خدایا!
تو را شکر می کنم که اشک را آفریدی که عصاره ی حیات انسان است 

آنگاه که درآتش عشق می سوزم 

یا در شدت درد می گدازم 


یا در شوق زیبائی و ذوق عرفانی آب می شوم و سراپای وجودم 

روح می شود 

لطف می شود 

عشق می شود

سوز می شود

و عصاره ی وجودم بصورت اشک آب می شود

و بعنوان زیبا ترین محصول حیات که وجهی به عشق و ذوق دارد و وجهی دیگر به غم و درد در دامان وجود فرو می چکد.

اگر خدای بزرگ از من سندی بطلبد , قلبم را ارائه خواهم داد و

اگر محصول عمرم را بطلبد, اشک را تقدیم خواهم کرد

خدایا !
تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم

تو مرا فریاد کردی که همچون رعد در میان توفان حوادث بغرم

تو مرا درد و غم کردی تا همنشین محرومین و دلشکستگان باشم

تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم 

تو مرا برق کردی که تا آسمان ظلمت زده بتازم و سیاهی این شب ظلمانی را بدرم
 
تو مرا زهد کردی که هنگام درد و غم و شکست و فشار ناراحتی وجود داشته باشم 

و هنگام پیروزی و جشن و تقسیم غنائم دامن خود بر گیرم و در کویر تنهائی با خدای خود بمانم.

خدایا!


تو را شکر می کنم
که غم را آفریدی و بندگان مخلص خود را به آتش آن گداختی و مرا از این نعمت بزرگ توانگر کردی

خدایا!تو را شکر می کنم
که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی

تو را شکر می کنم 
که جانم را به آتش غم سوزاندی و قلب مجروهم را برای همیشه داغ دار کردی دلم را سوختی و شکستی تافقط جایگاه تو باشد ...

یـادَشــ گـرامـیــ و راهَـشــ پـُـر رَهـــرُو