تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رابطه عاطفی وعجیب دوستم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:atiyeh
آخرین ارسال:سارا5588
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

رابطه عاطفی وعجیب دوستم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    ایزدی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'atiyeh' pid='20179' dateline='1376899849'
    متاسفانه اون میگه من از ازدواج متنفرم......

     
    سلام این اقتضای سنشه ... اگه داییش ازدواج کنه و دوستت هم منطقی رفتار کنه و محبتش رو نسبت به داییش کم نکنه و روابط رو عاقلانه حفظ کنه کم کم به وضعیت موجود عادت میکنه ... و این مسئله براش عادی میشه 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    atiyeh آواتار ها
    دوستان سلام مجدد!مشاورین محترم مشکل دوست من هنوزحل نشده وباهاش درگیره وکماکان ازمن راهنمایی میخوادکه من هم ازشمامیپرسم پس لطفاسریعاراهنمایی کنید،اجرکم عندال...
    دوستم بعداراینکه صحبت های شماروبهش انتقال دادم کمی بیشترتلاش کردولی متاسفانه موفق نشدتاجایی که همین جمعه شب باداییش قرارگذاشتندکه هم وفراموش کنندوبهم اس ام اس ندهندومواظب خودشون باشندوهمدیگرو کمترببینند ووقتی که دیدندسردبرخوردکنندواینکه همیشه همودوست داشته باشندونذارن کسی جاشونوتوی قلب هم بگیره و........من فکرمیکنم که این رابطه هم دوستم وهم دایی شواذیت میکنه که یه همچین قرارایی گذاشتند.یه شب بعدقرارشون دوستم به من گفت که دیگه طاقت نداره خیلی سخته شه وفکرمیکنه که ازدوری اون میمیمیره،راستش برای خودمن باورکردن این رابطه خیلی سخته برای همین چیزی به ذهنم نمیرسه درضمن این وهم بهتون بگم که دوستم باهیچ مرددیگه ای رابطه نداره وترسش اینه که یه وقت برای حل مشکلش یا کمترکردن رنج اون کاراشتباهی انجام بده ودست به عمل نادرستی بزنه اون به من گفت ازشبی که قرارگذاشتن فکرهزارغلط به ذهنم افتاده گفت من بدنیستم ونمیخوام بدبشم اون میگه جای خالیه داییش عذابش میده ومیترسه نتونه تحمل کنه ومیترسه جای خالیشوباکسایاکارای دیگه پرکنه.منتظرراهنمایی تون هستم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    دوست عزیز بنظرمیرسه رابطه عاطفی دوست شما با داییشون وارد مرحله بیمارگونه یا بهتر بگم اعتیاد عاطفی و ذهنی شده.برای این حل مشکل باید ذهنشونو از تصاویر خاطرات پاک کنند و بخودشون بگن بالاخره بعد از گذشت 3 یا 6 سال چه باید بکنند.پس بکلی باید خودشونو سرگرم ورزش رقص هنر قرار با دوستان رفتن به کنسرتها تاتر و کلا فرهنگی هنری کنند.بعد از یکماه کلا شروع به بهتر شدن میکنند.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •