تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مرگ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sepid
آخرین ارسال:sepid
پاسخ ها 10

مرگ

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من مشکلی دارم و اونم اینه که من دوست دارم بمیرم من الان 17 سالمه و تا حالا چندین بار دست به خودکشی زدم  این مسئله مربوط به سنم نیست چون تا اونجا که بیاد دارم من همیشه ارزوی مرگ داشتم و از وقتی 9 سالم بود سعی میکردم خودمو به خیابون پرت کنم و یا چاقو بر میداشتم تا خودمو بکشم  حالا تنها ارزوم مرگه و بجز مرگ از خدا چیزی نمی خوام  من زندگیه خوبی دارم و پدر و مادر خیلی مهربونی هم دارم خواهش میکنم کمکم کنید من واقعا نمیدونم باید چیکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیزم
    چرا همچین احساسی رو داری؟
    از اول زندگیت دچار این احساس بودی؟
    در سن 9 سالگی برات اتفاق خاصی پیش اومده که دووست داشتی چنین اتفاقهایی برات بیفته؟
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نه من هیچ وقت مشکل خاصی نداشتم حتی قبل از  9 سالگی  وزمانی که کوچیک تر بودم چون همه میگفتن خدا دعای بچه ها رو براورده میکنه من همیشه ازش میخواستم که مثلا پنج شنبه ی این هفته  منو بکشه و فکر میکردم میمیرم من نمیتونم به اینده فکر کنم و از اینده وحشت دارم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام سپید
    نام کاربریت که هیچ بوی مرگ نمی ده خیلی هم سفید و زیباست. بوی امید میده.

    بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه!
    از 9 سالگی دوست داشتی که بمیری چون از آینده وحشت داشتی و داری؟
    یعنی تنها دلیلت برای مردن و نخواستن زندگی، ترس از آینده است؟

    اگه تنها دلیلت اینه، یکم بیشتر توضیح بده که دقیقا از چه چیزی می ترسی که تو آینده اتفاق بیفته و می خوای ازش فرار کنی؟
    و اگه ذلایل دیگ های هم داری اونها رو هم دقیق توضیح بده!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    وقتی کوچیک تر بودم از اینده نمی ترسیدم نمیدونم چرا همیشه می خواستم بمیرم الانم نمیدونم شاید بخاطر مدرسه و کنکور باشه من حتی از فکر کردن بهشون وحشت  دارم  البته من همیشه از مدرسه میترسیدم  و وقتی 7 یا 8 سالم بود پیش روانپزشکم میرفتم و قرص مصرف میکردم حتی  الانم قرصای ارام بخش مصرف میکنم ولی از ترسم کم نکرده البته همش به مدرسه مربوط نیست  هر اتفاق کوچیکی باعث میشه من گریه کنم و به خدا التماس کنم منو بکشه اگه الانم خودمو نمی کشم بخاطر ابروی بابامه وگرنه فکرمی کنم جهنم بهتر از این دنیاست
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سپید جان
    انشاا... دوستان مشاور میان و بهتر راهنماییت می کنن.

    من 2 تا چیز به ذهنم می رسه که انشاا.. اگه مشاوران محترم سایت هم تایید کردن حتما انجامشون بده:
    1- با دکتر خودت راجع به این موضوع صحبت کن به احتمال زیاد تاثیر داروهاست و اگه قبول نکرد دکترت رو تغییر بده.
    (هرگز داروهای اعصاب رو با اختیار خودت کم یا زیاد نکن)

    2- بشین دقیق با خودت فکر کن که چرا دوست نداری به زندگی ادامه بدی؟ از چه می ترسی؟ اگه چه بشه دوست داری به زندگی ادامه بدی؟
    اصلا نگو نمی دونم. دقیق روشون فکر کن و برای ما هم بنویس.
    گاهی آدما چون از خواسته ها و تواناییهای خودشون خبر ندارن از زندگی دلسرد می شن. پس بشین دقیق در مورد خودت و خواسته هات و نگرانیهات و ترسهات فکر کن و دونه دونه ش رو بنویس. تا اینجا با کمک مشاوران بتونی به ترسهات فائق بشی.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    مرگ رو چی معنی میکنی؟
    یعنی در مرگ چه چیزی دیدی که اینطور راجع بهش فکر میکنی؟
    ازبچگیت قبل از نه سالگی چیزی به یاد داری که مرگ رو برات تداعی کنه؟
    بیشتر به چه فیلم هایی علاقه داری؟
    دوستانت چطور کسایی هستند؟
    خواهر وبرادر داری؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
     بهتره بگم پدرم پزشکه و زیر نظر ایشون قرص میخورم  هیچ اتفاقی نیست که بتونه باعث شه من به زندگی علاقه مند بشم
    مرگ نجات از زندگیه و بدون مرگ زندگی بی معنیه 
    من همیشه زندگی خوبی داشتم و چیزی نبوده که بتونه مرگو واسم تداعی کنه
    فیلمای طنزو دوست دارم
    دوستام افراد افسرده ای نیستن و خیلی شادن
    دو تا خواهر دارم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    موج آبی آواتار ها
    خب داروهارو دیگه مصرف نکن به ورزش روی بیار شنا کن ببین توی چه کاری ویا هنری توانایی داری همونو دنبال کن یه برنامه ریزی انجام بده و مدتی مثلا دوهفته اینطور ادامه بده بعد بیا اطلاع بده ببینیم به کجا میرسیم
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    مشکل من قرص نیست من بعضی وقت ها هم متوقفش میکنم ولی هیچ ربطی به قرص نداره مشکل منم با این کارا حل نمیشه خیلی ممنون که کمک کردین
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •