با سلام مونا هستم 32 ساله و شوهرم 29 ساله. شوهرم سه سال ازم كوچيكه ولي به گفته خودش باهام هم سنه تو شناسنامش اونجوري نوشته .تقريبا دو و نيم سال پيش باهاش آشنا شدم همكارم بود و تو يه كارخونه باهم آشنا شديم . من بخش اداري بودم و اون بخش توليد. من ليسانس و اون ديپلم. وضعيت ماليش اصلا خوب نبود و من به خاطر اينكه فكر مي كردم مرد صادقي باشه زنش شدم . يه بار موقع نامزدي باهم مشكل پيدا كرديم ولي اومد به پاي مامان بابام افتاد و ازدواج كرديم.تقريبا يه ساله زير يه سقف زندگي مي كرديم .كارهايي كرده كه  ديگه بهش اطمينان ندارم. در دوران نامزدي از شركتي كه باهام كار مي كرد بركنارش كردند رئيس مي گفت سيگار مي كشيد.بعد چهار ماه بيكاري وارد يك شركت ديگه شد و ما زندگي مشتركمون را شروع كرديم 10 ما ه اونجا كار كرد و دوباره بركنارش كردند گفت 100 نفر را از كار بركنار كردند و من يكي از اونا بودم باز چهار ماه بيكار بود. فقط مي خوابيد مي گفتم چرا سركار نميري و حرفهايي در اين را بطه كه شروع به كتك زدن و فحش دادن من و خانواده ام مي كرد در طول اين يك سال زندگي 5 و 6 تا از اجاره ها رو من دادم . اون دوباره توسط بابام دنبال يك كار ديگه رفت تقريبا بعد 10 روز گفت من نمي تونم اونجا كار كنم بابات براي تنبيه منو اونجا برده يك ربع سكه و يك زنجير طلا كه خانواده ام براش گرفته بودند فروخته و به قول خودش گم كرده بود همين اواخر متوجه شدم كه حلقه  ازدواجش هم همون حلقه نيست نمي دونم بدلي بود يا چي آخرش هم اقرار كرد كه گمش كرده من نمي دونم اين طلاها را براي چي فروخته يا گمش كرده و پولش را چيكار كرده . ويا براي چي هي از كار بركنار مي شه .بيش از حد خواب آلوده و عرق مي ريزه ميگه چربي دارم كمبود تروئيد دارم به خاطر اينه.چون مي دونه من دوست ندارم سيگار كشيدنش رو ببينم هميشه ميره تو دستشويي سيگار ميكشه و من ميگم سيگار مي كشيدي ميگه نه. ولي من از بوش مي فهمم كه داشته سيگار ميكشيده. چندي پيش هم نام قرصي رو روي يه يادداشتي يافتم كه قرص عدم اعتياد بود بهش گفتم گفت مال دوستم بود نمي دونم چه قرصيه بعدش هم گفت قرص سم زدايي كه دوستش كه توي روستابوده براي داييش مي خواسته.با كوچكترين دعوا كتك مي زنه و به من و خانواده ام حرفهاي بد مي زنه. آخرش هم 10 روز پيش به بابام زنگ زده كه منو ببره خونه خودشون الان هم خونه بابام هستم نمي دونم چيكار كنم . وسايل خونه را هم تا حدودي روز آخر بهم زده . تو اون خونه جز لباس شخصيش چيزي نداره همه وسايل جهيزيه من  هستند ماشين نداره  من مي خواستم يه ماشين به اسم خودم بگيرم ولي ديدم اونقدر بد رفتاري كرد كه نگرفتم. خونه اجاره اي مون هم مال فاميل ماست پول پيش نداديم اون هم به خاطر ما نگرفته فقط ماهانه اجاره ميديم . نميدونم چيكار كنم. كمكم كنيد.رفتم شكايت كردم اونجا  ازش تعهد گرفتن كه رفتار خوبي داشته باشه ولي مي دونم كه تعهدش به درد نمي خوره رفتارش بسيار بده.بهم گفته يا ظرف 48 ساعت برم خونه يا ميگه هر غلطي مي خوايي بكن.با بابام بسيار مشكل داره مغروه و نصيحت قبول نميكنه .بعضي موقع خيلي منو دوست داره ولي اكثرا بداخلاق . بهم ميگه عامل بداخلاقي و دعوا تويي. آخه من چيكار كنم عامل دعوا كارهاي خودشه. گاهي بهم از زنهاي فاميلشون مثال مياره ميگه فداي فلان كس بشي كه با همسرش همكاري ميكنه.