سارینای عزیز
شما منطقی ترین کار ممکن رو انجام دادید...
بهتون بخاطر داشتن چنین اراده ی قوی تبریک میگم عزیزم!
ناراحت بودن شما بعد از وابستگی پیش اومده طبیعی هستش...
اما شما باید واقعیت موجود رو بپذیرید و با امید و انرژی بیشتر به آینده ی پیش روتون فکر کنید...
به این  فکر کنید که قطعا خواست خدا چیز بهتری برای شما بوده و هست و شما فقط باید با توکل بیشتر به خدا منتظر روزهای خوب زندگیتون باشید...
برای اینکه این روزها هم براتون آسون تر بگذره سعی کنید خودتون رو سرگرم کنید..
پازلهای 1000تکه میتونه ذهن شما رو در حین انجام دادنش کاملا از این ماجرا بیرون بیاره،سرگرم کردن خودتون ب کارهایی که بهش علاقه دارید و خوندن کتابهای مورد علاقتون هم میتونه شما رو از این حالت بیرون بیاره...
هر وسیله و یادگاری ای که از ایشون دارید رو از دسترس خودتون دور کنید و سعی کنید به جاهایی که با ایشون خاطره دارید کمتر برید و همچنین سعی کنید هرکاری که شما رو به یاد ایشون میندازه کمتر انجام بدید...
موفق باشید دوست عزیزم!