......................................
    عزیزم..
    هر پدری نگران دخترش میشه و دوست داره دخترش توی بهترین شرایط روحی و روانی و اقتصادی و... زندگی کنه و البته بیشتر پدرها روی اینجور روابط دختراشون بیشتر از هرکسی حساس هستند...

    نگرانی تو کاملا بی دلیله؛پدر شما اگر هم به مدرستون بیان مطمئن باش با این شدتی که به شما گفتن با پرسنل مدرسه صحبت نمیکنند و خیلی محترمانه ازشون میخوان که استادای شما رو عوض کنند...
    دیگه قرار نیست که حتما استادتون رو ببینند و باهاشون حرف بزنند یا توی مدرسه بگن که مثلا من احساس میکنم که دخترم به فلان استاد علاقه مند شده...
    اتفاقا این مساله برای شما و اون شرایطی هم که گفتی خیلی بهتره و پدرت به صورت غیر مستقیم داره کمکت میکنه و تو میتونی با شرایط و روحیه ی خیلی خوب به تحصیلت ادامه بدی...
    من بهت قول میدم که هیچ اتفاق بدی که تو توی ذهنت تصور میکنی اتفاق نخواهد افتاد و همه چیز خیلی آروم و معمولی پیش خواهد رفت!
    نگران نباش عزیزم!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    بابام گفته حتما از نزديك بايد استاداموببينه
    بعدشم كافيه كسي علتشو از معاون بپرسه اونوقت...
    شما خيلي خونسردي اما من مطمئنم بابام بخاطر اعتمادبه نفس كاذبي كه به دليل شغل قضاييش داره مثل هميشه شلوغش ميكنه و با شناختم نسبت به مديرومعاون مطمئنم اوناكوتاه نميان و آخرشم منم كه بايد يا مدرسموعوض كنم يابشينم گوشه خونه ياشايدم...
    نميشه كاري كنم بابام نيادمدرسه؟هركاريش ميكنم ميگه من واسم مهمه ... من واسم مهمه...
    حتي اين چند روزه كه واقعا درگير يه مسئله رياضي شدم گذاشته به حساب علاقه به استاد!دوس دارم خودم بكشم
    پارسال عاقبتش شد بيمارستان امسال يه كاري ميكنم مستقيم برم اون دنيا
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    فریبا خانوم عزیزم...
    شما الان باید عاقلانه تصمیم بگیرید...
    به نظر من شما دختر بزرگی هستید و مطمئنم که میدونید رفتارهای بچگانه ای مثل فکر کردن به مرگ و خود کشی و این حرفا اصلا حرفهای جالبی برای دختر با شخصیتی مثل شما نیست...
    عزیز دلم؛شما هم باید گنجایش خودت رو ببری بالا...
    اتفاقا پیشنهاد خیلی خوبیه؛به پدرت بگو دوست داری برای سال تحصیلی جدید مدرستو عوض کنی و به یه مدرسه ی بهتر بری تا اونجا بتونی موفق تر بشی...
    پدر شما الان روی شما حساسه و بنابراین همه ی کارها و حرفخاتونو ممکنه اینطور برداشت کنه...
    این شمایید که باید بهش نشون بدید اون استاد برای شما واقعا ارزش خاصی نداره...
    من خونسرد نیستم عزیزم فقط دارم این ماجرای شما رو از بیرون و از دید یک بی طرف نگاه میکنم...
    به نظر من شما نباید خودت رو اینطور ناراحت و ضعیف نشون بدی....
    قوی باش دختر خووووووووب!!!
    در مورد این موضوع هم مدیر و معاون مدرسه کوتاه میان و هم پدر شما...
    اگر هم این اتفاق نیفتاد شما میتونی از همین الان از پدرت بخوای که مدرستو عوض کنه تا اینقدر هم عذاب نکشی..
    انقدر هم خودت رو جلوی پدر و مادرت ضعیف نشون نده و به جای فکر کردن به چیزهای بد و بی ارزش و نفرت انگیزی مثل خود کشی به ادامه ی زندگی و موفق شدن در تحصیل و اتفاق های خوب زندگیت فکر کن..
    تو میتونی با تفکرات مثبتت ،اتفاقات مثبت رو به خودت جذب کنی و هم چنین با تفکرات منفی،اتفاقات بد و تلخ رو...
    حالا خودت فکر کن... دوست داری کدوم اتفاق بیفته؟
    پس مثبت باش و منتظر معجزه و اتفاق های خوب در زندگیت باش عزیزم!!!
    شک نکن که نتیجه میگیری!

     
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    نفس عزيز ديگه حتي علاقه م به درس رو از دست دادم
    تاميام كتاب و دفترامو بردارم،ياد اين ميوفتم كه قراره چي بشه و به كلي اشتياقم از بين ميره
    من يه دوره طولاني افسردگي داشتم و باكلي دكترودارو مسخره تونستم دوباره برم مدرسه
    توذهنم گفتم مثل يه دختر خووووب درسموميخونمو به آينده اي خوب اميدوارميشم
    اماحالا...
    دوباره احساس ميكنم ديگه نميكشم
    من به فرض الانم بيخيال شم بعدچندوقت دوباره يه موضوع ديگه پيش بيادچي...؟
    ازكسي بجز خودم طلبكارنيستم و كسي هم بجزخودم نبايد تاوان اشتباهاتموبده
    شديدابي دليل احساس گناه ميكنم
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    الانم همین کارو بکن...
    به قول خودت مثل یه دختر خوووووووووووب درستو بخون و برای خودت یه آینده ی فوق العاده و ایده آل بساز...
    فکرای منفی رو از خودت دور کن تا بتونی به هدفت برسی...
    فریبای عزیز...
    این تو هستی که به فکرای منفی اجازه میدی که بیان تو ذهنت و خودت هم باید این فکرا رو از ذهنت بیرون بریزی...
    .......................
    دلیلی نداره که چند وقت دیگه باز موضوع دیگه ای پیش بیاد..
    تو الان توی سنی هستی که باید همه ی حواست و انرژیتو بذاری برای درسهات و به کمک اونها آیندتو رقم بزنی...
    ارزششو داره که بخاطر چندتا مساله ی پیش پا افتاده و فکرهای منفی؛آینده ی طلایی ای رو که در انتظارت هستش رو از دست بدی؟
    سعی کن از همین الان با تمام فکرهای منفی و ناامید کننده ی توی ذهنت مبارزه کنی و فقط به یه چیز فکر کنی...
    آیندت!!!!
    این بار که کتابت رو باز کردی تا درست رو شروع کنی به هیچ فکر بدی اجازه نده مزاحم درس خوندنت بشه..
    به خودت بگو من الان باید درسمو بخونم بعدا به تو فکر میکنم ...
    و واقعا هم این کارو انجام بده...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    من عاشق درس رياضي ام
    ميترسم مشغولش بشم يا توش پيشرفت كنم و بابام بذاره به حساب...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    خیلی خوبه که به درس ریاضی انقدر علاقه مندی عزیزم...
    تو سعیتو بکن تا توی درس ریاضی بهترین باشی...
    خیلی وقتها اطرافیانمون چیزهایی رو میگن که  ما میترسیم در موردمون فکر بدی داشته باشن!
    مثل الان شما..
    آیا بخاطر فکر اطرافیانت شما باید خودتو توی این درس ضعیف نشون بدی؟؟
    آیا ارزششو داره؟؟؟
    شما وقتی توی درسی مثل ریاضی هم استعداد بالایی داری و هم علاقه ی فرائانی بهش داری؛اصلا به حرف اطرافیان توجه نکن...
    فریبای عزیزم...
    توی زندگی ،دیگران غالبا نظرهای مختلفی در رابطه با همه ی توانایی ها و استعدادهای شما میدن؛گاهی یه سری نظراتشون خیلی مفیده و به آدم انگیزه میده و گاهی یه سری نظرات دیگه آدمو دلسرد میکنه...
    آدمی که فقط بخواد به حرف دیگران توجه کنه و نظرات اونها براش خیلی مهم باشه به جایی نمیرسه...
    بهتره که خودت برای زندگی خودت تصمیم بگیری...
    حالا که انقدر ریاضی رو دوست داری،بذار بقیه هرچی میخوان بگن و هر حرفی میخوان بزنن؛مهم اینه که تو توی این درس پیشرفت کنی و خودت و استعدادت رو بهشون ثابت کنی!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    پس من ميرم رياضي بخونم!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    آفرین دختر خوووووووووب!!!
    به چیزهای بد هم فکر نکن!!
    به فکرهای منفی هم اجازه نده که تو ذهنت بیان!!!!
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •