ضمن عرض پوزش از همه دوستان
روايتي از يك فاجعه  مدل جدیدی از تجاوز-- --خانمی بعد از ساعتهاکار، دفتر کارش را ترک میکند؛ او کودکیرا میبیند که کنار جاده ایستاده و در حالگریه کردن است. این خانم دلش به حال کودکمیسوزد، بنابراین از او دلیل گریهاشرا میپرسد. کودک توضیح میدهد که گمشده و از خانم میخواهد که او را بهخانهاش برساند و کاغذی را به اومیدهد که آدرس خانهاش روی آن نوشتهشده بود زن که فرد مهربانی بوده، تصمیممیگیرد کودک را به خانهاش برساند؛بدون اینکه به چیزی مشکوک شود.-- --وقتی بهخانه میرسند، زن زنگ در را میفشارداما دچار برقگرفتگی شده و بیهوشمیشود.-- --فردا صبح وقتی به هوش میآید،میبیند که در خانهای خالی  رویزمین افتاده است،  او حتی متجاوزان راندیده بود....به همین خاطر است که اینروزها، جنایتکاران افراد مهربان رانشانه گرفتهاند. توصيه ميشودهیچوقت کودکي را به مکانی که میگوید،نرسانید و در صورت اصرار و التماس او، او رابه ایستگاه پلیس تحویل دهید.--
--بهترین کار در
حق بچههای گمشده، تحویل به ایستگاه پلیساست .

لطفا این مطلب را به تمام دوستان و
همکاران خانم خود، و آقایانی که همسردارند، بگویید. خیلی ناراحتکننده است که امروزنمیتوانیم حتی به بچهها کمککنیم
 خانمها مواظب خودتان باشید