تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساس افسردگی وبی انگیزگی 1ماه مونده به دفاع پایان نامه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:haana
آخرین ارسال:شکلات
پاسخ ها 4

احساس افسردگی وبی انگیزگی 1ماه مونده به دفاع پایان نامه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من ودوستم حدود سه سال است که با هم صمیمی هستیم تا حدی که از خواهر برام عزیزتره،ما از اول تابستون بخاطر پایان نامه خوابگاه هستیم و من مجبورم روزها از صبح تا بعد از ظهر دانشکده باشم و نمی توانم کنار دوستم باشم بعد از مدتی تنهایی شدیدا بر ایشون غلبه کردتا حدی که مدتیه که بی انگیزه شده وکاراشوانجام نمیده،هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه!،به هیچ وجه از اتاق بیرون نمیاد بودن با منم اذیتش میکنه.اما حالا نسبت به منم هیچ حسی نداره وکاملا بی تفاوته!تا حدی که دوست نداره کنارش باشم.دیدن این شرایطش تا حد مرگ برایم سخته .البته تو این مدت منم خیلی ازش دور شدم وتقریبا اونجور که باید نتونستم تنهاییشو پرکنم ازمشاورین عزیز تقاضا دارم برای پیدا کردن جایگاهم پیش اون وایجاد انگیزه در وجودش راهنماییم کنید با تشکر

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز این دوست شما از کی اینجور هستند؟ چند و قته؟

    ایشان در ورابط اجتماعی خود با دیگران چگونه هستند؟

    از ایشان پرسیدید که چرا اینجوری هستند؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام من کسی هستم که دوستم مشکلمو مطرح کرد
    1ماهی میشه که این شرایطو دارم البته قبلا حدود3سال پیش هم به خاطر علاقه نداشتن به رشته تحصیلیم این مشکلات رو داشتم اما با مراجعه به مشاور مشکل حل شد.
    منتها کماکان به رشته ام(معماری)بی علاقه بودم اما مشکل خاصی برام ایجاد نمیکرد غیر ازدرس 5واحدی طراحی معماری که هرترم روندی تکراری داشت وتقریبا هنوز نتونستم باهاش کنار بیام الانم که باید پایان نامم رو انجام بدم که دقیقا همون درس طرحه با این تفاوت که 1واحد بیشتره!!!!!
    از اول تابستون با دوستم واسه پایان نامه اومدم خوابگاه وچون ایشون هر روز از صبح تا عصرمیرفت دانشکده کار منم طوری بود که فقط هفته ای 1یا2 بار می رفتم پیش استادم بیشتر روز تنها توی اتاق بودم!!وکم کم تنهایی فوق العاده اذیتم کرد.
    اصلا دوست ندارم کارامو انجام بدم و1ماهه ولش کردم چون واقعا ازش بدم میاد!!!
    1آدم منفعل به تمام معنا شدم وچون 3سال پیشم به مشاور مراجعه کردم تقریبا همه راهکارا رو حفظم اما دیگه هیچکدوم موثرنیستن!
    من آدمی برونگرا با روابط اجتماعی بالا هستم به همین دلیل تنهایی هر روز واسم خیلی عذاب آوره!
    به خاطر طولانی شدن حرفام معذرت میخوام ازتوجهتون ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام اگه واسه ایندت برنامه ریزی کردی فقط به ایندت فک کن هر شرایطی که الان داری نباید راه رسیدن به هدفتو صد

    کنه، مشکلات الان واسه الانه با توکل بر خدا وبا تمام انرژی مثبت که داری راه رسیدن به یک اینده ای زیبا رو واسه

    خودت پایه ریزی کن . موفق باشی
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •