تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




لذت های کوچک زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فهیمه ص
آخرین ارسال:سبز
پاسخ ها 5

لذت های کوچک

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    وقتی کسی رو که دوست داری تماشا میکنی و اون حواسش نیست



    از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت را میدهد



    وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن که من در آوردی درستش کردی



    وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند



    از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد و با خوشرویی اشاره میکند که رد شوی



    در گرفتاری کارهای اداری کارمندی را میبینی که با حوصله  و خوشرویی کارت را انجام میدهد

     

    وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده است



    صفحه پیام هایت  را باز میکنی و میبینی که از او ایمیلی داری




    وقتی از ترس خواب ماندن و دیر رسیدن از خواب میپری و ناگهان به یاد میاوری امروز تعطیل است




    لحظه راه افتادن برای سفری که منتظرش بودی



    وقتی علیرغم تمام گرفتاری ها روز تولدت رو فراموش نکرده



    هر دو هم زمان یک حرفی را میزنید و بعد میگویید ((چه با هم )) و میخندید



    دور که میشود بر میگردد به نگاهی ،دست تکان دادنی و لبخندی


    کارش را رها میکند و با حوصله به درد دلت گوش میدهد



    در خیابان از جایی میگذری که خاطره ای دور اما شیرین با خود دارد



    دیدن اولین قطرات باران روی شیشه خاک گرفته ماشین



    خسته و گرسنه به خانه میرسی و غذایی که دوست داری را در یخچال میبینی



    وقتی او را میخندانی



    دیدن یه سریال با کسی که دوستش داری



    لذت خوردن یه فنجون چایی داغ وقتی از سرما نوک دماغت یخ زده



    وقت حرف زدن کلمه ای را گم میکنی و او زود حدسش میزند



    پیدا کردن جای پارک در جایی شلوغ



    تماشای بچه کوچکی که با عروسک هایش  بازی میکند و با آنها حرف میزند



    وقتی نوزادی انگشتت را محکم میگیرد



    هدیه ای که تو برایش خریده ای پوشیده است



    عجله داری که از چهار راه رد شوی و چراغ سبز میمان



    مسیرت با مسیر بعدی تاکسی یکی است



    اس ام اس میزند که برنامه محبوبت شروع شده برو ببین



    فوت کردن قاصدک



    وقتی تو رو میرسونه و تا داخل خونه نشدی راه نمی افته



    وقتی به کنسرت رفته ای و خواننده سکوت میکند تا تماشاگران بقیه ترانه را بخوانند



    صدایش کنی و بگوید جــــــــــــــــــــــان م



    صبح زود خیابان از باران دیشب هنوز خیس است



    صدای ترد برف زیر کفش هایت



    ترکاندن حباب های نایلون های حباب دار



    پا برهنه راه رفتن روی چمن



    تماشای راه رفتن بچه ای که تازه راه افتاده



    برنامه ریزی برای غافلگیری تولد یک دوست



    ناگهان دسته ای پرنده را در آسمان آبی میبینی که با هم اوج میگیرند و چرخ میزنند



    روبروی دریا ایستاده ای تاگهان موج کوچکی ارام میرسد  به پایت



    آب دادن به گلدان ها ودیدن جوانه های تازه



    باران نیمه شب تابستاننسیم خنک ماه مهر



    لحظه بیدار شدن از خوابی بد



    پیچ آخر جاده و سوسوی چراغ های شهر



    وقتی اخم کرده اما نمیتواند جلوی خنده اش را بگیرد



    صبجانه روز تعطیل


    وقتی به جای خداحافظی میگوید....میبینمت



    وقتی کسی یادش میماند که از چه چیزهایی خوشت میاید



    بارها و بارها گوش دادن به آهنگی که او برایت فرستاده



    هوای توی گل فروشیبوی نارنگی نوبرانهبوی عطر گل نرگس



    کودکی در آغوش دیگری است اما دستانش را دراز میکند تا تو بغلش کنی



    وقتی سر امتحان یهو جواب یک سوال یادت بیاد



    بوی اسکناس عیدی  تا نخورده لای کتاب



    آخر شب که همه خوایند ..آرامش و سکوت



    صدای تنفس منظم و با آرامش  کسانی را که دوست داری..... در خواب



    یا وقتی احسان خواجه امیری میخونه :برام هیچ حسی شبیه تو نیست

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سبز آواتار ها
    ویک لذت کوچک دیگر
    خواندن  جمله هایی با انرزی مثبت

    عالی بود ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    کاش هر کس بیاد و لذت های کوچکشو بذاره
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    حسه خوب اینه که ازخواب بیدارشی نصفه شب ببینی هنوز وقت داری برای خوابیدن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سبز آواتار ها
    یه حس خوب دوران مدرسه:
            صبح روز امتحان بااسترس ازخواب بیدارشی  ببینی  کلی برف اومده مدرسه تعطیل شده 


    یه حس خوب دیدن محبت  یه بچه دوساله:
         شکلات رو با5تاانگشتش تامچ کرده تودهنش بهش میگی چی میخوری... میگه بیا تو بخور

    وقتی 4ساعت پای اینترنتی یهو بوی سوختن غذا میاد میدوی سمت آشپزخونه میبینی بوی غذای همسایست .
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •