تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکست و سردرگمی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:baran65
آخرین ارسال:baran65
پاسخ ها 46

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

شکست و سردرگمی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    دختری هستم 26 ساله که مدت 6 ساله با پسری به قصد ازدواج رابطه دارم علت طولانی شدن رابطه به اتمام رساندن درس و گرفتن پایان خدمت و پیداکردن شغل بود و پسره مودب مهربان و در کل خوب بود  و خیلی بهش علاقه داشتم ولی هربار سر موضعی بحث کردیم و تصمیم به جدایی و بعداز 3-4 روز باز برگشتیم باهم. ولی الان به مدته یکساله این پسر هروقت دعوا یا بحث میکنیم خیلی توهین میکنه بخاطر توهیناش ازش جدا میشم ولی بعد از 3-4 روز قول میدیم که دعوانکنیم عوض شیم و توهین نکنه.الان سه روزه بخاطر اینکه  درحالی که خانوادشو برا خواستگاری آماده میکرد دوباره بحثی بینمون پیش آمد که اینبار کلی تهمت و توهین به فامیلهایم زد ومنم جوابشو متقابل دادم و ناراحت شدم از این رفتارمون بش گفتم دیگه نمیخوام بیای خواستگاریم با این رفتارت و الان گوشیموخاموش کردم.الان نمیدونم چی کنم اصلا حوصله فکر کردن هم ندارم ولی دوست دارم چند ماه ازش جدا باشم تا پشیمون شه هیچوقت بی احترامی نکنه ولی اگه  پشیمون نشد چی کنم؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام عزیزم.اینطور که پیداست حرمت ها بینتون شکسته شده .سر چه موضوعاتی توهین میکنه؟ همیشه اینجوریه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نه وقتی بحثمون میشه انوقته که هرچیزی میگه بعدش که میاد سراغم بهش میگم من همونم که توهین کردی میگه  ساکت ،خودت میدونی  از لجت میگم. رو کل فامیلش خیلی حساسه  تو اوج بحثامون حتی وقتی حق با منه خیلی جبهه میگیره . این سرس آخر سر ااختلاف فرهنگی خانوادهامون بحث شد زود فکر کرد منظورم توهینه و کلی توهمت و توهین به فامیلم کرد
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام عزیزم.دوتا خط قرمز وجود واره توو زندگی که اگه از اونا عبور بشه رابطه یواش یواش از بین میره یکیش اعتماد و دیگری احترامه عزیزم حرمت ها بینتون شکسته شده.و اگه ایشون شوهر شما بشه مطمعن باشید همین کاراشو ادامه میده.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام گلم منم از همین ناراحت شدم و بش گفتم توکه الان اینجور به فامیلم تهمت میزنی و توهین میکنی بعدا هم به من تهمت میزنی و تمامش کردم و بعداز شیش سال رابطه ناراحتم چون دوستش داشتم که 6 سال براش صبر کردم ولی اون اینجور میکنه تو عصبانیت
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    چرا واسه خودت محدودیت ایجاد میکنی ممکنه کیس های بهتری بیان خواستگاری اینکه شیش سال باش بودی .ولی اگه واقعا دوست داره باید زودتر اقدام کنه که اگه مشکلی داره یا خانواده هاتون راضی نبودن تکلیف خودتونو بدونید.واسه ازدواج احساسی تصمیم نگیر عزیزم به ضررته
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام گلم خیلی ناراحت شدم کاش هیچ وقت اجازه نمیدادید که حرمت ها بینتون شکسته بشه ، اما جلوی ضرر را هر وقت بگیری منفعته ، تو زندگی مشترک هیچ وقت تو عصبانیت تصمیم نگیرید و سعی کنید وقتی از هم دلخور شدید یا اختلاف نظر دارید بحث را کوتاه کنید و از ادامه دادن صرف نظر کنید . الان هم به ایشان زنگ بزنید و کاملاً آرام و صادقانه به صحبت بنشینید یا حتی اگه امکان داره قرار ملاقات بزارید و حضوری با هم صحبت کنید و تصمیم عقلانی را با موافقت هم بگیرید نه از سر جنگ و ناسازگاری و بی حرمتی کردن به هم . موفق باشی عزیزم . به خدا توکل کن و ازش بخواه راه درست رو نشونت بده .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    مرسی از راهنماییتون دوست عزیز. اوکی کار رو به خدا واگذار میکنم و یکم آروم که شدم یکی از راههای دسترسی رو باز میکنم که ببینم خودش میزنگه یا نه.چون اخلاقشو میشناسم وقتی خودم برم سمتش پسم میزنه.دیواوونه شدم از آیندم و اوضاع الانم.مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام گلم یگی از خصلت مردها اینه که دوست دارن دنبال کسی برن که بدست آوردنش سخته راه رو براش آسون کردی و توقعش از شما بالا رفته سعی کن صبور باشی و تا جای امکان اجازه بده اون بیاد سراغت و دنبال راه حل باشه شما حتی اگه بخواید ترکش هم بکنید حداقل به 6 ماه زمان نیاز دارید پس قبل از هر تصمیمی باهم و کنار هم به یک نتیجه ایده آل برسید تا آینده ای روشن رو بسازید یعنی بین خودتون حدو حدود بزارید و تا جای امکان از وابستگی هاتون پیشش نگید چون باعث سواستفادش میشه چون خیالش راحته که شما همیشه هستی و هرجوری هم باهاتون رفتار بکنه دلتون دریاست و می بخشید و فراموش می کنید باعث میشه که پیش شما غیر قابل کنترل رفتار بکنه و اهمیتی به رفتارش نده . تو زندگی مشترک اصل اولیه اخلاق و ایمان و عشقه وقتی یکیشون نباشه باقی دارایی ها به چشم نمیاد و لذت بخش نیست. اگه قابل اصلاح نیست عمرت رو تلف نکن عزیزم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    من حد و حدودر و رعایت میکردم حتی اگه با خانوادش یا دوستش بحثی میکرد بعد خودش کل موضوع رو به من میگفت حتی به خودم اجازه نمیدادم بگم که چی کن و .... فقط به چیزا و افکار مثبت همیشه تشویقش میکردم  هیچوقت حتی تو شوخی هم حتی بش کلمه های یکم به درو از ادب  هم نمیزدم اونم نمیزد  روزای عادی خوب پیش میرفتیم فقط وقتی بحثمون میشه حس میکنه من دشمنشم و چنان مقابلم می ایسته و حرف میزنه یا وقتی حس کنه قصدم توهین و بد دونستن فامیلشه وای که راحت نظرات شخصی و افکاره منفی یا توهیناشو مستقیم میگه 4 تا متلکم میزنه که معلومه از حرصش میگه ولی من روم نمیشه درمورد فامیلش حتی افکار منفی به زبون بیارم .
    فقط همین   سری آخر چون خیلی آتیش گرفتم منم یه چیزا که از فامیلش میدونستم رو با فکر منفی بیان کردم درصورتی که  تو دلم میدونستم   اونجور درموردشون  فکر کردنو حرف زدن خیلی بی انصافیه، فقط خواستم به دوست پسرم نشون بدم منم اگه بخوام میتونم مثل خودش توهین کنمو فکر بد کنم.آخر دعوامونم بش گفتم خیلی ناراحتم که از لج تو پشت سر کسی اینجور حرف زدم بهم گفت ادعا نکن آدم اینجور حرف زدن نیستی چون پا به پای من حرفاتو زدی.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •