تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




آیا این دختر مناسب ازدواج با من هستش؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:PESAREIRANI
آخرین ارسال:RIMA
پاسخ ها 38

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

آیا این دختر مناسب ازدواج با من هستش؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    ممنونم از شما دوستان مهربان همسفر و مریم عزیز باور کنید دیگه مغز من به شخصه قد نمیده و جنگ و کشمکش زیادی با خودم دارم از طرف دیگه اصلا نمیتونم ازش بگذرم نمیدونم تجربه کردید یا نه اما برای من یه عشق قدیمی و کهنه دوباره زنده شده دیگه نمیتونم این فرصت رو از دست بدم ولی از طرفی هم نمیخوام از در اشتباه وارد بشم و احساس بینمون معصومیتش رو از دست بده چون من اونو به عنوان دوست دختر نمیخوام و از این میترسم رابطه ی ما به این سمت کشیده شه.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    لطفا اگه دوستان میتونند راهنمایی کنند راهنمایی هاشون رو از من دریغ نکنند.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ابتدا لازم میدونم که از مشاوره خوب خانم موج آبی و راهنمایی های مفید خانم همسفر تشکر کنم

    با توجه به حساسیت مساله و اینکه چنین مواردی رو قبلا هم باهاشون مواجه شده ام، لازم میدونم نکاتی رو بیان کنم. امیدوارم با کسب اطلاع از این موارد و نکاتی که خانمها موج آبی و همسفر به درستی به اونها اشاره کردند، بهترین و عاقلانه ترین تصمیم رو بگیری

    پسر ایرانی عزیز، اولین نکته اینکه شیطان برای بچه مذهبی ها خیلی پیچیده تر از انسانهای غیرمذهبی عمل میکنه. اگه مثلا به من نوعی که ایمانم ضعیفه، میاد میگه که عبادت رو به تاخیر بنداز، فعلا شامتو بخور و من قبول میکنم، برای یک فرد مومن نیرنگ دیگری به کار میبنده: مثلا بهش میگه اگر الان بری نمازتو بخونی ریا میشه!

    فرق بچه مذهبی(کسی که ادعای مذهبی بودن رو داره) با غیرمذهبی در چنین مواردی، همون نکته قشنگی میشه که همسفر بهش اشاره کرد:

    متدین بودن، سپر خودمتقاعدسازی میشه برای گناه

    ممکنه شیطان نجواهای دلسوزانه و قشنگی بکنه. مثلا بگه:

    نکنه این دختر رو در این شرایط رها کنی که بره یه بلایی سر خودش بیاره؛ یا بگه اگه الان فرصت رو از دست بدی، دیگه هیچوقت ممکنه به دستش نیاری؛ یا مثلا بگه شوهرش آدم خیلی بدیه و تو این حق رو داری که این دختر رو از این منجلاب نجات بدی...

    میبینی که جمله ها به ظاهر خیلی قشنگ هستند. پای عشق و علاقه و احساس که وسط میاد، شیطون از هر نیرنگی بهره میبره. فکر میکنی حضرت یوسف(ع) احساس نداشت؟ به نظرت ایشون گفتند چون من پیغمبر خدا هستم، پس مصون هستم؟ نه، پیامبر خدا با تمام نیرو فقط فرار کرد، چون میدونست اینجا جای تعارف کردن نیست.

    پس، سعی کن با خودت و وجدانت روراست باشی. همونطور که موج آبی به درستی گفت:

    یک لحظه خودت رو جای شوهر ایشون بگذار.

    حالا مایلم یه داستان واقعی شبیه به مساله خودت رو بیان کنم. بیرون کشیدن نکاتش برعهده خودت:

    دختری بود که با یکی از آشنایانشون ازدواج کرده بود. پس از گذشت مدت کمی از عقد، متوجه شدند که این پسر بیماری افسردگی داشته. باز هم گذشت و معلوم شد که ایشون به سیگار هم معتاد شده و بداخلاق هم شده بود. رابطه دختر با خانواده همسرش هم چنگی به دل نمیزد. در همین هنگام، یکی از اقوام دختر که شرایطی مشابه شما داشت و به دختر علاقه مند بود، سر و کله اش در مجلسی که ایشون حضور داشت پیدا شد. با همین نگاهها و براندازکردنها، ارتباطی بین این دو نفر ایجاد شد. کم کم کار از دردودل کردن فراتر رفت، و به ابرازعلاقه کشیده شد. به قدری وابستگی بین دختر و پسر شکل گرفت، که دختر گفته بود طلاقش رو میگیره به هر قیمتی و اگر به پسر جدید برسه که زندگی میکنه و گرنه خودکشی. اگر هم نتونست طلاق بگیره باز هم خودکشی! و اینها صرفا تهدید نبود و بارها اقداماتی در این زمینه انجام شده بود. پس از گذشت مدتی، طرفین متوجه اشتباه خودشون شدند و تصمیم به ترک رابطه مخرب گرفتند. با سختی فراوان، این امر صورت پذیرفت. فکر میکنی زندگی اون دختر چی شد؟ اون دختر رفت سراغ زندگی خودش و از در دیگری وارد شد. با مشاور صحبت کرد و روشهای دیگری رو در پیش گرفت و الان عاشق همسرشه و یه تار موشو به دنیا نمیده و از این جریان سالها میگذره

    معادلات انسانی به این سادگی ها که برخی از ما تصور می کنیم، نیست.

    اگر واقعا میخوای میزان وفاداری ایشون رو بسنجی، نتیجه امتحان جلوی روته.

    کجای دین نوشته که دختر برای پسر نامحرم دلبری کنه، اون هم دختر شوهردار؟

    فکر نمی کنی که اگر ایشون از شما قطع امید بکنه، ممکنه راهی برای بازگشتش به زندگی خودش باشه؟

    فکر نمی کنی اگر حتی بخواد طلاق بگیره، ممکنه بعد از مدتی پشیمون بشه و بخواد برگرده سر زندگی خودش؟

    فکر نمی کنی این رابطه احساسی شکل گرفته، راه رو بر هر منطقی میبنده؟


    شما این حق رو نداشتی که زن شوهردار رو برانداز کنی. همانطور که دیگران چنین حقی ندارند.

    شما امید رو در دل ایشون زنده کردی، اما از طریق نادرستش

    و شما احتمال هرگونه بازگشت به زندگی رو نادیده انگاشتی

    ایشون برای حل شدن مشکلشون باید به روانشناس و مشاور مراجعه کنند، و نه به مرد نامحرمی که پای دردودلشون بنشینه

    اگر قصدشون طلاق هم هست، باید از راهش اقدام کنند.

    اگر قصد شما ازدواج هست، باید صبر کنی تا تکلیف زندگی ایشون روشن بشه. تازه اون موقع باید فکر کنی و ببینی که آیا به درد هم می خورید یا نه

    کاری که شما باید انجام بدید، کم کردن وابستگی قطع کامل این رابطه مخرب هست، با رعایت نکات زیر:

    1. به هیچ عنوان از پیامهای احساسی(کلامی و غیرکلامی) استفاده نکنید.

    2. ایشون رو به شیوه درست، به یک روانشناس یا مشاور مجرب ارجاع بدهید.

    گامهایی که برای عملی کردن این کارها لازمه انجام بدید رو به وقتش ان شا الله عرض خواهم کرد.

    فعلا به شما پیشنهاد میکنم، به مدت یک هفته بر روی توصیه های مذهبی در این زمینه(که معتقدید بهشون پایبند هستید) متمرکز بشید تا مقداری ذهنتون آماده تر بشه. همچنین آسیبهای این رابطه رو که تا حدودی بیان شدند(مثلا ایجاد امید واهی در این خانم، بستن امکان بازگشت این خانم به زندگی با همسرش به طور کلی، بستن راههای انتخاب درست و عاقلانه خودتون و ...)، در نظر بگیرید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'محسن عزیزی' pid='22741' dateline='1378403534'
    سلام

    ابتدا لازم میدونم که از مشاوره خوب خانم موج آبی و راهنمایی های مفید خانم همسفر تشکر کنم

    با توجه به حساسیت مساله و اینکه چنین مواردی رو قبلا هم باهاشون مواجه شده ام، لازم میدونم نکاتی رو بیان کنم. امیدوارم با کسب اطلاع از این موارد و نکاتی که خانمها موج آبی و همسفر به درستی به اونها اشاره کردند، بهترین و عاقلانه ترین تصمیم رو بگیری

    پسر ایرانی عزیز، اولین نکته اینکه شیطان برای بچه مذهبی ها خیلی پیچیده تر از انسانهای غیرمذهبی عمل میکنه. اگه مثلا به من نوعی که ایمانم ضعیفه، میاد میگه که عبادت رو به تاخیر بنداز، فعلا شامتو بخور و من قبول میکنم، برای یک فرد مومن نیرنگ دیگری به کار میبنده: مثلا بهش میگه اگر الان بری نمازتو بخونی ریا میشه!

    فرق بچه مذهبی(کسی که ادعای مذهبی بودن رو داره) با غیرمذهبی در چنین مواردی، همون نکته قشنگی میشه که همسفر بهش اشاره کرد:

    متدین بودن، سپر خودمتقاعدسازی میشه برای گناه

    ممکنه شیطان نجواهای دلسوزانه و قشنگی بکنه. مثلا بگه:

    نکنه این دختر رو در این شرایط رها کنی که بره یه بلایی سر خودش بیاره؛ یا بگه اگه الان فرصت رو از دست بدی، دیگه هیچوقت ممکنه به دستش نیاری؛ یا مثلا بگه شوهرش آدم خیلی بدیه و تو این حق رو داری که این دختر رو از این منجلاب نجات بدی...

    میبینی که جمله ها به ظاهر خیلی قشنگ هستند. پای عشق و علاقه و احساس که وسط میاد، شیطون از هر نیرنگی بهره میبره. فکر میکنی حضرت یوسف(ع) احساس نداشت؟ به نظرت ایشون گفتند چون من پیغمبر خدا هستم، پس مصون هستم؟ نه، پیامبر خدا با تمام نیرو فقط فرار کرد، چون میدونست اینجا جای تعارف کردن نیست.

    پس، سعی کن با خودت و وجدانت روراست باشی. همونطور که موج آبی به درستی گفت:

    یک لحظه خودت رو جای شوهر ایشون بگذار.

    حالا مایلم یه داستان واقعی شبیه به مساله خودت رو بیان کنم. بیرون کشیدن نکاتش برعهده خودت:

    دختری بود که با یکی از آشنایانشون ازدواج کرده بود. پس از گذشت مدت کمی از عقد، متوجه شدند که این پسر بیماری افسردگی داشته. باز هم گذشت و معلوم شد که ایشون به سیگار هم معتاد شده و بداخلاق هم شده بود. رابطه دختر با خانواده همسرش هم چنگی به دل نمیزد. در همین هنگام، یکی از اقوام دختر که شرایطی مشابه شما داشت و به دختر علاقه مند بود، سر و کله اش در مجلسی که ایشون حضور داشت پیدا شد. با همین نگاهها و براندازکردنها، ارتباطی بین این دو نفر ایجاد شد. کم کم کار از دردودل کردن فراتر رفت، و به ابرازعلاقه کشیده شد. به قدری وابستگی بین دختر و پسر شکل گرفت، که دختر گفته بود طلاقش رو میگیره به هر قیمتی و اگر به پسر جدید برسه که زندگی میکنه و گرنه خودکشی. اگر هم نتونست طلاق بگیره باز هم خودکشی! و اینها صرفا تهدید نبود و بارها اقداماتی در این زمینه انجام شده بود. پس از گذشت مدتی، طرفین متوجه اشتباه خودشون شدند و تصمیم به ترک رابطه مخرب گرفتند. با سختی فراوان، این امر صورت پذیرفت. فکر میکنی زندگی اون دختر چی شد؟ اون دختر رفت سراغ زندگی خودش و از در دیگری وارد شد. با مشاور صحبت کرد و روشهای دیگری رو در پیش گرفت و الان عاشق همسرشه و یه تار موشو به دنیا نمیده و از این جریان سالها میگذره

    معادلات انسانی به این سادگی ها که برخی از ما تصور می کنیم، نیست.

    اگر واقعا میخوای میزان وفاداری ایشون رو بسنجی، نتیجه امتحان جلوی روته.

    کجای دین نوشته که دختر برای پسر نامحرم دلبری کنه، اون هم دختر شوهردار؟

    فکر نمی کنی که اگر ایشون از شما قطع امید بکنه، ممکنه راهی برای بازگشتش به زندگی خودش باشه؟

    فکر نمی کنی اگر حتی بخواد طلاق بگیره، ممکنه بعد از مدتی پشیمون بشه و بخواد برگرده سر زندگی خودش؟

    فکر نمی کنی این رابطه احساسی شکل گرفته، راه رو بر هر منطقی میبنده؟


    شما این حق رو نداشتی که زن شوهردار رو برانداز کنی. همانطور که دیگران چنین حقی ندارند.

    شما امید رو در دل ایشون زنده کردی، اما از طریق نادرستش

    و شما احتمال هرگونه بازگشت به زندگی رو نادیده انگاشتی

    ایشون برای حل شدن مشکلشون باید به روانشناس و مشاور مراجعه کنند، و نه به مرد نامحرمی که پای دردودلشون بنشینه

    اگر قصدشون طلاق هم هست، باید از راهش اقدام کنند.

    اگر قصد شما ازدواج هست، باید صبر کنی تا تکلیف زندگی ایشون روشن بشه. تازه اون موقع باید فکر کنی و ببینی که آیا به درد هم می خورید یا نه

    کاری که شما باید انجام بدید، کم کردن وابستگی قطع کامل این رابطه مخرب هست، با رعایت نکات زیر:

    1. به هیچ عنوان از پیامهای احساسی(کلامی و غیرکلامی) استفاده نکنید.

    2. ایشون رو به شیوه درست، به یک روانشناس یا مشاور مجرب ارجاع بدهید.

    گامهایی که برای عملی کردن این کارها لازمه انجام بدید رو به وقتش ان شا الله عرض خواهم کرد.

    فعلا به شما پیشنهاد میکنم، به مدت یک هفته بر روی توصیه های مذهبی در این زمینه(که معتقدید بهشون پایبند هستید) متمرکز بشید تا مقداری ذهنتون آماده تر بشه. همچنین آسیبهای این رابطه رو که تا حدودی بیان شدند(مثلا ایجاد امید واهی در این خانم، بستن امکان بازگشت این خانم به زندگی با همسرش به طور کلی، بستن راههای انتخاب درست و عاقلانه خودتون و ...)، در نظر بگیرید.

    مرسی آقای عزیزی واقعا زیبا و شیوا بیان کردید ممنونم حرفاتون از ته قلب میپذیرم.بله مسلما ممکنه برگرده سر زندگیش ولی باور کنید اون از من تمایل بیشتری نشون داده دنبال دلیلش بگردی یه هزار راه جلوت ظاهر میشه که حتی خودشم شاید ندونه کدومش دلیل اصلیه ولی مطمئن باشید من دید ریاکارانه به این رابطه نداشتم و نمیخوام خدایی نکرده سوء استفاده کنم.متاسفانه شرایط طوریه که نمیتونم نبینشم به دلیل مسائل خانوادگی و کاری والدین هردو حداقل در هفته 1 یا دوبار همدیگه رو میبینم و خب نمیشه بهش کم محلی کنم به دو دلیل اول اینکه اگه بخوام کم محلی کنم خانواده ها میگن اینا تا دیروز از کنار هم تکون نمیخوردند حالا چرا اینطوری شدن و بهمون انگ میزنن و دوم اینکه اگه الان کمکش نکنم نمیدونم اگه در آینده خواستم ازش خواستگاری کنم عکس العملش چیه؟
    خلاصه بگم در روند این رابطه و دید و بازدید نمیتونم تغییری ایجاد کنم یه راهکار بهتر دارید که بدون اینکه آزرده خاطر بشه و بعدا کینه به دل بگیره بهش بگم فعلا برای رابطه ی بین منو تو زوده فعلا به مشکلی که داری فکر کن؟
    و یک چیز دیگه اینکه شما میتونید یه آزمایش به من بگید که حس تعهد و وفاداریش رو امتحان کنم واقعا بهش خیلی خیلی شدید نیاز دارم ممنون میشم یه آزمایش به من بگید مطمئنم این نه تنها سوال من بلکه ممکنه سوال خیلی های دیگه هم باشه.مرسی

     


     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    اگر خودت نخواهی این رابطه رو قطع کنی، هزاران توجیه دیگر هم میتونی براش بیاری.

    اتفاقا اگر بتونی در حضور ایشون این رابطه رو کنترل کنی، هنر بیشتری کردی.

    جلسه بعد که همدیگر رو دیدید، به ایشون بگو که من متوجه مشکلات شما با همسرتون هستم، اما ازآنجایی که تخصصی در این زمینه ندارم، بنابراین شما رو میتونم به مشاور خانواده ارجاع بدهم.

    به ایشون بگو که امیدواری که مشکلشون به بهترین نحو حل بشه

    مگر نه اینکه ایشون هم فردی مذهبی هستند؟

    پس، حقیقت رو با ایشون در میون بگذار. بهشون بگو شما هنوز یک زن شوهردار هستید و بنابراین اینگونه صحبت بین من و شما صحیح نیست.

    ترس شما از نگرانی خانواده ها بیشتر به بهانه شبیه هست تا دلیل. شما میتونی به خانواده ها بگی که من مشکل ایشون رو شنیدم، ولی چون در تخصص من نیست، ایشون رو میتونم به مشاور ارجاع بدهم.

    اگر ایشون قرار باشه به خاطر قطع یک رابطه کاملا غلط از جانب شما، بعدها که شما بخوای فرضا خواستگاری کنی، ردت کنند، پس باید یه مقدار در موردشون بیشتر تامل کنی

    این نکته مهم رو به خاطر داشته باش که شما نباید به ایشون بگی که طلاقت رو بگیر تا من باهات ازدواج کنم!

    بلکه صرفا بگو که بهتره شما برای حل مشکلتون به روانشناس و مشاور مراجعه کنید.

    با این کار، حتی اگر ایشون طلاق بگیرند و بعدها شما بخواهید اقدامی بکنید، میتونید براشون صادقانه توضیح بدید که جریان چی بوده.

    در مورد آزمون وفاداری هم اگر چشمانت رو خوب باز کنی، داری می بینی. ایشون هنوز یک زن شوهردار هستند، حتی اگر شوهرشون بدترین آدم روی زمین باشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    مرسی از راهنمایی های دلسوزانه تون واقعا ممنونم خیلی بهم کمک کردید امیدوارم بتونم مسیر درست رو انتخاب کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    سلام
    شما از علاقه ای صحبت میکنین که در حد یک نگاه بیشتر نبوده!آدمهایی هستن که هنوز بعد گذشت سالها زندگی در کنار هم نمیتونن بفهمن آیا واقعا هنوز دلبستگی بینشون هست یا نه!من فکر میکنم بعضی ها زندگی رو با یه مغازه اجناس یکی میدونن،به عنوان مثال یه جنس میخرن اگر از خریدش ناخرسند باشن پس میدن یا عوض میکنن یا میندازن دور ، و از همین روش برای آدمای بی حاشیه و ساده استفاده میکنن و برای بدست آوردن دلبستگی های جدید تر و تجربه های تازه تر ازساده دلهای دور و برشون پله های نردبانی رو میسازن که برای رسیدن به بهتر و بهتر و بهتر نیاز دارن....شایسته هست که در مسائل مهم زندگی نظیر ازدواج محتاط تر و عاقلانه و جدی تر برخورد کنید.



     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    سلام مجدد به دوستان عزیزم.
    در ادامه ی مسائلی که خدمتتون گفتم چند روز پیش به واسطه ی دعوت خانواده دختر به مهمونی خونه ی اونا رفتیم.
    توی اون جمع خیلی جدی تر از هر موقعی ارزیابیش کردم و همونجا به خودم گفتم وقتی از در این خونه بیرون بیام یا با عشق بهش بیرون میام یا این احساسو همینجا جاش میذارم.بگذریم...
    اون شب به خیلی چیزا روشن تر نگاه کردم بذارید نتیجه گیری هارو بهتون بگم:
    1-دستپخت 0
    2-آداب معاشرت ضعیف(خیلی خوش برخورده اما حرفاش نسنجیده س)و خانه داریشم تعریفی نبود همه ی کارا رو خواهرش انجام میداد خودشم مثل مهندس ناظر ملاحظه گر بود.
    3-وقتی آلبوم عکاسرو نگاه میکردیم دیدم همه ی عکساشو با شوهرش نگه داشته و خب اگه ازش متنفره چرا عکساشو نگه داشته؟!پس هنوز تکلیفش با خودش معلوم نیست.
    4-هر وقت سرمو بالا میگرفتم بهم زل زده بود ولی هر وقت من نگاش میکردم ناز میکرد خب اگه اینطور نگاه میکنه پس این ناز کزدنا واسه چیه.
    اما چیزاییی که خیلی عذابم داد این بود که اولا لباسای خیلی محرکی پوشیده یعنی به ظاهر پوشیده بود اما تحریک کننده بود و دوم اینکه بهش دقت کردم خیلی زنانه رفتار میکرد و حتی طوری هم آرایش کرده بود که سنش بیشتر نشون میداد ولی بیشترین چیزی که منو بهم ریخت این بود که حس میکنم منو به چشم دوست پسر برای پر کردن خلاء عاطفیش میخواد از رفتارش مشخصه چون اگه به ازدواج فکر میکنه پس چرا این همه به اصطلاح نخ میده؟!
    کلا اون شب اصلا باهاش حال نکردم و از وسطای شب دیگه بهش محل نذاشتم نگاشم نکردم یه حس نفرت عجیبی پیدا کرده بودم دوست داشتم سرمو بکوبم به دیوار حتی موقع خداحافظی هم با همه خداحافظی کردم به جز اون که دوهزاریش بیوفته و خلاصه الان تصمیم گرفتم فراموشش کنم لطفا راهنماییم کنید که چطور فراموشش کنم؟مرسی ببخشید طولانی شد نمیشد چیزی رو از قلم بندازم.
     [hr]مشاورین عزیز لطفا راهنمایی کنید.[hr]آقا من دارم دیوونه میشم یکی برسه به دادم[hr]یادتون باشه شماها میتونستید ولی کمک نکردید خداحافظ.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    وفاداری مساله ای نیس ک یکی دوروزه مشخص بشه و تعریف هر شخصی از وفاداری متفاوته.سوالتون خیلی سخته . ولی تنها راهش اینه ک ی مدت باهاش باشی تو محیطای مختلف ببینی چطور رفتارمیکنه وقتی باهاش در ارتباط نباشی چندان شناختی پیدا نمیکنی حداقل شش ماه بهش زمان بده تا بتونه با جداییش کناربیاد و شرایط روحی روانیش نرمال شه بعد تصمیم بگیر.
    راجب چشمک زدنشم خب حتما دوست داره دیگه یه شیطنتی کرده این دلیل ناپاکی نیس من خودم جاش بودم هیچوقت این کارو نمیکردم حداقل تا زمان متارکم اما خب در نظر داشته باش سنش پایینه درکل باید صبرکنی فعلا صبر صبر صبر
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    سلام پسر ایرانی
    اول اینکه ایشون به دلیل رابطه قبلیشون شناخت بهتری از مردان دارن پس امتحان کردشون واسه شما کار اسونی نیست بهترین راه فعلا بی محل کردن و صبره
    اما اگه تصمیمتو گرفتی و میخوای فراموشش کنی الان راحتتر از گذشته و ایندس اگر تصمیمتو گرفتی بازم برات پیام میزارم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •