تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پدر پسر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مهسا ع
آخرین ارسال:انتی
پاسخ ها 6

پدر پسر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. من مشکلی دارم که واقعا کلافم کرده. نمیدونم چیکار کنم. من حدود یه سال پیش از یکی از همکلاسیام پیشنهاد ازدواج گرفتم. اون زمان گفتم برو با خانوادت بیا. ولی خوب چون همکلاسیم باهم صمیمی شدیم. ما قرر گذاشتیم دو سال دیگه که پول جمع کرد بیاد خواستگاری. اولش به مامانامونم گفتیمو اونام راضی شدن. بابای اون خیلی متعصب و شکاکه. میدونست که اگه به باباش بگه از خونه میندازتش بیرون. خلاصه ما باهم روزگار گذروندیمو به یاد هم درس خوندیم(رشته دندونپزشکی( ولی از شانس ما دو هعته قبل باباش گوشیشو گرف و آرشیو اس هاشو خوند. ماونم از اونجایی که فرد احساسی بود همه قولو قرارامون و هرچی حرف احساسی بهم زده بودو ذخیره کرده بود. هرچی بینمون رویا پردازی شده بودو دید و ما بر بار رفتیم. خیلی بد شد. اون شب از خونه انداختش بیرون. گف نجسی. برکتو بردی و کلی چیزا و فحشای دیگه به منو خانوادم. عد گوشیشو شکوند و خلاصه گف فراموشش کن. حالا ما فقط با تلفن عمومی باهم میحرفیم. اون مطب میره و کار میکنه به امید اینکه پول دربیاره و جلو باباش وایسه. میگه حتما حلش میکنه. به نظرتون باید با چنین پدری چیکار کرد؟؟ اون اینجور کارارو بد میدونه ولی خوب ما هم توبه کردیم دیگه. ما آدمای مقیدی هستیم. بر حسب صمیمییت تو اس از آینده حرف زدیم. اونم از گردشو اینور اونور رفتن. ما فقط منتظر آینده بودیم ولی الان باباش فک میکنه ما چیکارا کردیم... چه جوری بهش ثابت کنیم؟؟ اون میگه تو هم مثل شهریار میشی که عاشق شد و درسشو ول کرد. ولی قبول نمیکنه که ما باهم درس میخوندیم. به امید هم.... لطفا کمکم کنید. ما همدیگرو خیلی دوس داریم. ولی با یه پدر شکاک بد اخلاق چیکار میشه کرد. ما میخواستیم سال بعد عقد کنیم تا باهم واسه تخصص بخونیم. اگه شرط تاهل نباشه نمیذارن پسره امتحان بده. ...من چیکار کنم؟؟ منتظر باشم یا نه؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    جلوی باباش بایسته من برادری دارم که برای عشقش جلوی پدرم ایستاد اوایل پدرم میگفت اون دیگه پسر من نیست و من یه همچین پسری دیگه ندارم ولی حالا فقط یه ماه از ازدواجش گذشته بازم شده همون پسر همیشگی باباش . پدر ومادرها بزرگترین دلخوریم که از بچه هاشون داشته باشن اونا رو میبخشن ...
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    خودت اگه جای بزرگترت بودی و یه سری چیزای هول آور از تو گوشی بچه ات میخوندی چه نظری داشتی دوست عزیز؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام دوست گرامی
    به آقا پسر بگید که هرطور شده حالا که دیگه خانواده ها هم در جریان قرار گرفتند بیان خاستگاری شما برای این منظور هم باید روی درخاست شون سماجت کنند و زود از میدون به در نرن در ضمن با دلیل و برهان ایشون را راضی کنن و بهشون بگن که شما را دوست دارن و اگر اجازه ازدواج بهشون داده نشه ممکنه هم برای خودشون هم برای شما مشکل پیش بیاد پس بهتره که بدون جنگ و مرافه قضیه را رسمی کنن اگر آقا پسر هم واقعا شما را دوست داشته باشن برای رسیدن به شما از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند
    شادباشید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    از بزرگ تر های فامیل هم میشه برای راضی کردن پدرشون استفاده کنن معمولا روی حرف پدربزرگ ها زیاد حساب باز میکنن
    البته بستگی به خانوادشون داره
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    جواب اون سوالتم عزیزم به طور خصوصی دادم
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •