تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نظرسنجی: کمک کنید از علاقه همسرم کم کنم تا بتوانم به راحتی از او

این یک نظرسنجی عمومی است . کاربران دیگر می توانند انتخاب شما را مشاهده کنند.



جدایی از همسرم که تازه 2 هفته از عقدم می گذرد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:love me
آخرین ارسال:shine
پاسخ ها 47

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

جدایی از همسرم که تازه 2 هفته از عقدم می گذرد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت شما ، من فاطمه 26 ساله ( همسرم نیز 27 ساله ) که تازه 2 هفته از عقدم می گذرد ، یک ازدواج سنتی که از قبل هیچ شناختی وجود نداشت ، تا روز عقد هیجان زیادی برای این وصلت داشتم اما متأسفانه از لحظه بعد از عقد زمانی که برای اولین بار به چهره همسرم مستقیم نگاه کردم فهمیدم که هیچ حسی به ایشان ندارم و این بی حسی بعد از گذر 2 هفته همچنان ادامه دارد و هر روز من را از ایشان دورتر می کند طوری که وقتی نیست بسیار خوشحالم و دلم می خواهد هرگز او را نبینم ، اما از آن طرف همسرم شدیداً به من علاقه مند شده و بسیار بی قرار است . من این بی قراری ها را درک نمی کنم و برایم اهمیتی ندارد ، او خواهان بیرون رفتن و باهم بودن می باشد اما من از اینکه کنارش باشم رضایت ندارم و به دوری و جدایی رغبت دارم و اصلاً با او به آرامش نمی رسم حس می کنم که خیلی از هم دوریم . از طرفی هم خانواده ایشان به من محبت زیادی دارند و دائماً دعوتم می کنند که به خانه شان بروم و اوقاتم را با آنها سپری کنم اما متأسفانه مننمی توانم این ارتباط داشتن ها را بپذیرم و از رفت و آمد کردن بیزارم ( البته به خانه همسر منظورم می باشد )  ، البته نا گفته نماند که پسر خیلی خوب و آرامی است و خواهان یک زندگی موفق اما من زوق همراه شدن با ایشان را ندارم و به تنها چیزی که فکر می کنم جدایی است لطفاً کمک کنید .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    دوست گرامی چهره و زیبایی ایشان به دلتان ننشسته  است یا موارد دیگر ؟
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با تشکر از شما دوست عزیز ، قیافه مردانه و جذاب و هیکل و تیپ فوق العاده ای دارد هیچ کدام از زیبایی شکر خدا کم و کاستی نداریم . حتی اخلاق خیلی خوبی دارد و دائماً به من ابراز علاقه می کند ، اما من نمی دانم به چه دلیلی هر چه فکر می کنم به این نتیجه می رسم که حتی اگر سالهای سال با ایشان زندگی کنم باز هم با کوچکترین مشکل و یا اختلاف اولین چیزی که در ذهنم تداعی خواهد شد جدایی است ، وقتی در کنارم هست اصلا احساس آرامش نمی کنم حتی امروز بعد از ظهر قرار بر ملاقات هم گذاشتیم از همین حالا برایم عذاب است و لحظه شماری می کنم که امروز تمام شود .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    n.h آواتار ها
    دوست عزیزم با این اوصافی که از همسرتون میگید .فکرنمیکنم دلیلی برای بی علاقگی باشه.
    به نظر من با این صفات خوبی که ایشون دارند جدایی اصلا کار درستی نیست وممکنه در اینده پشیمونی به بار بیاره.
    به نظر من شما باید سعی کنید این علاقه رو در خودتون ایجاد کنید.
    سعی کنید ویژگیی های خوب همسرتون رو در نظر بگیرید و اونها  رو برای خودتون برجسته کنید.بادید مثبت به زندگی و ایندتون نگاه کنید.سعی نکنید ازشون دوری کنید چون این باعث میشه بیشتر بی علاقه بشید.
    رابطتون باهاشون خوبه؟
     تا به حال با هم دعوا نداشتین؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    شما چه سبکی از ازدواج رو میپسندیدید؟ در آرزوهاتون دوست داشتید با چگونه فردی ازدواج کنید؟
    نظر دوستانتون در مورد ازدواجتون چیه؟
    میزان آشنایی شما با همسرتون قبل از عقد در چه حد بوده؟ یعنی خواستگاری شما چطوری بوده ؟ آیا در این جلسات با ایشون صحبت نکرده بودید؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    اون میدونه که دوستش ندارم و به ظاهر ادعا میکنه که طاقت میاره و صبر میکنه تا من هم عاشقش بشم اما زمانی که دو شب پیش برای صرف شام به منزل پدر ایشان رفتم برای برگرداندن من به خانه مان کلی ناراحت شد و خیلی سرد با من برخورد کرد . من نمی توانم در یک فضای خلوت با او باشم و احساس خفگی میکنم .
    همیشه دوست داشتم همسرم را قبل از ازدواج دوست داشته باشم اما نمی دونم چرا تا زمان عقد زبانم بسته بود و همه چیز به چشمم ایده آل می آمد مدت آشنایی ما همان روز خاستگاری بوده که حدوداً 1 ساعت شایدم بیشتر مکالمه داشتیم و در این مدت زمان کوتاه تقریباً 50 دقیقه در مورد کار ایشان گفتگو کردیم . در زندگی چیزی غیر از درس و کار را تجربه نکرده و احساس میکنم اعتماد به نفس پایینی دارد و در صورتی که من خودم دختر قدرت طلبی هستم و در تمام مراحل زندگی پر انرژی و با اعتماد به نفس بودم اما بعد از عقدم بی انگیزه شده ام و اصلاً دلیلی برای شاد بودن نمی بینم حتی تمامی اهدافم دیگر به چشمم نمی آید و انگیزه ای برای رسیدن به آرزوهایم ندارم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    همه اقوام و دوستانم از این انتخابم خوششان آمده اما هیچ کدام باطن قضیه رو نمی بینن و فقط تکیه به ظاهر کرده اند .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    موقعیت خاصی داری
    روی خودت خوب کار کن
    صحبت یه عمر زندگیه
    بیشتر هم بخوای تو عقد بمونی برای خودت و ایشون بده
    در حال حاضر در حق ایشون ظلم میکنی
    به نظرم سنگهاتو با خودت وا بکن
    همه آرزوی چنین شرایطی رو  دارن
    شاید شما یه  دفعه از حس متاهل شدن سریع کمی شوکه شدی
    به هر حال وقت رو از دست نده و با مشاوره ی حضوری تکلیف خودت رو با دلت روشن کن

    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    نرگس آواتار ها
    سلام من مشاور نیستم ولی...
    بیا این امتحان رو بکن که تو فضایی که دوست داری (فکر کن چه فضایی برات رمانتیکه)با غذا هایی که دوست داری و هر چی باعث آرامشت میشه باهاش قرار بزار از دوستات بخواه برات اس ام اس های قشنگ بزنن تو هم برای همسرت بزار هی به خودت نگو نه من دوستش ندارم  بر عکس هی به خودت بگو دلم براش تنگ شده ببین فرقی میکنی؟ کارایی رو که تو دوست داری و انجام میده  رو دائما جلوی چشمت بیار
    راستی اگه جسارت نباشه شما قبلا از شخص دیگه ای خوشت میومده؟ چه شرایطی داشته؟ حتما لزومی هم نداره با هم حرف حتی زده باشین هر شخصی که تو نظرت خیلی جلب توجه کرده باشه منظورمه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست گرامی
    اینکه شما ایشون را دوست نداشته باشید در دراز مدت ممکنه به احساس ایشون نسبت به خودتون هم خدشه وارد کنه و باعث بشه که ایشون هم دیگه علاقه ای به شما نداشته باشن اگر شما خواهان این مساله هستید به همین کارتون ادامه بدید و فکر نکنید احساس ایشون همیشه همینجور باقی میمونه بلکه ممکنه ایشون هم نسبت به شما سرد بشن در ضمن سعی کنید که چندروزی به ایشون بگید که باهم هیچ ارتباطی(حتی پیامک)نداشته باشید و ایشون هم هیچ تماسی با شما نداشته باشند و در این مدت احساس خودتون را نسبت به ایشون ارزیابی کنید در ضمن این انتظار را هم نداشته باشید که سریع عاشق ایشون بشید عشقی که تدریجی شکل بگیره دوام اش هم بیشتر است
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •