تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




باسادگی و مامانی بودن شوهرم چه کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:BEHNAZ2
آخرین ارسال:roz va shab
پاسخ ها 6

باسادگی و مامانی بودن شوهرم چه کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خسته نباشید شوهرم یک زندگی ناموفق بعلت دخالتهای مادر و خواهرش ورا پشت سر گداشته که اطرافیان بعد از ازدواجم هشدار دادند که مواظب جادوی زبان مادرش !!!باشم شوهرم 50 سال دارد مشکلم وعده های دروغین خانواده اش و باور وی است هرچه از اول ازدواج وعده دادند در مورد اینکه اگر عروسی نگیرید با مخلرج ما به ماه عسل میروید که عملی نکردن وعده در مورد سرمایه دادن به شوهرم عملی نکردند و زیرش زدند گفته بودند یک واحد آپارتمان بهش میدن الان که آماده شده زیرش زدند ولی شوهرم انگار نه انگار همش وعده های دروغین اینها را باور و شکست میخورد و سر کار هم نمیرود نگران آینده یگانه فرزند 5 ساله ام هستم اجاره نشین هستیم نمیدانم چه کنم از ازدواجم پشیمان شده ام بسیار اضطراب دارم هیچ چیزی خوشحالم نمیکند واقعا مستاصلم احساس میکنم همه مسخره ام میکنند با این شوهر کردنم که 15 سال هم از من بزرگتر است پیش خودم هم شرمنده ام نمیدانم چه کنم با آن همه فراوانی ثروتشان نمیخواهند دست پسرشان را بگیرن تصمیم گرفته ام قطع رابطه کنم و با رفتنم به آنجا بچه ام را ناراحت نکنم چونکه همه فامیلاشون خیلی پولدارن و ارزانترین اسباب بازی بچه هایشان تبلتهای یک میلیونی است بچه ام غصه میخورد چه کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز....
    تا حالا با همسرتون در این مورد صحبت کردید؟
    خودشون چی میگن؟
    چطور باهم آشنا شدین؟
     
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موج آبی آواتار ها
    سلام شما قبلا مجرد بودی؟
    همسرتون با 50 سال سن شغلی ندارن که منتظر سرمایه شوهرتون هستند؟
    دلیل ازدواجتون با ایشون چه بود؟
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    من مجرد بودم و شاغل/با پدر و مادرش خانوادم از 60 سال پیش دوست بودن!شوهرم از بچه گی مقیم اروپا بوده اونجا شغل داشته وضع مالیش مثل باباش اونجا خوب بود/بعد از اینکه به ایران برگشته مقداری پول داشته که توی حساب بلند مدت گداشته باباش به بابام گفته بود نگمران شغل و وضع مالیش نباش بالاخره بچه منه دیگه!(خیلی پولداره)شوهرم بعد از بازگشت به ایران بخاطر خوشحال کردن خونوادش با معدل 19 کارشناسی گرفت .دلیل ازدواجم این بود که گفتم من با این ازدواج بچه ام رو (حاصل همین ازدواج)رو دارم بیمه میکنم مثل اون یکی نوه های باباش چه میدونستم اینجوری میشه/الان یه پاپاسی هم بهش نمیدن اینم میگه چیکار کنم نمیدن دیگه .خ.ب تقصیر بچه من چیه که باید اونا رو ببینه و حسرت بخوره هزار بار باهاش حرف زدم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'موج آبی' pid='20909' dateline='1377263219'
    سلام شما قبلا مجرد بودی؟
    همسرتون با 50 سال سن شغلی ندارن که منتظر سرمایه شوهرتون هستند؟
    دلیل ازدواجتون با ایشون چه بود؟
    واقعا دیگه نمیخوام رفت و آمد کنم باهاشون بخدا دارم عذاب میکشم فکر کنید بچه من همش باید به اسباب بازی و لباس و جشن تولد همشون با حسرت نگاه کنه مگه من چقدر عمر دارم راستی من میخوام بچه ام توی تهران مدرسه بره الان مدتهاست شهرتانیم بنظر تون من برگردم تهران به شوهرم پیشنهاد کنم یه جای دور از اونا اجاره کنه؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    به نظر من بهترین راه برگشت دوباره شما به اروپا هست البته اگر شوهرتون اقامت اونجا را داره
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •