تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




او 5 سال از من کوچکتر است!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سارینا1
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

او 5 سال از من کوچکتر است!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرض سلام و خسته نباشید.
    امیدوارم بتونم  از راهنمایی های شما استفاده کنم و بهترین و درسترین تصمیم را بگیرم...

    دختری هستم 29 ساله و مجرد، اصولا خیلی کم اتفاق میفته که پسری به دلم بشینه و بتونم بهش فکر کنم، یعنی باید شرایط من رو داشته باشه! اما متاسفانه بعد از این همه مدت پسری به دلم نشسته که 5 سال از من کوچکتر است، بدون کوچکترین دخالت دادن احساساتم ، این رو باید بگم که ایشون کاملا منطقی، عاقل، و خیلی بزرگتر و بیشتر از سنش هم برخورد میکنه و هم تصمیم میگیره و شاید بخاطر همین هست که من روش حساب باز کردم ... تو شرکتی که کار میکنم همه همکارها از اینکه ایشون کاملا پخته و منطقی هست حرف میزنند. این آقا هم از من خوشش اومده ، ولی اوایل بخاطر فاصله سنیمون من خیلی مبارزه کردم چون فکر میکردم که ممکنه مشکلاتی در آینده داشته باشه! بعد از چند ماه نظر من رو به خودش جلب کردم و من هر روز بیشتر ازش خوشم میومد، خیلی پسر صادقی هست و همه چیز رو خیلی راحت عنوان میکنه حتی اگه بدونه به ضررش تموم میشه! اما الان مشکل ما این شده که باید به هر نحوی از هم فاصله بگیریم چون اگر بخواد این مساله رو مطرح کنه و خواستگاری کنه همه کسانی که تا دیروز کنارمون بودند الان مقابلمون قرار میگیرند و ممکن هست هر چقدر هم ما بتونیم با هم خوب زندگی کنیم ممکنه بخاطر سرکوفتهای دیگران که بیشترش بخاطر تفاوت سنمیمون هست که من دختر 5 سال از ایشون بزرگترم، یه جاهایی کم بیاریم و زندگیمون رو نابود کنیم... 
    این آقا اوایل برای حل یکی از بزرگترین مشکلات زندگی من سمت من اومد و کم کم تا اینجا کشیده شد، همیشه میگه سن من براش مهم نیست و ترسش بخاطر اطرافیان و سرکوفت آنهاست و اینکه همه مقابلمون قرار بگیرند! و بهم میگه ادامه این آشنایی خیانت به من هست چون نمیتونه این رابطه رو سمت ازدواج بکشونه! قرار شد با چند نفر مشورت کنیم و راهکار بخواهیم و درسترین کار را انجام بدیم... هر چند اینقدر برام سخت شده که از ایشون جدا بشم چون تقریبا به انتخاب خودم بود و به دلم نشسته! و اینم بگم که من احساس میکنم که بیشتر ترجیح میده جدا بشیم تا به ازدواج ختم بشه ولی هر بار ازش پرسیدم میگه منو محکوم نکن ما مجبوریم و من دارم آینده رو میبینم و تو الان رو نگاه میکنی! آینده ای که بخاطر دیگران شاید کم بیاریم و وسط راه بمونیم.. و اینکه 5 سال دیگه وقتی سنمون بالاتر رفت پشیمون نشیم و ....
    حالا من باید چی رو در نظر بگیرم؟
    اینکه بعد از این همه مدت یکی به دلم نشسته و اینقدر به هم شبیه هستیم؟
    اینکه بخاطر ترس از آینده و سرکوفت دیگران بیخیال بشمو حتی تلاشی برای حل این ماجرا نکنم؟
    و اینکه چگونه متوجه بشم واقعا براش سن من مهم هست یا نیست؟
    میشه بهترین و منطقی ترین راهکار را با دلایل قانع کننده برام شرح بدین؟
    و اگر جدایی رو انتخاب میکنید بگید که من چطور با این موضوع کنار بیام که دلخوش این بودم که بالاخره از یکی خوشم اومد؟!
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیزم
    به نظر من و با توجه به حرفهایی که زدید بهتره که از فکر این ازدواج بیرون بیاید...
    چون با وجود اینکه معتقدید این آقا از سن خودش خیلی بیشتر میفهمن ولی تمایل بیشتری به جدایی دارند تا ادامه دادن زندگی..
    چون از نگاه های دیگران بسیار نگران هستند و دوست ندارند در آینده هم از این لحاظ مشکلی داشته باشند
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    من اینجوری فکر میکنم که شاید دوست داشته باشه جدا بشیم ولی خودش میگه من واقعا راضی به جدایی نیستم ولی باید خیلی مبارزه کنیم و در مقابل همه باشیم!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ببین عزیزم اینا که میگم نظر شخصی خودمه و نمیدونم واقعا درست هستش یا نه...
    هیچوقت اون آقا نمیاد مستقیم بهت بگه نه و این حرفا سعی میکنه غیر مستقیم و با حرفاش بهتون نشون بده که بهتره از فکر این ازدواج بیرون بیاید و به نظر منم تفاوت 5 سال تفاوت زیادیه و  خیلی نمیتونه قابل چشم پوشی باشه...
    به  نظرت اگه راه دیگه ای رو پیش بگیری بهتر نیست؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    میدونم ...
    ولی شاید بخاطر این پذیرفتنش برام سخت شده که خودم انتخابش کردم و بعد از مدتها تنها پسری بود که به دلم نشست! انگار میترسم بذارمش کنار!
    امیدوارم بهترین تصمیمو بگیرم... 
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    havva آواتار ها
    دوست عزیز من راستش بزرگ بودن خانوم ها تو ایران عجیب دیده میشه اما دلیل بر این نیست که این جور زندگی ها اخر عاقبت نداره هیچ کس نمیتونه بگه 100 درصد اگه باهاش ازدواج کنی کارت به طلاق میکشه البته همین درصد برای خوشیختیتم وجود داره اما ازدواج کردن یه ریسک بزرگ که باعث میشه بخش بزرگی از سرنوشت ما رقم بخوره 
     من خیلی هارو میشناسم که زن از مرد بزرگ تر و زندگی خوبی دارن خودارو شکر( نمیگم مشکلی ندارن ها چون همه جا اختلافات ریزی هست که طبیعیه) 
    مثلا داداش بهترین دوستم 30 سالشه اما زنش 5سال از خودش بزرگ تر 2تام بچه ناناش دارن  

    بدش اگه قرار تو این راه قرار بگیرید نباید سرکوفت های دیگران براتون مهم باشه چون اگه شما مشکلی نداشته باشید کمکم همه با این جریانات کنار میان

    چی در نظر بگیری؟ خب معلومه اینکه اگه تو این راه قدم گذاشتی دلسرد نشی بدونیکه ندگی هیچ کس همون طور که از بیرون دید میشه نیست فک نکنی که اگه اون زمان انتخاب دیگه میکردم الان خوشیخت بودم
    برفرض دعواتون بشه و بشینی بگی اره دیگه اگه از من بزرگتر بود ال میشودبل میشود اینا (از کجا معلوم اگه اقا 5سال بزرگتر بود ال بل میشود)
     بدش چون تو بزرگتری باید بگم تو این جور زندگی ها اکثر خانوم چون بزرگتر همیشه  نگران اینکه زیادی پیر دیده بشن و شوهرش بر سمت دختر های جون تر (نمیگیم احتمالش نیست) که به نظر من خانوم در هر شرایطی باید روحیه خوددش رو حفظ کنه باید سعی کن0 همیشه جذاب به نظر برسه  لباسهای با رنگ شاد بپوشه چیزهای که بهش احساس شادابی جونی میدن  ببایدبگه بخند برقصه بخونه ........... 
    میدونی رمز موفقیت تجار بزرگ چی  ..... ریسک  کردن اون هاست 
    چون همین ریسک که شاید اونا رو ببر بالا یا کل ملق بندازه زمین
     وحالا تو شرایط در نظر بگیر ببین میخوای ریسک کنی یا نه
    چون هنوز 50% احتمال داره خوشبخت باشی یا نباشی
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ممنونم از راهنماییهای همتون...
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سارینا جان
    سن و سال ملاک خیلی مهمی در موفقیت ازدواج نیست. این مساله اگه هم مهم باشه اهمیتش رو شخص شما و طرف تون تعیین میکنین. مثلا رنگ پوست معیار مهمی در ازدواج نیست ولی ممکنه دختر و پسری باشن که رنگ پوست براشون مساله خیلی مهمی باشه و براشون ملاک قاطعی باشه در انتخاب همسر.
    در اقوام ما سه مورد ازدواج بوده که خانم از اقا خیلی بزرگتر بود و دوتای اینها موفق بودن( در حد واقعا زیاد) و یکیش ناموفق که البته ناموفق بودنش به عوامل زیادی ربط داشت نه فقط اختلاف سن.
    اگه نظر منو میخواین شما کاملا اوکی هستین و اختلاف سن تون مشکلی ایجاد نمیکنه می مونه سایر مسایل که باید بررسی کنین یعنی در واقع عوامل کلیدی مثل شناخت شخصیت، شرایط مادی دو طرف، شباهت یا عدم شباهت دیدگاه ها و فرست ایمپرشن که ظاهرا میگین گرفتین.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    شاید بشه مساله سن رو به گونه ای حل کرد(که بستگی به طرفین و برخی شرایط حاکم داره)، اما مساله شما اینه که این آقا تردید بسیار زیادی برای شروع زندگی مشترک دارند و از حرفهاشون استنباط میشه که احتمالا هم به حرف دیگران خیلی اهمیت میدن و هم تمایل زیادی به شروع زندگی مشترک تحت این شرایط ندارند. اینها علائم هشداردهنده مهمی هست. صراحتا با ایشون صحبت کنید و بهشون بگید که تکلیف شما رو روشن کنند. اگر تمایلی به ازدواج ندارند، همین حالا رابطه رو قطع کنید. تاپیک زیر رو هم بخوانید:

    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D8%B3%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    از همه شما دوستانم ممنونم...
    برخلاف میلم رابطه رو تموم کردم چون کاملا حق با آقای عزیزی هست... البته قبل از صحبتهای آقای عزیزی به این نتیجه رسیدم که چون شرابط ما کمی خاص هست نیاز داره طرفین کاملا قرص و محکم باشن بخصوص ‍‍پسر که قراره با شخصی بزرگتر از خودش ازدواج کنه! ولی محسن قرص و محکم نبود...
    الانم خیلی دلم گرفته و ناراحتم بخاطر خیلی موارد زندگیم...
    تو قسمت افسرده کامل نوشتم ...
    واقعا بد شانسم...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •