تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حساسیت بیش از حد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:پرناز
آخرین ارسال:پرناز
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

حساسیت بیش از حد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام راهنماییهایی که کردید واقعا کمکم میکنه خیلی خیلی خیلی ازتون ممنونم منم میدونم که نباید اینطوری بذارم برام تصمیم بگیره و میدونم اشتباه میکنم و در مورد بی احترامیاش نباید کوتاه بیام ولی دست خودم نیس خیلی زود میبخشمش بر خلاف اون که کینه ای هست و زود کوتاه نمیاد ولی خوبیایی که واسمون کرده هم خیلی خیلی زیاده و مهمتر اینکه خونوادم تاییدش میکنن البته اونا از این بی اعتمادیش خبر ندارن
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    پرناز جان
    اینطوری که شما توضیح دادین نامزدتون به احتمال زیاد دچار بیماری وسواس هستن. البته وسواس شاخه های گوناگون داره و مشکل ایشون وسواس به معنی تام کلمه هست نه الزاما وسواس شستشو!
    چنین افرادی معمولا گزینه های بسیار نامناسبی برای زندگی هستن. باید اینو پرسید که ایا شما ایشون رو دوست دارین و دوست داشتن مانع از جدایی هست؟ اگه دوستش دارید و میزان دوست داشتن تون قابل توجه هستش به اسونی نمیشه حرف از جدا شدن شما زد. باید اون دوست داشتن رو شخصا تحلیل کنین و زوایای اونو ببینین و دریابین ایا دوست داشتن و عشق تون عمیق هست و یا صرفا بر اساس صورت های ظاهری.
    و اما اگه دوستش ندارین و ملاحظات فامیلی و احیانا واهمه از حرف دراوردن اقوام در مورد شماها و یا بدگویی ها و غیبت کردن های رایج که متاسفانه در تمام خانواده ها به میزان کم یا زیاد وجود داره مانع از جدایی شما میشه. خوب شما بایستی فکر کنین این فرد رو با همین شخصیت که به احتمال خیلی خیلی زیاد هرگز رفتارش بهتر نمیشه - اگر که بدتر نشه - مجبورین یک عمر تحملش کنین. اگه جدایی و طلاق بنا باشه نهایتا به مدت شش ماه بحث انگیز بشه توی فامیل ولی واقعا ارزشش رو داره که یک عمر ارامش و اسایش شما تحت تاثیر بدبینی و وسواس و کژ اندیشی یک نفر دیگه قرار نگیره. اما اگه دوستش دارین از ته قلبتون اون یه حکایت دیگه هستش.........
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    ببین عزیزم.آدمی که از همون اول تو همه ی کارای آدم دخالت میکنه و تو کوچکترین کارها خودشو دخالت میده , از روی علاقه این کارارو نمیکنه.بلکه بخاطر شخصیت سلطه گر و کنترل گرشه.دوست داره همه به حرفش گوش بدن و اگه طرف مقابلش به حرفش گوش نده میگن حتما دوستم نداره که حرفامو مو به مو انجام نمیده.
    حتی شاید بهت بگه آهنگ اون خواننده ای رو که من دوست دارم باید گوش بدی و آهنگایی که من دوس ندارم حق نداری گوش بدی ,یا تو مسائل مهمتر به نظراتت احترام نذاره.
    شاید تا آخر عمر بخواد نظراتشو بهت تحمیل کنه. حتی تو خرید خونه و ماشین و انتخاب اسم بچه کوچکترین اهمیتی به نظراتت نده.
    اگه میتونی تا آخر عمرت این شرایط رو قبول کنی با اون شخص ازدواج کن (چون هیچ تضمینی وجود نداره که بعدا اخلاقش بهتر بشه.ممکنه بهتر بشه ,شایدم بدتر بشه) اما اگه نظر و عقایدت برات خیلی مهمه , یه تجدید نظر اساسی تو روابطت داشته باش. چون وقتی که عقد کنین و خیالش راحت بشه که مال اون شدی ,ممکنه  که بیشتر شمارو تحت فشار بذاره.
    اگه فقط به امید "تحمل کردن رفتاراش به امید بهبود" تحملش کنی , یه روزی میاد که از این بخشیدنهای پی در پی خسته میشی و هم از خودت متنفر میشی و هم از نامزدت.از الآن همه ی جوانب و بسنج و بهترین تصمیمو بگیر.
    خوشبخت بشی.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    بذار یه چیزی برات تعریف کنم شاید بتونه تو تصمیمت کمکت کنه.
    یه همکلاسی تو دانشگاه داشتم که میگفت 6ساله که با دوست پسرشه.حالا درست و غلط رابطه شونو کاری ندارم.
    تو اون 2سالی که باهاش همکلاس بودم ندیدم این پسر حتی 1بار دنبال همکلاسیم بیاد.من فقط عکسشو دیده بودم.
    پیش خودم گفتم نه ....این پسره دوسش نداره که!اگه دوسش داشت بلاخره 1روز میومد دنبالش.براش ارزش قائل نیست...اصلا مگه میشه همچین پسر بیخیالی عاشق یه نفر باشه؟...دوستای دخترم یواشکی پچ پچ کردنی میگفتن پسره آخر اینو ول میکنه اصلا نمیخوادش...اما آخرسر دیدیم که با شیرینی اومد دانشگاه و خبر عقدشو داد.همه شوکه شدن.
    پسره واقعا آروم و باشخصیت بود.حتی از روی عکسش و حرفای دختره میشد فهمید
    .میگفت یک بار نشده به من زنگ بزنه بگه کجایی چرا اونجا رفتی نباید میرفتی و...
    هفته ی بعد عروسیشونه و خدارو شکر تا الآن هیچ مشکلی هم باهم نداشتن.
    اینارو گفتم که بدونی گیر دادنای بیش از حد طبیعی نیست و اگه فکر میکنی تحملش برات سخته و نمیتونی تا آخر عمر این رفتارو تحمل کنی قبل از اینکه دیر بشه و عقد کنین تصمیم نهایی تو بگیر.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    من قلبا دوسش دارم دلیل اینکه به این رفتاراش تن میدم همین دوس داشتنه بیش از اندازه دو طرفه هس فقط میخوام یه راهی باشه تا بتونم اعتمادشو جلب کنم و این همه حساس نباشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    خودش همیشه میگه مثل تو هیچکس و نمیتونم پیدا کنم ولی با این همه بازم بی اعتماده وقتی برای عروسی یه ارایش خیلی ملایم یکنم میگه عقده ارایش داری در حالیکه غیر از عروسی هیچ جای دیگه ارایش نمیکنم طوری شده که وقتی به حرفاش گوش میدم هم بازم دعوام میکنه و میگه با اینکه به حرفام گوش میکنی ولی جون تو گذشته اینکارا رو نکردی من اعتماد ندارم و میترسم بازم تکرار کنی البته تو گذشته کار خاصی نکردما منظورش همین ارایشه وقتی من خونه تنهام زنگ میزنه کافیه بیشتر از دوبار زنگ بخوره عصبانی میشه که حتما داشتی چیکار میکردی که دیر جواب دادی زود زود میاد به دیدنم ولی دوس داشتم این اومدناش از رو دلتنگی باشه نه برای کنترل کردن
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •